نه این زمان ز می جلوه تو من مستم
که سالهاست از این باده کهن مستم
دراین بهار ندانم بسر چها دارم
که دیگران بچمن جرعه نوش و من مستم
اگر نه بلبل زارم چرا بفصل بهار
ز آب و رنگ گل و نکهت چمن مستم
روم بکعبه و دیر و بسوزم این زنار
که آن صنم نکند همچو برهمن مستم
ز چین طره نماید چو نافه بخشائی
کند ز غالیه چون آهوی ختن مستم
زهی حکایت عشقی که بعد چندین سال
کند ز قصه شیرین و کوهکن مستم
لب از عصاره انگورتر چرا سازم
کنونکه نور نمود از می سخن مستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حال و هوای عاشقانه و مستی شاعر است که از زیباییها و معجزات عشق سخن میگوید. او به می و مستی مشترک خود با دیگران اشاره میکند و میگوید که در این بهار شاداب، به رغم حال و هوای دیگران، خودش غرق در عشق و مستی است. شاعر در نهایت به دلتنگی و زیبایی عشق اشاره میکند و نگرانیاش را از سوختن در عشق بیان میکند. او در پی کشف حقیقت عشق است و به یادآوری تمام خاطرات شیرین و تلخ میپردازد. در نهایت، او از خوشبختی ناشی از عشق سخن میگوید و نمیتواند از لذتهای آن چشمپوشی کند.
هوش مصنوعی: میگوید که من تنها به خاطر زیبایی و جلوه تو در این لحظه مست نیستم، بلکه سالهاست که به خاطر این شراب قدیمی مست و غرق در این حال هستم.
هوش مصنوعی: در این فصل بهار نمیدانم چه حال و روزی دارم، در حالی که دیگران از رونق و شادابی زندگی بهرهمندند و من به خاطر شرایط خاصی که دارم، به نوعی سرگردان و گیج هستم.
هوش مصنوعی: اگر من بلبل گریان نیستم، پس چرا در بهار از زیبایی گلها و عطر چمن به وجد آمدهام؟
هوش مصنوعی: من به کعبه و دیر میروم و این زنجیر را میسوزانم، زیرا آن معبود، همچون برهمن (معبود هندی) مرا مست نکند.
هوش مصنوعی: موهای پیچخوردهاش همچون پردهای زیبا به نمایش گذاشته شده و مانند عطر خوشبو، وجودم را سرشار از شادی میکند، مثل آهویی که در دشتهای ختن سرمست است.
هوش مصنوعی: عشق زیبایی را تصور کن که پس از سالها هنوز هم داستان شیرینی را به یاد میآورد و دلش پر از شوق و سرخوشی است.
هوش مصنوعی: چرا باید لبهایم را به عصاره انگور آغشته کنم، وقتی که نور و روشنی از صحبتهای نوشیدنی مستکننده به وجود آمده است؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چو لاله گون شوی از باده، در چمن مستم
چو مشک بیز کنی طره، در ختن مستم
دل برهمنم، از سایهٔ صنم داغم
دماغ بلبلم از نکهت چمن مستم
نه شکل سبحه شناسم نه صورت محراب
[...]
چو عندلیب نه از باده ی کهن مستم
فریب نکهت گل کرده در چمن مستم
نسیم کوی تو در باغ می برد هوشم
خیال روی تو دارد در انجمن مستم
ترا ندیده به وصف تو عشق می بازم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.