گنجور

 
حکیم نزاری

گر برون آیی و برقع بگشایی ز جمال

از تو گیرند قیامت همه خلق استدلال

گر نهی بر رهِ اسلام ز زلفت دامی

عالمی خلق در افتند چو کافر به ضلال

بر فشان عطفِ عرق چین و بهل تا گیرد

نفسِ روحِ خدا رایحۀ بادِ شمال

از تو عشّاق یکی جان نبرند ار تو تویی

خو مگر باز کند غمزۀ مستت ز قتال

رحمت آرد مگر ای دیده ی پر خون بگری

چاره ای نیست دگر ای دلِ پر درد بنال

دورم از غایتِ تعجیل و مسافت نزدیک

چون بود بسته دهن تشنه بر اطرافِ زلال

گر شکایت کنم از دوست ادب نیست که هست

همه شب در برِ من خفته و لیکن به خیال

این همه تفرقه زان است که کم تر کردیم

شکرِ جمعیّتِ احباب در ایّامِ وصال

صفحه ی سیمِ ورق جدولِ تقویم شود

گر در آرم به قلم شمّه ای از صورتِ حال

صبر مفتاحِ نجات است نزاری خوش باش

اخترِ طالعت آخر به درآید ز زوال

تا نفس را حرکت باشد و دل را قوّت

درِ امید زدن را بود امکان و مجال

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی سیستانی

تا گرفتم صنما وصل تو فرخنده به فال

جز به شادی نسپردم شب و روز ومه و سال

چه بود فالی فرخنده تر از دیدن دوست

چه بود روزی پیروزتر از روز وصال

بینی آن زلف سیاه از بر آن روی چو ماه

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
ازرقی هروی

از هری گر سوی اوغان شوی، ای باد شمال

باز گویی ز هری پیش ملک صورت حال

گویی: آن شهر، کجا بود دل بخت بدو

شادمان همچو دل مرد سخی وقت نوال

بی تو امروز همی نوحه کند بخت برو

[...]

قطران تبریزی

چه بود بهتر و نیکوتر از این هرگز حال

داد پیدا شد و پنهان شد بیداد و محال

باز رفته بکنار و شده آواره غراب

یافته شیر نیستان و شده دور شگال

ماه چونان شده کو را نبود هیچ خسوف

[...]

سوزنی سمرقندی

حاجب بوم یکی از سپید است بفال

. . . ایگانش چو جلاجل شده دمش چو دوال

خاصه را صید گرفتار میان چنگال

عامه مردم را داده از آن صید حلال

انوری

ای ترا کرده خداوند خدای متعال

داده جان و خرد و جاه و جوانی و جمال

حق آنرا که زبر دست جهانی کردت

که مرا بیهده بی‌جرمی در پای ممال

بکرم یک سخن بنده تامل فرمای

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه