گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۲

 
عرفی
عرفی شیرازی » غزلها
 

صنم می گوی و در بتخانه می رقص

نوایی می زن و مستانه می رقص

عجب ذوقی بود در رقص مستی

تو نیز ای باده در پیمانه می رقص

بر افشان دست بر ناموس و آن گه

میان محرم و بیگانه می رقص

به جان با غیر جانان در میامیز

به تن با عاقل و فرزانه می رقص

دل از تمکین شود بی ذوق، زنهار

گهی کودک شو و طفلانه می رقص

چو خون در زخم صیدی گشته می جوش

چو دل در سینهٔ پروانه می رقص

مشو عرفی رهین باغ و بلبل

به بانگ جغد در ویرانه میرقص



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع عرفی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.