زافرینش بیشتر حق بود و بس
هستی از هستی مطلق بود و بس
ذات واجب بود و هستی کمال
ایمن از هر نیستی و هر زوال
خواست تا سازد جهانی از عدم
نیستی را داد در هستی قدم
نیستی با هستی آمیزش گرفت
با بلندی پستی آمیزش گرفت
مایه ی هستی ممکن نیستی ست
کس ز هستی غیر واجب هست نیست
نیستی را گر بهستی ره نبود
هستیی جز هستی اله نبود
گر نگشتی نقص پیدا با کمال
کس نبودی غیر ذات ذوالجلال
دیده بگشا از سمک تا بر سماک
از فراز عرش در قعر مغاک
نیک بنگر تا که در هر ذرهای
از کمال و نقص بینی بهرهای
نعمت و نقمت به هم آمیختند
محنت و راحت زهم انگیختند
عقل اول کز دو عالم برتر است
غیر حق از هرچه گویم سرور است
از غم تجدید و ظل احتیاج
ممکن است و نیستی ممکن علاج
خاک ره گر خارت آید در نظر
فخرها دارد ز یک ره بر بشر
هر چه اندوزی نبینی هیچ سود
گر ندارد هیچ خود دارد وجود
هر که باشد جز خدای لایزال
هم در او نقص است و هم در وی کمال
ذلتی دارد رهین عزتی
نعمتی دارد قرین نقمتی
اولیا و انبیا و رهنما
خازنان گنج اسرار خدا
گر کمالی رو نمودی سویشان
سوی دیگر نقص باید رویشان
ور بدیدی وقتی آسیب از نقم
شکر میگفتند بر دیگر نعم
نه ملول از آن و نه معذور از این
نه ز شادی شاد و نه از غم غمین
من که سد شادی به هر کامیم هست
شهدها بر لب زهر جامیم هست
از غمی کی تلخ سازم کام خویش
تلخ بگذارم به خود ایام خویش
این غمم را هم نشاطی از پی است
امشب و فردا نمیدانم کی است
هر که دارد غمگساری چون خدا
گر غمین باشد کجا باشد روا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی وجود و عدم، و رابطهی بین کمال و نقص است. شاعر بر این باور است که هستی از هستی مطلق ایجاد شده و تنها ذات واجب مؤثر است. او توضیح میدهد که چگونه نیستی در کنار هستی وجود دارد و هر دو با یکدیگر آمیختهاند. همچنین به این نکته اشاره میکند که هر موجودی جز خدای لایزال، نقص و کمالی در خود دارد. شادی و غم نیز دو جنبهی زندگی هستند که باید همزمان پذیرفته شوند. شاعر به حکمت و درک عمیق از کائنات دعوت میکند و نشان میدهد که هر غم و شادی در زندگی میتواند بخشی از نعمتها و نقمتها باشد. او به اهمیت شکرگزاری در برابر همهی وضعیتهای زندگی تأکید میکند و در نهایت به آرامش و تسلیم در برابر ارادهی خدا اشاره دارد.
هوش مصنوعی: خالقیت بیشتر از اینکه ناشی از خود فرد باشد، به حقیقت و وجود مطلق وابسته است. هستی تنها از وجودی مطلق سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: ماهیت وجودی او برتر و کامل است و هرگونه زوال و عدم در او راهی ندارد.
هوش مصنوعی: خواست که از عدم و بینظار، جهانی بسازد و در هستی قدم نهاد.
هوش مصنوعی: عدم و وجود با یکدیگر پیوند خوردند و مرتبههای بلند و پایین نیز با هم درآمیختند.
هوش مصنوعی: ماهیّت وجود، به ذاتِ واجب مربوط میشود و هیچ چیز دیگری وجود ندارد که به معنای واقعی هستی تلقی شود.
هوش مصنوعی: اگر در وجود چیزی به نام نبودن وجود داشته باشد، راهی برای وجود داشتن نیست و هیچ هستیای جز وجود الهی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر نقصی در وجود نداشتهای، از کمال هیچکس بهرهمند نبودی و تنها ذات خداوند حق است که کمال مطلق دارد.
هوش مصنوعی: چشمانت را باز کن تا از ارتفاعات آسمان به عمق ته درهها و تاریکیها نگاهی بیندازی.
هوش مصنوعی: خوب دقت کن، زیرا در هر چیز کوچک و بزرگ، نشانهای از کمال و نقص وجود دارد که باید از آن بهرهبرداری کنی.
هوش مصنوعی: نعمت و بدبختی در هم آمیختهاند، و درد و آرامش نیز بهگونهای با هم درگیر شدهاند.
هوش مصنوعی: عقل نخستین که از تمام موجودات بالاتر است، غیر از حق، هر چیزی که بگویم تنها خوشی و شادی است.
هوش مصنوعی: از درد و غم گذشته ممکن است که دوباره به یاد بیاید و نیاز به کمک حس شود، اما از نداشتن و فقدان هیچ راه حلی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر خاک راه به نظرت خوار بیاید، باید بدانید که از همان راه، فخر و عظمت برای بشریت به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: هر چیزی که جمعآوری کنی، اگر به دردت نخورد، هیچ فایدهای نخواهد داشت و تنها برای خودت وجود دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی غیر از خداوند بزرگ، کمبودهایی در وجودش هست و در عین حال ممکن است ویژگیهای درخشان و خوبی هم داشته باشد.
هوش مصنوعی: بعضی از ذلتها به خاطر عزتهایی است که داریم و بعضی از نعمتها در کنار عذابها و مشکلاتی قرار دارند.
هوش مصنوعی: اولیا و پیامبران و هدایتکنندگان به عنوان نگهبانان گنجینههای اسرار خدا شناخته میشوند.
هوش مصنوعی: اگر تو کمالی را به نمایش بگذاری، باید نقصی نیز در طرف مقابل وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر آسیب و درد را میدیدی، در آن لحظه به یاد میآوردی که شیرینی و خوشیهای زندگی چقدر زیبا و ارزشمندند.
هوش مصنوعی: نه از این دنیا خستهام و نه به خاطر مشکلات دلیلی برای عذرخواهی دارم. نه به خاطر شادی خوشحالم و نه به خاطر غم ناراحتم.
هوش مصنوعی: من به نوعی مانع شادی دیگران هستم، در حالی که لذتها بر لبانم وجود دارد و ما در حقیقت تلخیهایی را تجربه میکنیم.
هوش مصنوعی: از کدام غم میتوانم کام خود را تلخ کنم؟ بگذارم روزهای زندگیام تلخ بگذرد.
هوش مصنوعی: امشب و فردا حالتی از شادی در غمهایم وجود دارد، ولی نمیدانم این خوشی تا کی ادامه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دل غم دارد و همچنین خداوندی دارد که غمش را تسلی میبخشد، چگونه ممکن است که در غم بماند و این وضعیت برای او مناسب باشد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.