نبود عجب ار برقی در خرمن ما بینی
باشد عجب ار برگی در گلشن ما بینی
دیوانگی ما را امروز مبین، فرداست
کان سلسله ی مشکین در گردن ما بینی
جز جام سفالینم خشتی دو ببالین نیست
در کنج خرابات آی تا مخزن ما بینی
مهر فلک ار خواهی زایوان ملک جویی
مهر ملک ار جویی از روزن ما بینی
این کشت که دیدی بود آبش همه از این ابر
شاید اگر از وی برق در خرمن ما بینی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی حیرت و شگفتی در زندگی و وجود انسانها است. شاعر میگوید که اگر در خرمن زندگیاش برقی ندیدیم، نباید تعجب کنیم، اما اگر برگی در گلشن حیاتشان ببیند، جای تعجب دارد. او اشاره میکند که دیوانگی و ناپایداری حال او امروز نمایان نیست، ولی در آینده مشخص خواهد شد. همچنین، او بیان میکند که فقط جامی سفالی دارد و در گوشهای از خمره آن را میتوان دید. شاعر به مهر و محبت فلک و ملک اشاره کرده و تأکید میکند که اگر بخواهیم، میتوانیم عشق را از درون او ببینیم. در نهایت، بر این نکته تأکید دارد که زندگی و تجارب او تحت تأثیر عوامل مختلفی است که میتوانند درک ما از حقیقت را شکل دهند.
هوش مصنوعی: اگر در خرمن ما برق و آتش ببینی، جای تعجب ندارد؛ اما اگر در گلشن ما رنگ و زیبایی به چشم بخورد، براستی باید شگفتزده شوی.
هوش مصنوعی: امروز دیوانگی من را ننگر، فردا خواهی دید که این زنجیره ی سیاه به گردن من آویخته شده است.
هوش مصنوعی: به جز لیوان سفالی من، هیچ چیز دیگری در این گوشه از میخانه نیست. بیا تا گنجینهی من را ببینی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از مهر و محبت آسمان بهرهمند شوی، به دنبال محبت سلطنت باش؛ اگر به دنبال محبت سلطنت هستی، از روزنهی دل ما این مهر را مینگری.
هوش مصنوعی: این کشت که میبینی تمام آبی که دارد از این ابر است، شاید اگر از او جرقهای در خرمن ما ببینی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.