تو را به کعبه مرا کار با دل افتادست
به کعبه بتکده من مقابل افتادست
صدای بی جرس ار بشنوی غریب مدان
که روح ماست به دنبال محمل افتادست
سپند طالع من حرز ان یکاد کنید
صلیب زلف بتانم حمایل افتادست
به عزم کعبه کنید اتفاق خلوتیان
که پیر صومعه را بار در گل افتادست
نه کج ز مستی می کرده قبله باده فروش
دلش به گوشه میخانه مایل افتادست
شکسته بر ورق جبهه تو خامه حکیم
که ابروان تو را عقده مشکل افتادست
حریف بین چه به راحت بساط می چیند
ز تیز نقشی افلاک غافل افتادست
حریم خاک چو قربانگه منا دیدم
که هر طرف نگری صید بسمل افتادست
یکی به گور عزیزان شهر سیری کن
ببین که نقش امل ها چه باطل افتادست
مجردان سبک سیر از جهان رفتند
گهر به قعریم و خس به ساحل افتادست
گدای پیر مغان شو که پادشاه فقیر
بر آستانه میخانه سایل افتادست
ضرر به مال «نظیری » پیش بین نرسد
که او به وادی و رختش به منزل افتادست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به مسائل معنوی و عاشقانه پرداخته و تضادهایی را بین عشق دنیوی و روحانی نشان میدهد. شاعر اشاره میکند که در جستجوی عشق و حقیقت، خود را بین کعبه (مظهر عبادت) و میخانه (مظهر عشق دنیوی) مییابد. او به مشکلات دل و روح پرداخته و میگوید که نه تنها در جستجوی عشق الهی که در پی لذتهای ظاهری هم هست. اشعار به ما یادآوری میکند که در زندگی، هر دو جنبه باید در نظر گرفته شوند و چگونه عشق میتواند انسان را به سوی حقیقت هدایت کند یا به ورطه گمراهی ببرد. همچنین، به این نکته اشاره دارد که در این سفر، دوستان و حریفان نیز نقش مهمی دارند. در نهایت، شعر دعوت به سادگی و زهد داشته و بر اهمیت دنیا و آخرت تأکید میکند.
هوش مصنوعی: من به عشق تو مشغولم و تو در دلم جا داری، اما در این بین، من به سمت کعبه تو میروم و در مقابل، بتکدهام که نمایانگر عشق و دیوانگی من است.
هوش مصنوعی: اگر صدای بیجرسی را شنیدی، نباید آن را غریب و دور از ذهن فرض کنی؛ چرا که این صدا نشانهای از روح ماست که به دنبال مکانی برای آرامش میگردد.
هوش مصنوعی: موهبت و سرنوشت من به گونهای است که مانند یک محافظ عمل میکند، بهطوریکه زلفهای معشوقان بر دوشم بهعنوان نماد و نشانهای آویخته شدهاند.
هوش مصنوعی: جمع شوید و به سوی کعبه حرکت کنید، زیرا که روحانی و مرشد ما با مشکلاتی مواجه شده و در سختی است.
هوش مصنوعی: از سر مستی، نه تنها در حالتی نادرست قرار نگرفته، بلکه دلش به سمت گوشهای از میخانه کشیده شده است، جایی که در آن فروشنده باده حضور دارد.
هوش مصنوعی: نقش و نگار بر روی ورق جبهه تو با قلم حکیم به قدری زیباست که مشکل ابروان تو را به تصویر کشیده است.
هوش مصنوعی: رقیب در خیال خود چقدر راحت و با آرامش برنامهریزی میکند، در حالی که از نقشهای تند و پیچیدهای که天地 بر افراز کرده غافل است.
هوش مصنوعی: در اطراف حریم خاک، مانند قربانگاه منا، چشمم به صیدهایی افتاد که به سمت مرگ رفتهاند. هر طرف که نگاه میکنم، نشانهای از قربانیان را میبینم.
هوش مصنوعی: به دنبال عزیزان شهر برو و به گورستان آنها سر بزن تا ببینی که آرزوها و امیدها چگونه بیمعنا و ناپدید شدهاند.
هوش مصنوعی: افراد مجرد و بیدغدغه از این دنیا رفتند، در حالی که ارزشهای گرانبها در دلاند و ضعف و پستی به حاشیه زندگی افتاده است.
هوش مصنوعی: از فقر و وضعیت خود ناامید نشو و مانند یک گدای پیر و با تجربه به محبت و علم اهل معرفت وصال پیدا کن. زیرا حتی پادشاهان فقیر و بزرگ نیز در کنار در ورودی میخانه، در جستجوی حقیقت و محبت هستند.
هوش مصنوعی: هرگز نباید ضرر مالی را به نظیر «نظیری» نسبت داد، زیرا او به مقصد خود رسیده و در وضعیت بهتری قرار دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سخن چه حاجت اگر دل مقابل افتادست
زبان چه کار کند کار بادل افتادست
دلا، تغافل او التفات پنهان است
مگو که یار زحال تو غافل افتادست
من از محیط محبت همین نشان دیدم
[...]
نه دیر مانع و نیکعبه حایل افتادست
ره خیال تو در عالم دل افتادست
فسون عشق به جام نیاز، ناز چه ریخت
که حسن سرکش و آیینه غافل افتادست
حساب سایه و خورشید تا ابد باقیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.