دوزخِ دنیاست تاویلِ فراقِ آن جهانی
با تو بر گفتیم یارا تا بدانی گر ندانی
قیمتِ یاران ندانستیم و قدرِ همنشینان
فوت کردیم ای دریغا روزگارِ زندگانی
ز ابتدا تا با که شد هم راه توفیقِ محبت
ما ندانستیم باری قدر قدرِ یار جانی
حَبَّذا اوقاتِ مهجورانِ دایم در حضورش
هر که غایب شد ز خود دارد حضورِ جاودانی
پرده بازییی که میآرد برون هر دم زمانه
حقّه ی دیگر پر از اعجوبه ی آخِر زمانی
رخت میباید سبک بر بستن و تحویل کردن
میفزاید حرص و آزِ ما امانی بر امانی
مخطی و ساهی ندارند اختیاری در مسالک
آدمی ایمن نباشد از قضایِ آسمانی
عاقبت جان در سرِ دنیا کنی مشتاب ای دل
تا نپنداری که چیزی یافتهستی رایگانی
یک جهت شو تا دهندت بر سریرِ سد ره جایی
هر چه بیرون آمد از این چارچوبِ استخوانی
تو نمیآیی برون از خانهء پندار و مالک
زود بر چیند ز قصر و منظرت فرش و اوانی
با دلِ پر کینه و نفسِ تهی و نفسِ ناقص
مُهر بر لب نه نزاری چند لاف از مهربانی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: نظم فوق به مضامین فلسفی و عرفانی پرداخته و به حال انسانها در دنیا و آخرت اشاره دارد. شاعر به موضوع فراق و ناقدری یاران و هم نشینان میپردازد و بیان میکند که در زندگی ارزش واقعی دوستیها و لحظات را نمیدانیم. او به یادآوری اهمیت زمان و اوقات زندگی دعوت میکند و میگوید که در این دنیا باید از حرص و آز پرهیز کرد. همچنین اشاره میکند که انسان در برابر سرنوشت و قضای آسمانی ناتوان است و نباید به تسلط بر دنیا دل ببندد. در نهایت، شاعر از اهمیت خالصسازی دل و نفس پرده برمیدارد و به قضاوتهای ظاهری در مورد محبت و دوستی انتقاد میکند.
هوش مصنوعی: دنیا همان جهنم است که از فراق و جدایی آن جهان با تو صحبت کردیم، دوست من. تا بدانی، اگر نمیدانی.
هوش مصنوعی: ما نتوانستیم ارزش دوستان و همراهان را درک کنیم و در طول زندگی، به زمانهایی که با آنها سپری کردیم، پی نبردیم. خود را دچار افسوس میکنیم که چقدر از لحظات خوب زندگی را از دست دادهایم.
هوش مصنوعی: از ابتدا تا کنون که در مسیر موفقیت و محبت همگام بودیم، نتوانستیم ارزش و اهمیت یار و دوست را درک کنیم.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن کسانی که همیشه دور از دیگران هستند و در حضور او قرار دارند؛ هر کسی که از خود غافل شود، در حقیقت در حضور ابدی اوست.
هوش مصنوعی: هر روز زمانه نمایشی تازه را به نمایش میگذارد که در آن شگفتیهای جدیدی از دنیای آخرالزمان به وجود میآید.
هوش مصنوعی: باید لباستان را سبکتر کنید و به امور زندگیتان توجه بیشتری داشته باشید، چون هر چه بیشتر درگیر خواستههایمان شویم، حرص و طمع در وجودمان بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: انسانها در مسیر زندگی خود اختیاری ندارند و نمیتوانند از سرنوشت و قضای الهی در امان باشند.
هوش مصنوعی: ای دل، در پایان زندگی دنیا را آنقدر نخواهی داد که گمان کنی چیزی را بهطور رایگان بهدست آوردهای.
هوش مصنوعی: یک سمت دیگر برو تا تو را بر تختی بنشانند. در آنجا هر چیزی که از این قید و بندهای جسمانی خارج شود، وجود دارد.
هوش مصنوعی: تو از خانهٔ خیال و اندیشهات بیرون نمیآیی، و سریعتر از آنچه تصور کنی، از قصر و چشماندازت چیزهایی را جمعآوری میکنی.
هوش مصنوعی: با دلِ آکنده از کینه و نفسِ بیحال، ساکت هستی و هیچ حرفی از محبت نمیزنی، در حالی که میتوانی به راحتی ادعای دوستی و مهربانی کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اقبلا هذا مکانی منعما لولا زمانی
اسمعی یا نور عقلی صوت قلبی من لسانی
ماه رویا گرچه رشک مهر و ماه آسمانی
چند با ما کینه ورزی تا کی از نامهربانی
قادری بر ناتوانان میتوانی مرحمت کن
بار هجران کی توانم برد با این ناتوانی
زندگانی نیست بی رویِ تو و جان کندن است این
[...]
گر بدینصورت، که هستی، صرف خواهد شد جوانی
راستی بر باد خواهی داد نقد زندگانی
کی بری ره سوی معنی؟ چون تو از کوتاه چشمی
صورتی را هرکجا بینی درو حیران بمانی
راه دشوارست و منزل دور و دزدان در کمینگه
[...]
گر پدر را ای پیر چون کودکان بابا نخوانی
گوشهٔ ابرو بکش بر وی که تا نامش بدانی
شد بهار و ساحت گلشن گرفت از نوجوانی
داد اموات چمن را خضر ابراز مهربانی
از محیط «کیفُ یحیی الارض» آب زندگانی
کرد قمری جا به شاخ سرو بهر زند خوانی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.