اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
»
شمارهٔ ۴۴
چون معترفم بدانچ سرمستی هست
در حضرتت افلاس و تهیدستی هست
من آن توم تو را چه باشد هیچی
تو آن منی مرا همه هستی هست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به اعتراف میپردازد که در حالتی از سرمستی و شادی به سر میبرد، اما در عین حال به فقر و تهیدستی خود در برابر وجود معشوق اشاره میکند. او میگوید که معشوق برای او همه چیز است و خود را در مقابل او کامل و مهم نمیبیند. در حقیقت، وجود معشوق برای او معنا و ارزش زندگیاش را تشکیل میدهد.
هوش مصنوعی: چون به حقیقت واقفم که در نزد تو، سرمستی و خوشحالی وجود دارد، احساس فقر و بیچیزی را فراموش میکنم.
هوش مصنوعی: من آن تو هستم و تو چه هستی برای من؛ هیچ نمیسازی و تو همه موجودی من هستی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون معترفم بدانچ سرمستی هست
در حضرتت افلاس و تهیدستی هست
من آنِ توَم، تو را چه باشد؟ هیچی
تو آن منی مرا همه هستی هست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.