دروغ است کی کرده ام توبه از می
من و توبه از می ، ز می توبه هی هی
نخواهم دگر خورد گفتم و لیکن
نگفتم که کردم به کُل توبه از می
به حکم الی اَصّلِه کُلُّ شیء
به می بازگشتم چه شَیء و چه لاشی
به یرلیغ اولجایتوخانِ اعظم
که نافذ نبوده ست بعد از قرلتی
گنه کار آزاد و بخشیده باشد
نپرسند از او چون چرا کو کجا کی
منم آن گنه کارِ آزاد کرده
مکن محتسب گو تفحّص مزن پی
نمی بایدم نه حریف و نه ساقی
نمی خواهم آوازِ چنگ و دف و نی
به مِعلاق اگر بر زنندم تن و جان
به قلّاب اگر بر کشندم رگ و پی
دگر باره کردم مکرّر قوافی
من و گوشهی خلوت و شیشه ی می
اگر چند تلخ است جان است و شیرین
مرا کی به سر بود و کی باشد از وی
چو بر اعتدالش خورم با مزاجم
موافق بود گر بهارست وگر دی
چنان در دلم جا گرفته است محکم
که وقتِ ضرورت دریغ آیدم قی
مرا خضر از این آب داده ست و گفته
چنان خور که من تا بمانی چو من حی
اگر عکسِ کشتّیِ می بَر یَم افتد
محیطِ از خجالت شود غرق در خَوی
نگوید دگرباره رضوان ز طوبا
اگر بر سرش افکند خّمِ می فی
نزاری طمع بگسل از اهلِ دنیا
وزان پس جهان گیر بر حاتمِ طی
درین دور شد خوار فرشِ بزرگی
سزد گر بساطِ بزرگی کنی طی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره ناتوانی در ترک مینوشی و رابطهاش با آن است. شاعر ابتدا ادعا میکند که دیگر نمیخواهد مینوشد اما میداند که این توبهاش واقعی نیست. او به تیرگی و گناهکاری خود را میپذیرد و میگوید که به دور از قضاوت جامعه باید آزاد باشد. همچنین به احساس رضایت و آرامش در نوشیدن میپردازد، حتی با وجود تلخیاش. به طور کلی، شاعر به این نتیجه میرسد که نوشیدن می جزو هویت او شده و ترک آن برایش دشوار است.
هوش مصنوعی: من هرگز از نوشیدن شراب توبه نکردهام و اصلاً نیازی به توبه از آن نمیبینم، چرا که از تلخی دوری نمیکنم.
هوش مصنوعی: دیگر نخواهم نوشید، این را به خودم گفتم، اما نگفتم که واقعاً از می و نوشیدن به طور کامل توبه کردهام.
هوش مصنوعی: به خاطر اصول اصلی هر چیز، دوباره به می و نوشیدن آن بازگشتم، چه چیز باشد و چه بیاهمیت.
هوش مصنوعی: این بیت به یک فرمان یا اعلامیه مهم در تاریخ اشاره دارد که به سلطنت اولجایتوخان، یکی از پادشاهان مغول، مربوط میشود. در این جمله به نظر میرسد که به یک اتفاق یا یک وضعیتی اشاره شده که پس از یک دگرگونی یا وقوع حادثه خاصی، شرایطی به وجود آمده است که در آن فرمان یا تصمیمات خاصی که قبلاً نافذ نبودند، حالا ممکن است تغییر کنند. به طور کلی این بیانگر وضعیت تغییر یافتهای است که در رابطه با قدرت و اختیار در زمان سلطنت اولجایتوخان به وقوع پیوسته است.
هوش مصنوعی: گناهکار که آزاد و بخشیده شده است، دیگر از او نپرسند که چه زمانی و کجا و چرا این اتفاق افتاده است.
هوش مصنوعی: من همان کسی هستم که گناهانش را بخشیدهاند، پس از من کار به بررسی نزن و دخالت نکن.
هوش مصنوعی: من نه به کسی نیاز دارم و نه به مشروبات، و از صدای سازها و موسیقی هم چیزی نمیخواهم.
هوش مصنوعی: اگر به زنجیرم بکشند و به سختی به بند بکشند، حتی اگر جان و جسمم را بگیرند، چیزی نمیشود که در برابر عشق و محبت تسلیم شوم.
هوش مصنوعی: دوباره به سراغ شعر و قافیههایم رفتم و در گوشهای آرام، مشغول نوشیدن شراب شدم.
هوش مصنوعی: هرچند زندگی گاهی تلخ و دشوار به نظر میرسد، اما در عین حال شیرینیها و لذتهای خاصی هم دارد. نمیدانم چه زمانی این تلخیها تمام میشوند یا چه زمانی به پایان میرسند.
هوش مصنوعی: وقتی که به تعادل و توازن برسم، وضعیت برای من چه در بهار و چه در زمستان مناسب خواهد بود.
هوش مصنوعی: حسی در دل من پیدا شده که آنقدر قوی و عمیق است که در مواقع نیاز، نمیتوانم آن را به راحتی از دست بدهم.
هوش مصنوعی: من از خضر (نماد راهنمایی و دانش) آبی دریافت کردهام و او به من گفته است که باید به گونهای زندگی کن که مانند من باقی بمانی و عمر طولانی داشته باشی.
هوش مصنوعی: اگر تصویر یک کشتی در دریا بیفتد، به خاطر شرم و حیایی که دارد، آن دریا غرق در حسرت و اندوه خواهد شد.
هوش مصنوعی: نگو دوباره که رضوان (بهشت) از درخت طوبا (درختی در بهشت) صحبت کند، اگرچه خمِ می (جرعهای از شراب) بر سر او بیفتد.
هوش مصنوعی: از دنیای مادّی و زرق و برق آن دست بردار و بعد از آن، به دنبال فضائل و صفات نیکویی مانند سخاوت و بزرگواری برو که حاتم طایی نماد چنین ویژگیهایی است.
هوش مصنوعی: در این زمان، ارزش فرش بزرگ از بین رفته است. بهتر است اگر میخواهی در جایگاه بزرگی قرار بگیری، بساط را به خوبی برپا کنی و خودت را به نمایش بگذاری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهانا، همانا کزین بیگناهی
گنه کار ماییم و تو بی کنازی
دو عیدست ما را ز روی دو معنی
هم از روی دین و هم از روی دنیی
همایون یکی عید تشریف سلطان
مبارک دگر عید قربان و اضحی
به صد عید چونین فلک باد ضامن
[...]
چه گویم که خوارم ز عشق تو گویی
هم از مادر عشق زاده ست خواری
کفِ آب را تو بدادی زمینی
سیهدود را تو بدادی سمایی
بر آواز چنگ و رباب و دف و نی
بنه بر کفم ساقیا ساغرِ می
بهارست و مجلس بهشت است و اکنون
اگر کاسه این جا نگیری کجا کی
نه من از در لایَجوز و یَجوزم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.