اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
»
شمارهٔ ۲۲
در درد اگر طالب درمانی تو
بیهوده چرا به درد درمانی تو
جز هست کننده هر چه هست است تویی
افسوس که قدر خود نمی دانی تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: اگر دردی داری و دنبال درمان هستی، چرا به درمان خود اهمیت نمی دهی؟ تنها کسی که میتواند هر چیزی را موجود کند، خود تو هستی، اما متأسفانه نمی دانی که چقدر ارزشمندی.
هوش مصنوعی: اگر دردی داری و به دنبال درمان آن هستی، چرا بیفایده خود را در درد غوطهور میکنی؟
هوش مصنوعی: تنها وجود بخشنده و هستیآفرین هر چیز تو هستی، اما افسوس که خودت را نمیشناسی و ارزش واقعیات را درک نمیکنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای آن که به حکم، ملک میرانی تو
وز دل، خطِ نانوشته، میخوانی تو
گر باتو نگویم که چگویم در دل
نا گفته وناشنیده میدانی تو
ای عرش بر این سریر سلطانی تو
مهمانی بزم دوست ارزانی تو
این مشعله ها که بر رواق فلک است
شمعی است برای شب مهمانی تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.