روزگاریست که در خاطرم آشوب فلان است
روزگارم چو سر زلف پریشانش از آن است
در همه شهر چو افسانه بگفتند زن و مرد
قصه ی ما و برانیم که از خلق نهان است
هم چنان بر عقب روی نکو می رود م دل
گر همی خواهد وگرنه چه کند موی کشان است
آدمی را نبود چاره ز یاری متناسب
وانکه بی اهل دلی می گذراند حیوان است
دیگران در طلب مال جهان اسب جهالت
می جهانند و مرا دوست به از هردو جهان است
ما همانیم که بودیم ز یادت به ارادت
یار مشکل همه این است که با ما نه همان است
گنه از جانب ما می نهد و می شکند عهد
هرچه فرماید اگر چه نه چنان است چنان است
حاکم است ار بکشد ار بزند یا بنوازد
چه کنم بر سر مملوک خودش حکم روان است
داد خواهانم اگر کشته بر آرند به کویش
قاتلم را به اشارت بنمایم که فلان است
جهد کردیم که یاری به کف آوریم و به رویش
عمر خوش می گذرانیم که دنیا گذران است
خود قضا را به کسی باز فتادیم که او را
غم ما کم تر از آن است که مارا غم جان است
می رود غافل واز پس نکند یار نگاهی
که نزاری ز پی اش گریه کنان نعره زنان جامه درآن است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از آشفتهحالی و تضادهایی که در زندگیاش وجود دارد صحبت میکند. او به روزگار غمانگیز و ناپایداری اشاره میکند و میگوید عشق و روابط انسانی به شدت تحت تأثیر شرایط زمانه قرار دارد. عشق و یاری دیگران برای او مهمتر از مال و ثروت است و او احساس میکند که همدلانی ندارد که بتوانند او را درک کنند. در نهایت، شاعر به بیتوجهی دیگران و غفلت یار خود اشاره میکند و به دلتنگی و ناراحتی خود از این شرایط میبالد. زندگی را همچون دورهای گذرا میبیند که در آن غم و درد موجود است.
هوش مصنوعی: این روزها در ذهن من بینظمی و آشفتگی زیادی حاکم است، گویی وضعیتی دارم که مانند موهای درهم و برهم اوست.
هوش مصنوعی: در تمامی شهر، داستان ما را به عنوان یک افسانه نقل کردهاند و بر این باورند که این روایت از دید مردم پنهان مانده است.
هوش مصنوعی: او همچنان به عقب میرود و دلش میخواهد در مسیر خوبی پیش برود، اما اگر این طور نشود، چه کار میتواند بکند؟ او ناخودآگاه در حال عقبنشینی است و گویی در حال کشیده شدن به عقب است.
هوش مصنوعی: انسان بدون برقراری ارتباط با دیگران نمیتواند زندگی مناسبی داشته باشد و کسی که بدون همدلی و ارتباط عمیق با دیگران زندگی کند، شبیه به یک حیوان است.
هوش مصنوعی: دیگران برای کسب مال و دنیا به دنبال آن هستند و همچنان در نادانی سیر میکنند، اما برای من دوستی که دارم، از همه ثروتهای دنیا ارزشمندتر است.
هوش مصنوعی: ما همان افرادی هستیم که همیشه بودیم و هنوز هم در یاد و محبت معشوق باقیماندهایم. اما مشکل اینجاست که وضعیت ما با او دیگر همانند گذشته نیست.
هوش مصنوعی: ما به دلیل اشتباهات خود، عهدی را که بستهایم، میشکنیم و اگرچه آنچه که گفته میشود ممکن است نادرست باشد، اما واقعیت همین است.
هوش مصنوعی: اگر حاکم بخواهد، میتواند هر کاری که میخواهد با مملوک خود انجام دهد، چه بکشد، چه بزند یا چه نوازش کند. من چه میتوانم در این وضعیت بکنم؟ این وضعیت دلیلی بر قدرت و اختیار اوست.
هوش مصنوعی: اگر کسانی که حقم را طلب میکنند، مرا بکشند، به محض اینکه به کوی محبوبم برسم، میتوانم قاتلم را با اشاره معرفی کنم و بگویم که او همان است.
هوش مصنوعی: ما تلاش کردیم تا دوستی را به دست آوریم و وقت خود را با خوشی بگذرانیم، زیرا این دنیا گذراست و دوام ندارد.
هوش مصنوعی: ما سرنوشت خود را به کسی سپردیم که نگرانی او از مشکلات ما کمتر از آن است که ما نگران زندگی خود هستیم.
هوش مصنوعی: میرود و بیخبر است از اینکه یار به او نگاهی نمیاندازد. در حالی که او به شدت از دوری یار ناراحت است و با سر و صدای فراوان، به علامت درد و اندوه، لباسش را چاک میزند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رمضان میرسد اینک دهم شعبان است
می بیارید و بنوشید که برغندان است
ور بمانیم به روزی که نشاید خوردن
ساقیا باده بگردان که فلک گردان است
آن گه از صحبت نا اهل توان رست که می
[...]
بار بر خوان ملاحت نمک خوبان است
شور او در سرو سوز غم او در جان است
گر برآید به کله ماه فلک آن اینست
در خرامد به قبا سرو چمن این آن است
نیست پوشیده که چون مردم چشم است عزیز
[...]
میر میخانهٔ ما سید سرمستان است
رنداگر می طلبی ساقی سرمستان است
نور چشم است و به نورش همه را می بینم
آفتابی است که در دور قمر تابان است
چشم ما روشنی از نور جمالش دارد
[...]
وه که امروز چو پالوده دلم لرزان است
که به ناگه بربایند، چو در دکان است
هیچ دانی که چرا دنبه بود در پی گوشت
هست این چاکر دیرینه و او سلطان است
گر فروشند به ملک دو جهان یک گیپا
[...]
از گل روی تو باغ دل ما خندان است
بهر اندوه تو چشم و دل ما گریان است
عندلیب چمن از آه دل خسته ما
بر سر سرو سهی وقت سحر نالان است
خال ابروی تو محراب نشین است ایماه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.