کسی کان غم دلستانی ندارد
چو جسمی بودآنکه جانی ندارد
چه پرسی زنام و چه پرسی نشانش
کسی را که نام و نشانی ندارد
بجز تیر حسرت چه حاصل کسی را
که آن یار ابرو کمانی ندارد
دلم جز گل رو و گلزار کویش
هوای گل و گلستانی ندارد
بوصف دهانش بود غنچه گویا
ولیکن چو سوسن زبانی ندارد
دراین گلستان جز بهار رخش را
بهاری که در پی خزانی ندارد
بیان معانی کند نور بشنو
اگر چه معانی بیانی ندارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عمق غم و تنهایی شاعری اشاره دارد که دلتنگ معشوقی است که هیچ نشانی از او در دسترس نیست. شاعر بیان میکند که اگر کسی بینام و نشان است، چه فایدهای دارد که دربارهاش پرسیده شود. همچنین، حسرت و اندوه ناشی از دوری معشوق را به تصویر میکشد و میگوید که زندگی بدون وجود او، مانند گلی است که هیچ بویی ندارد. در نهایت، میگوید حتی اگر نشانههایی از زیبایی معشوق در دلش باشد، اما در واقعیت نتواند آن را درک کند، همه چیز بیفایده است.
هوش مصنوعی: کسی که دلش غم و اندوهی ندارد، مانند جسمی میماند که جان ندارد.
هوش مصنوعی: چرا از کسی که هیچ نام و نشانی ندارد سوال میکنی؟
هوش مصنوعی: جز حسرت و ناامیدی چه چیزی نصیب کسی میشود، وقتی که آن معشوقِ خوشچهرهای که ابروهای کمانی دارد، در کنار او نیست؟
هوش مصنوعی: دل من تنها به یاد تو و باغ و گلهای توست و هیچ آرزویی جز گل و باغستانی مانند آن ندارم.
هوش مصنوعی: دهان او به زیبایی غنچهای میماند، اما مانند سوسن زبان ندارد و نمیتواند سخن بگوید.
هوش مصنوعی: در این گلستان فقط چهرهی زیبای معشوق همانند بهاری است که هیچگاه به خزان نمیرسد.
هوش مصنوعی: اگرچه برخی معانی را نمیتوان به زبان آورد و بیان کرد، اما نور و روشنی میتواند آنها را به وضوح منتقل کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وجود حقیقت نشانی ندارد
رموز طریقت بیانی ندارد
به صحرای معنی گذر، تا ببینی
بهاری که بیم خزانی ندارد
جمال حقیقت کسی دیده باشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.