ز من مپرس دلت از چه روی خونینست
ازآن بپرس که عاشق کشیش آیین است
فغان که زار بتیغ غمم بخواهد کشت
مهی که با دگران مهر و با منش کینست
غبار نیست که بر گرد عارضش بینی
کشیده بر ورق گل خط ریاحینست
حریم سینه مجنون نشیمن لیلیست
رواق دیده فرهاد و قصر شیرینست
تراکه مسند شاهیست تکیه گه چه غمت
زمن که بسترم از خار و خاره بالینست
ز کفر زلف تو ایمن توان بودن
که دزد خانه ایمان و رهزن دینست
دری که سفت بوصف رخ تو نور علی
هزار مرتبه بهتر ز عقد پروینست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از عشق و دردهای آن میگوید و از شخصی که دلی خونین دارد میپرسد. او بیان میکند که این دردها ناشی از عشق کشندهای است که در آن، کسی به محبوبی خیانت میکند. شاعر به زیباییهای محبوب اشاره میکند و کنایه میزند که وجود او بر دیگران سایه افکنده است. همچنین، شاعر از عشق و فراق میان مجنون و لیلی و فرهاد و شیرین یاد میکند و از غم و رنج خواب بستر خود نام میبرد. در نهایت، او از زیبایی محبوبش و نور چهرهاش میگوید که بهتر از ستارهها است.
هوش مصنوعی: از من نپرس چرا دل تو خونین است، بلکه از آن بپرس که عشق، چقدر برایش دردناک بوده است.
هوش مصنوعی: آه و فریاد که چگونه غم و اندوه من میتواند مرا از پا درآورد، در حالی که آن یار زیبا با دیگران محبت و دوستی دارد و با من دشمنی میکند.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت چهره یک شخص اشاره دارد. میگوید که هیچ ذرهای از غبار بر روی صورت او نیست و چهرهاش آنقدر زیباست که مانند گلهایی است که روی ورق مینویسند. در واقع، زیبایی او تا حدی است که هیچ چیز نمیتواند آن را تحتالشعاع قرار دهد.
هوش مصنوعی: سینه مجنون به عنوان مکانی برای لیلی و گوشه چشم فرهاد به عنوان محلی برای قصر شیرین توصیف شده است. به عبارت دیگر، احساسات و عشقهای عمیق در دل هر فرد، مکانی ویژه و زیبایی دارند که مملو از عشق و یادهاست.
هوش مصنوعی: تو که بر تخت پادشاهی نشستهای، چرا باید نگران من باشی وقتی که من بر بستر خوابم، که پر از خار و آزار است؟
هوش مصنوعی: از گمراهی و بیایمانی به خاطر زلف زیبای تو میتوان در امان بود، زیرا دزدی که به خانه ایمان حمله میکند و دین را میرباید، در حقیقت خود تویی.
هوش مصنوعی: در اینجا میتوان گفت که درخشش چهره تو از درخشش ستارههای تابناک به مراتب بیشتر و زیباتر است. زیبایی و جذابیت تو به قدری است که حتی زیباترین چیزها هم در برابر آن کمرنگ و ناچیز به نظر میرسند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلیل نصرت حق زخم نیزه عربست
از اوست هر چه به شرک اندر از بدی شغب است
رسیده ماه محرم به سال پانصد و شصت
به بارگاه وزیر خدایگان بنشست
که تا نظر کند اندر جمال طلعت او
که هیچ شه را مانند او وزیری هست
خجستهرای و همایونلقا و فرّخفال
[...]
کسی نرست ز دنیا مگر خدای پرست
در این زمانه هر آن کس که او به مرد برست
جهان بی خبر آن است و جای بی ادبان
سریر کفر بلند و سرای ایمان پست
رها مکن که جهان تاج بر سر تو نهد
[...]
رئیس دولت و دین ای اسیر دست اجل
شدی و رفت بهین حاصل جهان از دست
زمانه نی در مردی در کرم بشکست
سپهر نی دم شخصی دم هنر دربست
دلم حریق وفاتت چو کرد خاکستر
[...]
چنان به موی تو آشفتهام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم هست
دگر به روی کسم دیده بر نمیباشد
خلیل من همه بتهای آزری بشکست
مجال خواب نمیباشدم ز دست خیال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.