همیشه خنده شادی به آن لبان مخصوص
فریب حسن به اقبال جاودان مخصوص
در تو قبله امیدهای روحانی
سر نیاز به آن خاک آستان مخصوص
شکایت تو چو فکرم ز مغز بیگانه
محبت تو چو مغزم به استخوان مخصوص
غمی فتاده که با طایران وحشی دل
نمی شویم به هم در یک آشیان مخصوص
شدیم هر دری از شاهدان هرجایی
نه می به میکده نه گل به گلستان مخصوص
ز طول روز قیامت عجب هراسانم
که روز هجر تو باشد به این نشان مخصوص
به حاجتم نرسد گرچه شد به خدمت تو
به آشناییی آه من آسمان مخصوص
ز تو رگم به رگ و مو به موی در سخن است
حکایت تو همین نیست با زبان مخصوص
ز نامه تو معطر بغل «نظیری » را
چو گل فروش که باشد به باغبان مخصوص
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از یک شاعر عارف به توصیف عشق و محبت معشوق میپردازد. شاعر به حسن و زیبایی معشوق اشاره میکند و آن را جاویدان و خاص میداند. او معشوق را قبله امیدهای روحانی خود مینامد و ابراز میکند که محبتش به معشوق همانند مغز و استخوان اوست. شاعر از غم و تنهایی خود میگوید و اینکه در میان طایران وحشی دل، نمیتواند با کسی در یک آشیانه باشد. او به این نکته اشاره میکند که گرچه در خدمت معشوق است، اما به خواستههایش نمیرسد. در انتها، شاعر بیان میکند که ارتباطی عمیق و ناگسستنی با معشوق دارد که در کلامش منعکس است.
هوش مصنوعی: لبان زیبا همیشه پر از خنده و شادی هستند و این حسن را به طور دائمی خوشبختی و فریبندگی میبخشند.
هوش مصنوعی: در تو مرکز آرزوهای معنوی و روحی من است و من با خلوص و احترام به آن خاک مقدس میطلبم.
هوش مصنوعی: شکایت و نگرانی من از تفکر بیگانه است، ولی محبت تو درون من به اندازهای عمیق و ریشهدار است که به جان و وجود من پیوند خورده است.
هوش مصنوعی: غم و اندوهی به وجود آمده که ما مانند پرندگان وحشی، نمیتوانیم در یک مکان خاص کنار هم جمع شویم.
هوش مصنوعی: ما در هر مکان و زمانی حضور داریم و در جستجوی خوشی و زیبایی هستیم، نه اینکه به میخانه برویم و نه اینکه به گلستان برویم.
هوش مصنوعی: از طولانی شدن روز قیامت احساس ترس میکنم، زیرا ممکن است روز جدایی از تو با این نشانه خاص باشد.
هوش مصنوعی: اگرچه برای رسیدن به خواستهام نزد تو آمدهام، اما حتی با وجودی که به تو نزدیک هستم، احساس ناامیدی میکنم و درد من مانند آسمان خاصی است که در آن ممکن است ابرها جمع شوند اما باران نبارد.
هوش مصنوعی: حکایت و داستان تو در وجود من به اندازهای است که در هر رگ و موی من میتوان آن را حس کرد، اما آیا این فقط با زبان خاصی قابل بیان است؟
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و خوشبویی نامهای اشاره میکند که از دوستش دریافت کرده است. او خود را شبیه به گلی میداند که از عطر آن نامه و محبت آن دوست معطر شده است، همانطور که گلفروشی به باغبانی خاص مینازد. این مسأله نشاندهندهی پیوند عاطفی و زیباییهایی است که از ارتباط با دیگران ناشی میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.