گنجور

 
نورعلیشاه

ای ز نور تو چشم جان روشن

جان چو باشد همه جهان روشن

گرنه شب از رخت بتابد نور

کی شود ماه آسمان روشن

آفتاب فلک هم از رویت

کرده روز جهانیان روشن

وصف روی تو کرده در مجمع

تا شده شمع را زبان روشن

بین چراغان لاله از رویت

هر سحرگه ببوستان روشن

باشد آئینه سان ز عکس رخت

دلم ای دوست جاودان روشن

از رخت نور تو تجلی کرد

شد زمین روشن و زمان روشن

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عراقی

ای ز عکس رخت جهان روشن

به خیال تو چشم جان روشن

گشته از رویت آفتاب خجل

شده از نورت آسمان روشن

هست از پرتو جمال رخت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
اوحدی

چون درو گردد این نشان روشن

شودش دل درست و جان روشن

جامی

ای به روی تو چشم جان روشن

وز فروغ رخت جهان روشن

رخ به راه تو سوده مه که چنین

تابد از اوج آسمان روشن

هر شب از شعله های آتش دل

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جامی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه