اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۵۰
یا رب تو نگه دار دلم را از غیر
تا ماند جان من مدام اندر سیر
بینایی ده به حضرت خویش مرا
خواهی تو به کعبه دار و خواهی در دیر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دعای شاعر برای حفظ دلش از تعلقات دنیوی و غیری اشاره دارد. او از خداوند میخواهد که جانش را همیشه در سفر معنوی نگه دارد و بینایی روحی به او عطا کند، خواه در کعبه باشد و خواه در مکانهای دیگر. شاعر به دنبال راهی برای نزدیکتر شدن به خداوند و اوجگیری در معنویت است.
هوش مصنوعی: ای پروردگار، دل مرا از هر چیز غیر خودت محافظت کن، تا جان من همیشه در حال ذکر و یاد تو باشد.
هوش مصنوعی: به من قدرت بینایی بده تا بدانم تو چگونه مرا میخواهی؛ آیا میخواهی در کعبه با من باشی یا در دیر؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در بارگه جلالت ای عذر پذیر
دریاب که من آمدهام زار و حقیر
از تو همه رحمتست و از من تقصیر
من هیچ نیم همه تویی دستم گیر
توحید به عرف عارف صاحب سیر
تخلیص دل از توجه اوست به غیر
رمزی ز مقامات نهایات طیور
گفتم به تو گر فهم کنی منطق طیر
ای گشته بیداد و بدی کردن چیر
هرگز نشود دلت ز بیدادی سیر
دیریست که من شنیدم از اهل دلی
کز بد نرهد که ببد هست دلیر
در زندان تا کرد مرا گردون پیر
آن موی چو شیر گشت و آن رخ چو زریر
از پای درآورد مرا چرخ اثیر
ای دولت طاهر علی دستم گیر
گر عاشق دلسوخته بی تدبیر
پیغام دهد که از توام نیست گزیر
صفرا چه کنی رحم کن ای بدر منیر
پای تو گرفته است رهی دستش گیر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.