گر برون آیی و برقع بگشایی ز جمال
از تو گیرند قیامت همه خلق استدلال
گر نهی بر رهِ اسلام ز زلفت دامی
عالمی خلق در افتند چو کافر به ضلال
بر فشان عطفِ عرق چین و بهل تا گیرد
نفسِ روحِ خدا رایحۀ بادِ شمال
از تو عشّاق یکی جان نبرند ار تو تویی
خو مگر باز کند غمزۀ مستت ز قتال
رحمت آرد مگر ای دیده ی پر خون بگری
چاره ای نیست دگر ای دلِ پر درد بنال
دورم از غایتِ تعجیل و مسافت نزدیک
چون بود بسته دهن تشنه بر اطرافِ زلال
گر شکایت کنم از دوست ادب نیست که هست
همه شب در برِ من خفته و لیکن به خیال
این همه تفرقه زان است که کم تر کردیم
شکرِ جمعیّتِ احباب در ایّامِ وصال
صفحه ی سیمِ ورق جدولِ تقویم شود
گر در آرم به قلم شمّه ای از صورتِ حال
صبر مفتاحِ نجات است نزاری خوش باش
اخترِ طالعت آخر به درآید ز زوال
تا نفس را حرکت باشد و دل را قوّت
درِ امید زدن را بود امکان و مجال
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلدادگی است. شاعر از زیبایی محبوب سخن میگوید و تأثیر آن را بر دل عاشقان بیان میکند. او از دردهای ناشی از دوری و تفرقه میگوید و اینکه چگونه جمعیت دوستان در زمان وصال شیرینتر است. شاعر به امید و صبر در مقابل سختیها اشاره میکند و میگوید که تا زمانی که تنفس وجود دارد، امید به وصال و دیدار محبوب وجود خواهد داشت. در نهایت، صبر را کلید نجات میداند و به شادی و خوشی آینده امیدوار است.
هوش مصنوعی: اگر از خانه بیرون بیایی و حجابت را کنار بگذاری، زیباییات به قدری خواهد بود که همه مردم برای تو دلیل میآورند و این مظهر حقیقت، همچون قیامتی خواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر تو با زلف خود بر راه اسلام دام بگذاری، جهانی از مردم به دام تو خواهند افتاد، مانند کافران که در گمراهی هستند.
هوش مصنوعی: عطر دلانگیز عرق چین را بر افشان تا نسیم شمال روح خداوند را به خود بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر تو خودت باشی، هیچکس از عاشقانت جان نخواهد برد؛ مگر آنکه دلربایی و جذابیت مستت دل را برباید و عشق ایجاد کند.
هوش مصنوعی: ای دیدهی پر از اشک، آیا رحمت و دلسوزی نازل خواهد شد؟ چارهای نیست، ای دلِ پر از درد، فقط ناله کن.
هوش مصنوعی: من از شتاب و عجله دور هستم، و زمانی که فاصله نزدیک است، مانند شخصی هستم که دهان تشنهاش بسته شده و نمیتواند به آب زلال دسترسی پیدا کند.
هوش مصنوعی: اگر از دوست شکایت کنم، این کار درست و با ملاحظه نیست، زیرا او تمام شب در کنار من خوابیده است، ولی تنها در خیال خود حضور دارد.
هوش مصنوعی: این همه اختلاف و دوری به خاطر این است که به ندرت از دوستی و خوشیهای جمعی در کنار هم قدردانی کردهایم.
هوش مصنوعی: اگر بر روی ورق تقویم، اندکی از احوال خود را با قلم بنویسم، صفحهای از بینظمی و نارسایی خواهد شد.
هوش مصنوعی: صبر و استقامت کلید نجات است. ای نزار، خوشحال باش که سرنوشتت در نهایت از سختیها و مشکلات عبور خواهد کرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نفس بزند و دل قوی باشد، امکان و مجال امیدواری وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا گرفتم صنما وصل تو فرخنده به فال
جز به شادی نسپردم شب و روز ومه و سال
چه بود فالی فرخنده تر از دیدن دوست
چه بود روزی پیروزتر از روز وصال
بینی آن زلف سیاه از بر آن روی چو ماه
[...]
از هری گر سوی اوغان شوی، ای باد شمال
باز گویی ز هری پیش ملک صورت حال
گویی: آن شهر، کجا بود دل بخت بدو
شادمان همچو دل مرد سخی وقت نوال
بی تو امروز همی نوحه کند بخت برو
[...]
چه بود بهتر و نیکوتر از این هرگز حال
داد پیدا شد و پنهان شد بیداد و محال
باز رفته بکنار و شده آواره غراب
یافته شیر نیستان و شده دور شگال
ماه چونان شده کو را نبود هیچ خسوف
[...]
حاجب بوم یکی از سپید است بفال
. . . ایگانش چو جلاجل شده دمش چو دوال
خاصه را صید گرفتار میان چنگال
عامه مردم را داده از آن صید حلال
ای ترا کرده خداوند خدای متعال
داده جان و خرد و جاه و جوانی و جمال
حق آنرا که زبر دست جهانی کردت
که مرا بیهده بیجرمی در پای ممال
بکرم یک سخن بنده تامل فرمای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.