نه خانقاه نشین می شویم و نی مرتاض
که می فروش کریم است و جام می فیاض
جز این ادیب نگوید به ما که چون طفلان
روان کنید سواد و سیه کنید بیاض
درازی شب ما گو به هر دم افزون شو
بریده دست که زلف تو را کند مقراض
به خانه ای که عیادت علاج بیمار است
کم از دوای طبیبان نمی شود امراض
نه بو به سنبل آهش نه رنگ با گل اشک
دلی که جلوه حوری نباشدش به ریاض
دهن ز خنده رسد تا به گوش مستان را
در آن صباح که مخمور می کند اعراض
سخن بگوی که در طبع می کند تأثیر
چو خالص است «نظیری » حکایت از اغراض
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زندگی روحانی و زهد و ترک دنیا سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که نه تنها در خانقاهها و با زهد نمیتوان به حقیقت دست یافت بلکه از عشق و شوق نیز بهرهمند باید بود. او میگوید که تنها سخنان حکیمانه و مؤثر در دل تأثیر میگذارد و همچنین به زیبایی و جذابیت در عشق و محبت اشاره میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که باید از زندگی لذت برد و با خنده و شادی به استقبال صبح رفت، زیرا قلبی که به عشق واقعی دست نیافته، از زیباییها بیبهره است.
هوش مصنوعی: نه ما در جایی دور از دنیا زندگی میکنیم و نه با ریاضت به دنبال برتری هستیم؛ زیرا کرامت و بخشش خداوندی است که ما را سیراب میکند و از جانان شرابی فراوان به ما میدهد.
هوش مصنوعی: تنها این نویسنده به ما نخواهد گفت که مانند کودکان، نوشتهها را به سادگی و روشنایی بیان کنید و در عوض از نوشتن چیزهای تاریک و ناواضح پرهیز کنید.
هوش مصنوعی: شبهای طولانی ما، هر لحظه باید بیشتر بشود؛ چرا که دستانی که میخواهند زلف تو را چیده و کوتاه کنند، بیکار هستند.
هوش مصنوعی: به خانهای که در آن برای درمان بیمار تلاش و محبت میشود، بیماریها بهتر از داروهای پزشکان بهبود مییابند.
هوش مصنوعی: دل نمیتواند از زیباییهای بهشت و جلوههای دلربا شاداب باشد اگر که به سنت زیبایی و شادابی دست نیابد. نه عطر گل، نه رنگی از گل، هیچکدام نمیتواند دلی را خوشحال کند که به جمال و زیبایی معشوق نرسد.
هوش مصنوعی: خنده و شادی در آن صبحی که مستی ایجاد میکند، به گوش مستها میرسد و طنین آن به دوردست میرسد.
هوش مصنوعی: صحبت کن که کلامت تأثیرگذار باشد، چون اگر پاک و خالص باشد، نشان دهنده نیات درونیات خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رضی ملت و دین ایکه با افاضت تو
برسم طعنه توان گفت ابر را فیاض
توئیکه لازم ذاتی بود جواهر را
بعهد بخشش عامت زوال چون اعراض
ز همت تو که قانون جود اساس نهاد
[...]
کجا کنند به تیغ از تو عاشقان اعراض
ز شمع باری پروانه کی برد مقراض
بیا که بر تو کم عرض سوز و در نهان
که از طبیب نپوشند خستگان امراض
به لعل و در نکند نسبت آن لب و دندان
[...]
به وقت فصل بهار از چمن مکن اعراض
جهان ز لاله و گل بین به رنگ و بوی ریاض
میان حوضهٔ چشمم ز خون برست گیاه
چنانکه لالهٔ سیراب بر کنار حیاض
شمامه ی سر زلفت که شام رعناییست
[...]
ز جور مطبخیان کی ز نان کنم اعراض
که مهر نان نتواند برید، صد مقراض
دلم به گوشه مطبخ چنان گرفته است قرار
که فارغ است ز جنت درین زمان ریاض
چو یافتم ته نان، نانخورش طلب کردم
[...]
چو عرض توبه کند بر تو زاهد مرتاض
به قول پیر مغان واجب است ازو اعراض
تمام فیض بود باده خاصه از کف یار
مدام فیض رسان باد آن کف فیاض
ز جوهر می و کیفیتش وقوف نیافت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.