زهی رفیع محلت برون ز حد قیاس
بنای دولت و دین را قوی نهاده اساس
گشاده مهر تو چون ابر چشمهای امید
کشیده کین تو چون برق دشنهای هراس
مضاء رأی تو چون گوهر ظفر بنمود
خرد بدید که از برق چون جهد الماس
بحق گزید ترا روزگار بر همه خلق
غلط نکرد زهی روزگار مرد شناس
بخواه جام که سر چرب کرد خصم ترا
بشیشه تهی این آبگینه رنگ خراس
موافقان را بأست نمالد و چه عجب
در آسیای فلک سنبله نگردد آس
به پیش خلق تو نرگس چو باد پیماید
بدان که بر کف زرین نهاد سیمین طاس
ز خلق و خلق تو هر لحظه مژده برسید
به بارگاه دل از شاه راه پنج حواس
مدان که فتنه بخسبد در این زمانه و لیک
ز عدل تست که باری شده است در فرناس
عدو چو گشت فضولی حقیرتر گردد
که تعبیه است کمی در فزونی آماس
بزرگوارا در بند قومی افتادم
که نقد رایجشان هست مختصر افلاس
نه ناطق و همه منطق فروش چون طوطی
نه مردم و همه مردم نهاد چون نسناس
سیه سر و دو زبان لیک گنک چون خامه
سپید کار و دو روی و ضعیف چون قرطاس
گناه کردن هر خس بدان همی نرسد
که عذر خواهد و خواهد که در دهد ریواس
چو مه که توزی بگدازد و به صد منت
ز ماهتاب جهان را عوض دهد کرباس
تو پاکزاده مبادا از آن گروه نه ای
که منع جود تو باشد نتیجه وسواس
همیشه تا که نماید قمر ز سبزه چرخ
گهی چو سیمین خرمن گهی چو سیمین داس
دل حسود تو نالان و مضطرب بادا
ز تیر حادثه مانند سینه بر جاس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تمجید از شخصیت برجسته و والای رفیع محلت میپردازد و او را دینی قوی و دولتی پایدار میداند. مهر و محبت او مانند ابرها، امیدبخش است و کینهاش شبیه رعد و برق، ترسآور. شاعر تأکید میکند که رأی و خرد او همچون جواهرات باارزش و درخشان است. او روزگار را توصیف میکند که به درستی او را برگزیده و او را مردی شناسنامهدار میداند.
در ادامه، شاعر به مشکلات و باندهای اجتماعی اشاره میکند که در آنها افراد فاقد درک و منطق وجود دارند، و وضعیت ناعادلانهای را توصیف میکند. او نقش رفیع محلت را به عنوان یک پناهگاه و نماد صلح و عدالت در برابر فتنهها و ناهنجاریهای زمانه ستایش میکند. در بیتهای پایانی، نعمتهای او و حسادت دیگران نسبت به او مورد اشاره قرار میگیرد و شاعر به این نتیجه میرسد که پاکی و بزرگی رفیع محلت از عیوب و مشکلات اجتماعی دور است.
هوش مصنوعی: چه خوش که مکان تو فراتر از حد تصور است، بنیان حکومت و دین را به استحکام گذاشتهای.
هوش مصنوعی: محبت و مهربانی تو مانند ابرهایی است که امید را در دلها به وجود میآورند، ولی کینه و دشمنی تو همچون برقی وحشتزا، دیگران را به ترس میاندازد.
هوش مصنوعی: خود رأی تو مانند سنگ قیمتی است که خرد و دانایی آن را درخشان و تابناک نشان میدهد، درست مانند اینکه الماس درخشش خود را با جهد و تلاش به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: عصر و زمانه با حق انتخاب تو را بر دیگران قرار داد و در این انتخاب، اشتباهی نکرد. چه خوشبختی برای روزگاری که مردی با شعور و شناخت را به خود دیده است.
هوش مصنوعی: بخواه جامی که دشمن تو را مغلوب کرده است و این لیوان شفاف و زیبا نشاندهندهی پیروزی توست.
هوش مصنوعی: موافقان باید از یکدیگر حمایت کنند و چه شگفتانگیز است که در چرخش آسمان، نشانهای از آنان پیدا نمیشود.
هوش مصنوعی: اگر نرگس در پیش مردم برود و مانند باد حرکت کند، بدان که در دستانش ظرف نقرهای قرار دارد که بر روی آن طلا گذاشته شده است.
هوش مصنوعی: هر لحظه انتظار دارم که از سوی آفرینش و وجود تو خبر خوشی به دل من برسد، مانند راهی که حواس پنجگانه به ما اطلاعات میرسانند.
هوش مصنوعی: هرگز نپندار که مشکلات و آشوبها در این دوره خوابیدهاند؛ اما بدان که این وضعیت به دلیل عدل و انصاف توست که به وجود آمده و حالا بار سنگینی بر دوش فرناس (نماد تلاش و کوشش) قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: وقتی دشمن به کارهای بیجا و فضولی میپردازد، این کار او را کوچکتر و بیارزشتر میکند، زیرا کم بودن او به نبودنش مربوط میشود و نشان دهندهی فضولی و نادانیاش است.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، در میان گروهی قرار گرفتهام که سرمایه و ثروتشان به اندازهای کم است که به زحمت روزگار میگذرانند.
هوش مصنوعی: نه سخنگویان و بیانکنندگان همه چیز، مانند طوطیهایی هستند که فقط تکرار میکنند، و نه انسانها تنها به خاطر وجودشان، دارای ارزش و هویتی واقعی هستند، مانند موجوداتی که بیهدف و بیمعنا به زندگی خود ادامه میدهند.
هوش مصنوعی: شخصی با موهای سیاه و دو زبان دارد، اما با این حال مانند جوهری سفید است که به راحتی میتوان بر روی آن نوشت و ضعف او مانند کاغذی است که به آسانی پاره میشود.
هوش مصنوعی: هر زیانکاری به اندازهی ندامت و عذرخواهیاش ارزش ندارد، چرا که او همواره به دنبال چیزهایی است که به دست آوردن آنها ممکن نیست.
هوش مصنوعی: مانند ماهی که گرما را میپزد و با ناز و کرامت، دنیا را به پارچهای نو تغییر میدهد.
هوش مصنوعی: تو از نسل پاک و اصیلی، مبادا جزو آن دسته باشی که تنگنظری و وسواس آنها سبب میشود که از بخشش و generosity خود دست برداری.
هوش مصنوعی: وقتی که ماه در آسمان ظاهر میشود، بعضی وقتها مانند خوشهای از گندم سفید و بعضی وقتها مثل داسی نقرهفام به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: دل حسود تو در حال ناله و ناراحتی است، انگار که به خاطر تیرهای حوادث، مانند سینهای در تلاطم و اضطراب قرار دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نهاد روی به حضرت، چنان که روبه پیر
بتیم وا تگران آید از در تیماس
بیار ساقی زرین نبید و سیمین کاس
به باده حرمت و قدر بهار را بشناس
نبید خور که به نوروز هر که می نخورد
نه از گروه کرامست و نز عداد اناس
نگاه کن که به نوروز چون شدهست جهان
[...]
عطای یعقوب از مرگ تو هراسیدم
شدی و نبود بیشم ز مرگ هیچ هراس
دریغ لفظی بر همه نمط همه گوهر
دریغ طبعی بر هر گهر همه الماس
سپهر معطی شانست و هیچ عیب نبود
[...]
گهر نتیجه بحر است و بر خلاف قیاس
نتیجه آمده بحری ز گوهر عباس
ابوالمحاسن عبدالصمد که بخت آمد
بنای دولت و دین را قوی نهاد اساس
کشیده تیغ چو مهر است عزم او در حرب
[...]
زبان چگونه گشایم بذکر شکر و سپاس
که حشمت تو فرو بست دست و پای حواس
رسید قدر تو جایی که نیز نبساود
بساط جاه ترا دست وهم و پای قیاس
زهی ز خدمت تو آسمان بلند محل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.