گرضمیرم قابل اسرار نیست
گر زبانم لایق گفتار نیست
تارِ جانم را ز نقصان رشتهاند
در وجودم تخم حرمان کشتهاند
دوری و محرومی و نادانیم
از ازل نقش است بر پیشانیم
آنکه هر ناقص ز لطفش کامل است
وانکه فیضش نیک و بد را شامل است
گرچه ما دوریم و او نزدیک ماست
روشن از نورش دل تاریک ماست
کامل آمد از کمال او کمال
وز جمال او جمیل آمد جمال
در درون جان خود بنهفتهام
هر چه را گفت او بگو من گفتهام
جاهلم با خویش و با او عاقلم
ناقصم با خویش و با او کاملم
گه لبم چون غنچه بندد از بیان
همچو بلبل گاه بگشاید زبان
تا به گلزارش نواسازی کنم
با دگر مرغان همآوازی کنم
گه رخ گلها و روی لالهها
برفروزد تا بر آرم نالهها
گاه روی گل بپوشد در حجاب
از خزان بندد گلستان را نقاب
خارها را جلوه آموزد به باغ
نغمه سازی را دهد نوبت به زاغ
خارها هم خود ز بستان ویند
زاغها نیز از گلستان ویند
لیک چون بلبل نوا آغاز کرد
پرده از راز گلستان باز کرد
بلبلی باید که یابد راز او
نو گلی تا بشنود آواز او
گر شگفت آید ترا گفتار ما
نبود انصاف ار کنی انکار ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر در مورد وجود و رابطهاش با حقیقت و معشوق الهی است. شاعر به کمبودها و نقصهای خود اشاره میکند و اینکه از ازل در وضعیت دوری و محرومی قرار دارد. ولی در عین حال، او بر این باور است که هر نقصی را میتوان با لطف الهی کامل کرد و جمال خداوند همواره در دل او روشن است.
شاعر درباره پیچیدگیهای وجودش صحبت میکند و از همزمانی جهل و دانایی، نقص و کمال در خود سخن میگوید. او با استفاده از تمثیل بلبل، گل و خار، به زیباییهای وجود الهی اشاره میکند و میخواهد بداند که چگونه میتواند صدای عشق و زیبایی را در عالم پخش کند. در نهایت، او از مخاطب میخواهد که به لحن و گفتمان او توجه کند و به صدای دلش گوش فرا دهد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به رازها و معانی عمیق بپردازم، نمیتوانم این کار را انجام دهم، زیرا اگر سخنم نتواند به خوبی بیان شود، قابل فهم نخواهد بود.
هوش مصنوعی: دل و جان من به خاطر کمبودها و نارساییها به شدت آسیب دیده و در وجودم احساس ناامیدی و محرومیت ریشه دوانده است.
هوش مصنوعی: دوری از تو و بیخبریام از همیشه سرنوشت و تقدیر من بوده و این موضوع در سرنوشت من نوشته شده است.
هوش مصنوعی: کسی که لطف و محبتش به همه موجودات باعث میشود که هر نواقصی به کمال تبدیل شود و کسی که نعمتهایش شامل حال همه، چه نیکوکار و چه بدکار، میشود.
هوش مصنوعی: هرچند ما از او فاصله داریم، اما او به ما نزدیک است و نور او باعث روشنی دلهای تاریک ما میشود.
هوش مصنوعی: کمال و زیبایی از وجود او به تمام معنا میآید و زیباییاش به حدی است که خود زیبایی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: در دل خود تمام آنچه را که او بیان کردهاست، به طور کامل نهفتهام و هرچه او گفت، من نیز گفتم.
هوش مصنوعی: من در عین نادانی، خودم را با او عاقل میدانم و در حالی که هنوز ناقص هستم، خودم را با او کامل میبینم.
هوش مصنوعی: گاهی زبانم مانند غنچه میبندد و از بیان چیزهایی شبیه بلبل، گاهی هم باز میشود و صحبت میکند.
هوش مصنوعی: میخواهم به باغش بروم و آنجا بر disgour меня звällenم، و با دیگر پرندهها دوستی کنم.
هوش مصنوعی: هر گاه چهره گلها و لالهها به زیبایی بدرخشد، من نیز نالهها و غمهای خود را به نمایش میگذارم.
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، گلهای زیبا در پاییز به پوششی پنهان میشوند و به این ترتیب، باغها را در حالت خواب و عدم زندگی قرار میدهند.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که خارها (که نماد زشتی و ناپسند هستند) به گلها و زیباییها میآموزند، و در این میان، یک زاغ (که نماد زشتسری و بدبودن است) نیز فرصت به آوازخوانی پیدا میکند. به عبارتی، گاهی اوقات ناپسندها و زشتیها میتوانند جلوهای پیدا کنند و در معرض توجه قرار گیرند.
هوش مصنوعی: خارها نیز از باغ میرویند و زاغها هم از گلستان بهرهمند میشوند.
هوش مصنوعی: اما وقتی بلبل شروع به خواندن کرد، پرده از رازهای گلستان برداشته شد.
هوش مصنوعی: یک بلبل باید گلی تازه پیدا کند تا بتواند صدای آن را بشنود.
هوش مصنوعی: اگر سخن ما برای تو عجیب است، بیانصافی است اگر سخن ما را انکار کنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.