گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عین‌القضات همدانی

از عشق دلا کسی بجائی نرسد

کو را ز وجود خود بلائی نرسد

چون عشق بنزد عقل ملک ابدست

ملک ابدی بهر گدائی نرسد

اوحدالدین کرمانی

طالب که نه صادق است جایی نرسد

بیگانه شود به آشنایی نرسد

در یافتن وصال او سلطانی است

آن سلطانی به هر گدایی نرسد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
جامی

از دلق و عصا صدق و صفایی نرسد

وز سبحه بجز بوی ریایی نرسد

هردم به کجا رسد مگو سلسله ات

کز سلسله هیچ کس به جایی نرسد

اهلی شیرازی

از کوشش من بمن نوایی نرسد

وز نخل تو ام بر وفایی نرسد

دستی که ز شاخ بخت کوتاه بود

هر چند که بر جهد بجایی نرسد

جویای تبریزی

دل غیر تأنی به صفایی نرسد

از بیتابی به مدعایی نرسد

شبنم که رسد به مهر از نرم روی است

از گرم روی شرر به جایی نرسد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه