بس فتنه کز آن نگار برخاست
آشوب ز هر دیار برخاست
هر جا که دلیست صیدِ او شد
تا در طلبِ شکار برخاست
هرجا که چو گل به حسن بنشست
سرو از لبِ جویبار برخاست
خوبان همه روی در کشیدند
تا پرده ز رویِ یار بر خاست
هر کس به کنارهیی نشستند
تا او ز میانِ کار برخاست
بنشست به خلوت و قیامت
از خلق به زینهار برخاست
برداشت کرانهیی ز برقع
فریاد زِ روزگار برخاست
با عقل که صلح کرده بودیم
عشق آمد و کارزار برخاست
بر صبر قرار داده بودیم
شوق آمد و آن قرار برخاست
دیرست که در میان عشّاق
رسمِ خرد و وقار برخاست
بیچاره دلم که از سرِ جان
هر روز هزار بار برخاست
بر خاکِ درش نشست و طوفان
از حاسدِ خاکسار برخاست
گر خاک شود نمیتواند
زان خاک به صد غبار برخاست
نا دیده جمالِ گل نزاری
دیدی که هزار خار برخاست
ننشسته هنوز در میان یار
صد خصم ز هر کنار برخاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف فتنه و آشوبی میپردازد که از زیبایی یک معشوق به وجود آمده است. شاعر بیان میکند که هر جا دلی enamored شده، به دنبال معشوق به شور و هیجان افتاده است. زیبایی محبوب چنان تأثیرگذار است که همگان از او روی میگردانند و در جستجوی او برمیخیزند. عشق و شوق بر عقل و صبر غلبه کرده و باعث میشود که دل شاعر به شدت دچار تلاطم و درد شود. در نهایت، شاعر به وضعیت عشق و غم خود اشاره کرده و از حاسدان و دشواریهای عشق سخن میگوید، تا جایی که با وجود تمام سختیها، هنوز امید به وصال را در دل دارد.
هوش مصنوعی: فتنهای که از وجود آن زیبای دلربا آغاز شد، موجب آشفتگی و بلوا در هر منطقهای گشت.
هوش مصنوعی: هر جایی که دل و احساس وجود داشته باشد، آنجا شکار اوست که برای یافتن عشق و هدف خود به جستجو میپردازد.
هوش مصنوعی: هر جا که مانند گل زیبایی و طراوت وجود دارد، درخت سرو نیز از کنار جویبار بلند میشود.
هوش مصنوعی: زیبا رویان همه چهره خود را کنار کشیدند تا پرده از روی دوست کنار زده شود.
هوش مصنوعی: هر کسی در حاشیه نشسته بود تا او از انجام کار به پاخیزد.
هوش مصنوعی: در جایی تنها نشست و از شدت نگرانی به خاطر مردم، به خود آمد و از جای برخاست.
هوش مصنوعی: از لبهی حجاب، صدایی شنیده شد که از وضعیت زمانه ناله میکرد.
هوش مصنوعی: ما با عقل و خرد به توافق رسیده بودیم، اما عشق ناگهان وارد صحنه شد و جنگ و جدل آغاز شد.
هوش مصنوعی: ما برای صبر خود تکیه کرده بودیم، اما شوق و اشتیاق ناگهان به سراغ ما آمد و تمام آرامش ما را برهم زد.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در بین عاشقان، رفتارهای عقلانی و با احتیاط جای خود را به احساسات و شور و شوق داده است.
هوش مصنوعی: دل بیچارهام که هر روز بارها و بارها از شدت احساسات و نگرانیها جان میکند و دوباره زنده میشود.
هوش مصنوعی: آن شخص در کنار در آنجا نشسته بود و بدخواهی کسی که از مردم خاکی و بیادعا بود، به شدت بروز کرد.
هوش مصنوعی: اگر چیزی به خاک تبدیل شود، دیگر نمیتواند از آن خاک به شکل غبار آزاد شود.
هوش مصنوعی: آیا جمال زیبای گلی پژمرده را دیدهای که برای آن هزاران خار سر برآورده است؟
هوش مصنوعی: هنوز در حضور محبوب، دشمنان از هر طرف به پاخاستهاند و آرام نمینشینند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بازش هوس شکار برخواست
وز دلشدگان قرار برخاست
او مرکب ناز راند و از خلق
هر سوی فغان زار برخاست
او پیش شکار مست بگذشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.