رسید رایت منصور شاه بندهنواز
به خرَّمی و سعادت به خطّهٔ شیراز
جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق
خدایگان مخالفکش موافقساز
شمار جوش سپاهش ستاره را مانند
مسیر قُبّهٔ چترش سپهر را دمساز
گشاده دولت او کشوری به یک حرکت
گرفته باز شکوهش جهان به یک پرواز
یقین که صبح ز ایّام دولت او را
هنوز صبح سعادت نمیکند آغاز؟
کجاست حاسد بدبخت گو ببین و بسوز
کجاست بندهٔ مخلص بگو بیا و بناز
به کامرانی چندانش زندگانی باد
که حصر آن نکند کس به عمرهای دراز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف مناصب و قدرت منصور شاه، حاکم شایسته و جوان بخت شیراز میپردازد. شاعر از خرم و سعادتی که در دوران حکومت او به وجود آمده، سخن میگوید و او را به عنوان کسی که مخالفانش را به موافقان تبدیل میکند، ستایش میکند. قدرت و Glory او مشابه ستارهای در آسمان است و رشد قلمرو او به یک حرکت ساده تعبیر میشود. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که دوران حکومت او هنوز در ابتدای صبح سعادت است و حاسدان باید حسرت وضع او را بخورند. در نهایت، شاعر آرزو میکند که زندگی منصور شاه به قدری با کامیابی باشد که هیچ کس نتواند آن را مختل کند.
هوش مصنوعی: پرچم منصور، شاه مهربان، به سرزمین خوشبختی و شادی شیراز رسید.
هوش مصنوعی: شخصی شجاع و خوشاقبال که در دنیا میگردد و قدرتی دارد، از دشمنان میکاهد و دوستان را گرد هم میآورد.
هوش مصنوعی: تعداد سربازان او به مانند ستارهها در آسمان است و راه آنان مانند شکل قوسی چتر در آسمان مشخص است.
هوش مصنوعی: دولت او به قدری گسترده و بزرگ است که با یک حرکت، تمام سرزمینها را تحت تأثیر قرار میدهد، و عظمت او به گونهای است که با یک پرواز، جهان را به زیبایی و شکوه خاصی میآورد.
هوش مصنوعی: آیا هنوز صبح سعادت برای او که در دوران قدرتش است، آغاز نشده است؟
هوش مصنوعی: کجا است آن حسود بینصیب که بدبختیاش را ببینی و به حالش بسوزی؟ کجا است آن بندۀ دلسوز و مخلص تا بیاید و ببالد؟
هوش مصنوعی: زندگی او به قدری خوش و سربلند باشد که هیچکس نتواند آن را در طول عمرش محدود کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز
زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز
اگرچه چنگ نوازان لطیف دست بوند
فدای دست قلم باد دست چنگ نواز
تویی، که جور و بخیلی به تو گرفت نشیب
[...]
اگر چه دیده افعی بخاصیت بجهد
بدانگهی که زمرد بدو بری بفراز
من این ندیدم، دیدم که خواجه دست بداشت
برابر دل من بترکید چشم نیاز
اگر دو دیده افعی بهخاصیت بکند
بدانگهی که زمرد بدو برند فراز،
من این ندیدم و دیدم که میر دست بداشت
برابر دل من بترکید چشم نیاز.
بهشت وار شد از نوبهار گیتی باز
در بهشت بر او کرد چرخ گوئی باز
درم درم شده روی زمین چو پشت پلنگ
شکن شکن شده آب شمر چو سینه باز
سرشگ ابر کند هر فراز را چو نشیب
[...]
چو عزم کاری کردم مرا که دارد باز
رسد به فرجام آن کار کش کنم آغاز
شبی که آز برآرد کنم به همت روز
دری که چرخ ببندد کنم به دانش باز
اگر ندارم گردون نگویدم که بدار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.