گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اوحدالدین کرمانی

آنجا که بود عالم و ظالم سردار

بر تخت بود عالم و ظالم بردار

زنهار بکن عدل و مکن از پی آنک

با ظلم کس از ملک نشد برخوردار

جهان ملک خاتون

ای دوست مرا به کام دشمن مگذار

وز جان و دلم بلای هجران بردار

بر روی من از وصال بگشای دری

تا تو شوی از جان و جهان برخوردار

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه