مکن چندین ملامت ای خردمند
من دیوانه را بگذار در بند
زمام عقل من در دست عشق است
رضا از بنده و حکم از خداوند
نمی دانم گناه خویشتن را
دلی دارم به جانان آروزمند
جفا بردن ز نیکوروی تا کی
تحمل کردن از بدگوی تا چند
چه می خواهی ز من ای مرد عاقل
نمی دانی که مجنون نشنود پند
منه ساقی دگر بر آتش تیز
بپرس از سوز عشق ای یار مپسند
به پاکانت کز این آلایشم پاک
ولی باور نمی دارند سوگند
سری دارم سبک چون باد صرصر
غمی دارم گران چون کوه الوند
چو سایه بر اثر می بایدم رفت
که با خورشیدم افتاده ست پیوند
اگر بر گریه ی زار نزاری
به شوخی ناسپاسی میزند خند
چه شاید کردن آن را کش خبر نیست
ز سوز مادران کشته فرزند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از حالت دیوانگی و عشق خود سخن میگوید و از خردمندان میخواهد او را درک کنند. او میگوید که عقلش تحت تأثیر عشق است و نمیداند چه گناهی کرده است. شاعر به جفای محبوب و رنج ناشی از حرفهای بد دیگران اشاره میکند و میپرسد که عقلای جامعه چه انتظاری از او دارند، در حالی که مجنون راه پند را نمیفهمد. او همچنین از رنج و غم سنگین در دلش صحبت میکند و به رابطهاش با محبوبش مانند سایهای اشاره میکند. در نهایت، به احساسات عمیق و غمانگیزی که از فقدان و دردهای عشق به وجود آمده است، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای خردمند، چرا اینقدر مرا سرزنش میکنی؟ بگذار که من در دنیای خودم بمانم و رهایم کن.
هوش مصنوعی: عقل من تحت تأثیر عشق قرار دارد و من از معشوق هیچ خواستهای ندارم؛ همه چیز به خواست خداوند انجام میشود.
هوش مصنوعی: من نمیدانم که چه خطایی مرتکب شدهام، اما دل من همچنان به جانانم امید و آرزو دارد.
هوش مصنوعی: تحمل کردن زجر و آزار از طرف کسی که زیباست چقدر ممکن است، و تا کی میتوان از بدگوییهای دیگران صبر کرد؟
هوش مصنوعی: چه میخواهی از من ای مرد با فهم؟ نمیدانی که مجنون هیچ وقت نصیحتها را نمیشنود.
هوش مصنوعی: ای ساقی، دیگر بر آتش تند نریز و از سوز عشق بپرس که محبوبم نمیپسندد.
هوش مصنوعی: من پاک و بیآلایش هستم، اما دیگران به این پاکی من ایمان نمیآورند، هرچند که قسم میخورم.
هوش مصنوعی: سری دارم سبک و بیبار مثل وزش باد، اما در درونم غمی دارم سنگین و بزرگ مانند کوه الوند.
هوش مصنوعی: مانند سایهای باید از پی او بروم، زیرا که بین من و آفتاب ارتباطی برقرار شده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر غم و اندوهش به طور جدی گریه میکند، ولی دیگران به شوخی او را مسخره میکنند، به این مسخره کردن واکنش نشان نده و بخند.
هوش مصنوعی: شاید نتوانیم دربارهی چیزی صحبت کنیم که خبری از آن نداریم، مانند دردی که مادران از فقدان فرزندانشان احساس میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در درج سخن بگشای بر پند
غزل را در به دست زهد در بند
به آب پند باید شست دل را
چو سالت بر گذشت از شست و ز اند
چو بردل مرد را از دیو گمره
[...]
ترا نه زخم دارد سود و نه بند
نه زنهار و نه پیمان ونه سوگند
یکی و پنج و سی وز بیست نیمی
وگر قدرت بود فرسنگکی چند
چو زین بگذشت و ما و مطرب و می
گناه از بنده و عفو از خداوند
تعالی الله یکی بی مثل و مانند
که خوانندش خداوندانْ خداوند
تعالی الله یکی بیمثل و مانند
که خوانندت خداوندان خداوند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.