اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۱۷
خود را چو نمود او نه خیال است و نه طیف
تو چون و چگونه دانیش، باشد حیف
هرگز نرسی به ذاتِ او تا گویی
ماهو و متی و لم و این و کم و کیف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع شناخت خداوند و محدودیتهای انسان در درک ذات او اشاره دارد. شاعر میگوید که وجود خدا نه تصوری است و نه سایهای، و اینکه فهمیدن او برای انسان ممکن نیست. انسان هرگز قادر نخواهد بود به ذات حقیقی خدا برسد و صفات و کمیت او را درک کند. بنابراین، شناخت خداوند فراتر از درک بشری است و نمیتوان او را با واحدهای شناختهشدهای همچون "چیست" و "چگونه" توصیف کرد.
هوش مصنوعی: وقتی او را میبینی، او نه یک خیال و نه یک پدیدهی فریبنده است. تو چطور میتوانی او را بشناسی و درک کنی؟ حیف است که این موضوع را نادیده بگیری.
هوش مصنوعی: هرگز به حقیقت وجود او دست نمییابی تا بتوانی سوالاتی مثل "چه چیزی است"، "کیست"، "چگونه است" و "چقدر است" را از او بپرسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از صدق رهانی دل خود را از حیف
وز صدق رهانی سر خود را از سیف
شاید که تو حدّ صدق از من پرسی
دانی چه بود صدق نگویی کم و کیف
پیریم و فقیر و ناتوانیم و ضعیف
ما را نبود بغیر غم یار و حریف
با اینهمه شادیم بقرآن مجید
چون حافظ حال ماست الله لطیف
عمریست ترا عزیز طبعیست لطیف
بر خود منما قید جهان را تکلیف
آن کن که رضاییست درو ایزد را
مگذار که ضایع شود اوقات شریف
از قضا یکشب نیامد آن رغیف
شد زجوع آن پارسا زار و نحیف
آن مرد شریف نام مردود کثیف
کز هستی او یافته امکان تخفیف
دیدم چو ...گفت
آسوده توان خفت در این جای شریف
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.