اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۲۰
ای دوست تو را زان به عیان نتوان دید
کالبتّه به چشمِ جسم جان نتوان دید
از تو بگذر که تو ز تو چندان است
کز غایتِ تو ز تو جهان نتوان دید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر این است که دیدن حقیقتِ واقعی انسان، که همان روح یا جان اوست، با چشم جسمانی ممکن نیست. شاعر میگوید که باید از خودِ ظاهری بگذریم تا به عمق وجود و ذات واقعیمان پی ببریم. در واقع، محدودیتهای دنیای مادی ما را از درک کامل حقیقت بازمیدارد.
هوش مصنوعی: ای دوست، نمیتوان تو را به وضوح دید چرا که تنها با چشم جسمی نمیتوان جان تو را مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: از تو عبور کن، زیرا تو به خودی خود آنقدر بزرگ و وسیع هستی که نمیتوان به خاطر عظمت تو، جهانی فراتر از خودت را دید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن روز که روی دلستان نتوان دید
از بینایی نام ونشان نتوان دید
او مردم چشم ماست چون میبرود
شک نیست که بعد ازین جهان نتوان دید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.