گنجور

 
نشاط اصفهانی

دیوانه و مست و باده نوشیم

پرورده ی دست می فروشیم

هم زیور ساعد جنونیم

هم ساعد آستین هوشیم

هم در صف زاهدان مسجد

سجاده نشین و خرقه پوشیم

هم از پی ساقیان محفل

پیمانه کش و سبو بدوشیم

از مستی باده هوش بخشیم

وز ساغر عقل می فروشیم

تا کی طلبند و باز خواهند

جان بر لب و گوش بر سروشیم

هم نغمه ی بلبلان عرشیم

در منطق زاهدان خموشیم

کوتاه زبان شویم شاید

تا مستمع دراز گوشیم

ما طایر بوستان قدسیم

با مرغ هم آشیان خروشیم

با گوش سخن نیوش نطقیم

با نطق گهر فروش گوشیم

تا خواست قضا رضای ما خواست

بیهوده نشاط از چه کوشیم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
نظامی

افلاس‌خرانِ جان‌فروشیم

خز پاره‌کن و پلاس پوشیم

عراقی

ناخورده شراب می‌خروشیم

بنگر چه کنیم؟ اگر بنوشیم

از بی‌خبری خبر نداریم

پس بیهده ما چه می‌خروشیم؟

تا چند پزیم دیگ سودا؟

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
مولانا

هر دم که ز باده تو نوشیم

بس روشن جان و تیزگوشیم

نسیمی

در دور فنا چو می بجوشیم

نوبت چو به ما رسد بنوشیم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه