گنجور

غزل شمارهٔ ۴۷۹

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

از باغ جهان رخ ببستیم و گذشتیم

شاخی ز درختی نشکستیم و گذشتیم

دامن کش ما بود فریب غم ناموس

زین کشمکش بیهده رستیم و گذشتیم

هر گه که به ما راحتیان راه گرفتند

لختی دل آن طایفه جستیم و گذشتیم

پا بست در آتش زدن و رفتن از این دشت

خود را به دل سوخته بستیم و گذشتیم

گفتند که از کعبه گذشتن نه ز هوش است

گفتیم که ما مردم مستیم و گذشتیم

صد جا به کمند آمده بودیم در این راه

جون برق ز بند همه جستیم و گذشتیم

هر گاه که چشم من و عرفی به هم افتاد

در هم نگرستیم و گرستیم و گذشتیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهروز یاسمی نوشته:

درست: از باغ جهان روی ببستیم و گذشتیم

امین کیخا نوشته:

سیاه مست یک لغت زیبا به فارسی دارد و آن گرست است و در فرهنگ جلالی دیده می شود .

شاداب ذکاوتی نوشته:

بیت سوم: لختی دل آن طایفه خستیم و گذشتیم

مهدی تفرجی نوشته:

استفاده از ریشه های گرستن و نگرستن به جای گریستن و نگریستن بسیار جالبه. اصولا در زبان های پیشرفته و پویا که دارای متولی هستند (مانند زبان انگلیسی) هر چند سال تغییراتی در فرهنگ لغات دیده می شود و مرجع این تغییرات شاعران و بزرگان ادبی آن زبان ها هستند و معیار تغییرات ساده سازی زبان هستش. اصولا زبان فارسی زبانی با سرعت پایین هست و به نظر میرسه که بعضی از کلمات را می توان ساده تر بیان کرد تا سرعت کلام بالاتر بره. به هر حال جناب عرفی بسیار زیبا از این ساده سازی استفاده کرده. فرخی هم در بیت زیر این ساده سازی رو انجام داده:هیچ چشمی نشناسم که نه از بهر تو کرد
مجلس محتشمی را بگرستن طوفان

کانال رسمی گنجور در تلگرام