گشود ابر بغل بر چمن سپاس سپاس
ز زیر پرده برآمد عروس خوش انفاس
کنار دشت و چمن شد پر از کرامت ابر
هزار شکر که عالم برآمد از افلاس
کنون چو مهره طاسست پر نگار زمین
پریر اگرچه چمن بود ساده چون ته طاس
سحاب غوطه به دریا همی زند هر دم
تفرجیست که زاهد فتاده در وسواس
کسی به ساقی بدمست ما نمی گوید
که می همه به زمین ریخت کج مگردان کاس
بیا که دامن سرو و گلی به دست آریم
همین که فرش گیاه هست گو مباش پلاس
به جود ابر برقصیم و زیر پای کنیم
سخاوتی که بود بسته شمار و قیاس
ز مال و مملکتش پاس و امن برخیزد
شهی که خاطر دوریش را ندارد پاس
سؤال فیض «نظیری » ز کوه و صحرا کن
که بوی خیر نمی آید از رواق و اساس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای طبیعت و احساس شکرگزاری نسبت به نعمتها میپردازد. شاعر از بارش باران و ظهور ابرها خوشحال است و آن را نشانهای از فراوانی و برکت میداند. او با اشاره به زیبایی چمن و گلها، از زحمات طبیعت در شکوفایی و سرسبزی زمین میگوید. همچنین، او به مسأله لذتهای دنیوی و اهمیت فضاهایی که از مال و مقام آزادند، اشاره میکند. در نهایت، شاعر به سرور و شادی دعوت میکند و بر اهمیت استفاده از زیباییهای طبیعت تأکید دارد.
هوش مصنوعی: ابر به آرامی کنار رفت و چمن را نمایان کرد. از زیر پرده، عروس خوشبو و زیبا به جهان بیرون آمد.
هوش مصنوعی: در کنار دشت و چمن، ابرها با کرامت و عظمت خود پر شدهاند و به خاطر وجود آنها، آسمان بالای زمین پر از نعمت و برکت است، در حالی که جهان به کمبود و فقر خود آگاه است.
هوش مصنوعی: اکنون زمین مانند زمین بازی است که پر از نقش و نگار است، اگرچه چمن ساده و بیپیرایه به نظر میرسد، اما مثل ته تاس، در واقع به شکلی دیگر جلوه میکند.
هوش مصنوعی: ابرها هر لحظه به دریا میزنند و غوطهور میشوند. این تماشا برای زاهدی است که در تردید و وسواس گرفتار شده است.
هوش مصنوعی: هیچکس به ساقی مست ما نمیگوید که چرا جام شراب را به زمین میریزی، پس آن را نلرزان و درست نگهدار.
هوش مصنوعی: بیایید با هم گل و گیاه را جمع کنیم و از زیباییهای طبیعی بهرهمند شویم. در این لحظه که زمین پر از سبزی است، نگذارید که با چیزهای بیارزش خود را مشغول کنید.
هوش مصنوعی: بیایید با generosity ابرها برقصیم و زیر پای خود، سخاوتی را که تا به حال سنجیده و اندازهگیری کردهایم، بگذاریم.
هوش مصنوعی: پادشاهی که نتواند از دوری عزیزانش آرامش داشته باشد، هرگز نمیتواند از مال و حکومتش به خوبی محافظت کند و امنیت را برقرار سازد.
هوش مصنوعی: از کوه و دشت بپرس که آیا در اینجا خبری از خوبی و نیکی هست، زیرا در مکانهای معروف و معتبر اثری از خوبی دیده نمیشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نهاد روی به حضرت، چنان که روبه پیر
بتیم وا تگران آید از در تیماس
بیار ساقی زرین نبید و سیمین کاس
به باده حرمت و قدر بهار را بشناس
نبید خور که به نوروز هر که می نخورد
نه از گروه کرامست و نز عداد اناس
نگاه کن که به نوروز چون شدهست جهان
[...]
عطای یعقوب از مرگ تو هراسیدم
شدی و نبود بیشم ز مرگ هیچ هراس
دریغ لفظی بر همه نمط همه گوهر
دریغ طبعی بر هر گهر همه الماس
سپهر معطی شانست و هیچ عیب نبود
[...]
زهی رفیع محلت برون ز حد قیاس
بنای دولت و دین را قوی نهاده اساس
گشاده مهر تو چون ابر چشمهای امید
کشیده کین تو چون برق دشنهای هراس
مضاء رأی تو چون گوهر ظفر بنمود
[...]
زبان چگونه گشایم بذکر شکر و سپاس
که حشمت تو فرو بست دست و پای حواس
رسید قدر تو جایی که نیز نبساود
بساط جاه ترا دست وهم و پای قیاس
زهی ز خدمت تو آسمان بلند محل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.