به یاد آرید یاران مردن حسرتنصیبی را
اگر بینید بر بالین بیماری طبیبی را
شوید آسوده تا از غم دهمتان جان به آسانی
بیارید ای پرستاران به بالینم طبیبی را
ز قتلم بر سر کویت چو اندیشی چه خواهد شد
به شهر خویش اگر سلطان کند پنهان غریبی را
ندیدم گل که تا دانم تو زان نیکوتری یا نه
همیبینم چو خرد نالان به کویت عندلیبی را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: اشعار به یادگاری از دوستان و حسرتی که بر مرگشان وجود دارد صحبت میکند. شاعر از پرستاران میخواهد که طبیبی را به بالینش بیاورند تا از غم و دردش آسوده شود. همچنین، او به فکر وضعیت خود در شهر میافتد و نگران این است که اگر کشته شود، چه بر سر او خواهد آمد. در انتها، شاعر به زیبایی و طراوتی که در دل دارد اشاره میکند و از نبود گل و شکوفه در زندگیاش گلایه میکند.
هوش مصنوعی: یاد یاران را زنده نگهدارید و به خاطر داشته باشید که اگر بیمار شوید، کسی که به شما کمک میکند و شما را درمان میکند، ممکن است در این لحظات سخت، آنها را بیشتر احساس کنید.
هوش مصنوعی: بیدغدغه باشید تا من بدون زحمت از غم رها شوم. ای پرستاران، یک پزشک را به کنارم بیاورید.
هوش مصنوعی: اگر در خیابان تو در مورد قتلم فکر کنی، چه بر سر شهر خودت خواهد آمد اگر سلطان بخواهد به طور مخفیانه از یک غریب حمایت کند؟
هوش مصنوعی: من هیچ گلی ندیدم تا بدانم آیا تو از آن بهتر هستی یا نه، اما همانطور که خرد در کوی تو زار میزند، من هم در حال تماشای پرندهای هستم که در آنجا ناله میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.