قاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
یا هوایی کز نسیم طره یار آورد
آن کس از دنیا و عقبی باشد آزادی چو ما
دردمندی را که عشق یار در کار آورد
گر اناالحقهای ما را بشنود منصور مست
هم به خون ما دهد فتوی و هم دار آورد
گر برد بویی به چین از طره زلفت نسیم
مشک را در ناف آهویان به زنهار آورد
از خطا آید سیه رو گر برد باد صبا
بوی گیسویش به چین و مشک تاتار آورد
گر به جان بتوان خریدن وصل آن محبوب را
نیم جانی هرکه را باشد به بازار آورد
زلف و رخسات عیان شد منکر رویت کجاست
تا به ایمان سر زلف تو اقرار آورد
نور و ظلمت را یکی بیند ز روی اتحاد
عارفی کو در خیال آن زلف و رخسار آورد
با لب و چشم نگارم وقت آن آمد که رند
اهل تقوی را به دوش از کوی خمار آورد
چون قدش سروی نخواهد رست چون رویش گلی
تا ابد چندان که روید سرو و گل بار آورد
ای نسیمی هر که را رهبر شود فضل اله
از وجود خویش و غیرش جمله بیزار آورد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به دنبال قاصدی است که پیغام محبوب را به عاشق برساند و بیانگر عمق عشق و دلدادگی است. شاعر از آزادی و رنج عشق سخن میگوید و به شخصیتهای معروفی مانند منصور اشاره میکند. او میگوید که عشق و زیبایی محبوب چنان قدرتمند است که حتی اگر بادی از چین وزیده شود، بوی آن نیز دلها را مجذوب میکند. شاعر به قیمت رسیدن به وصل محبوب اشاره دارد و میگوید که باید همه چیز را فدای عشق کرد. او همچنین به زیبایی محبوب، نور و ظلمت، و نقش دیوانگی در عشق اشاره میکند و در نهایت بر اهمیتی که خدا به این عشق داده، تأکید میکند.
هوش مصنوعی: پیامآوری بیاید که عشق یار را به من برساند یا نسیمی که عطر موهای او را با خود بیاورد.
هوش مصنوعی: کسی که از دنیا و آخرت آزاد است، شبیه به کسی است که در عشق معشوق دچار درد و رنج شده است.
هوش مصنوعی: اگر صدای ما را بشنود، حتی منصور مست هم به خون ما حکم میدهد و ما را به دار میآویزد.
هوش مصنوعی: اگر نسیم مشک بویی از آرایش موهای تو به چین بیاورد، آن را به زنهار به آهویان میرساند.
هوش مصنوعی: اگر کسی با چهره سیاه و بدشانسی دچار خطا شود، ممکن است بادی خوشبو، عطر گیسوانش را بیاورد و بوی مشک تاتاری را به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر بتوان جان خود را برای وصال محبوب خرید، نیمی از جان در بازار هر کسی به فروش میرسد.
هوش مصنوعی: زلف و چهرهات آشکار شد، حالا کجای آن کسی است که منکر زیبایی توست؟ تا به یقین، سر زلف تو را بپذیرد و به حقیقت آن اعتراف کند.
هوش مصنوعی: یک عارف با نگاه عمیق و اتحاد خود، نور و تاریکی را به یکسان میبیند، چرا که در تصور او آن زلف و چهرهی معشوق جلوهگر است.
هوش مصنوعی: وقت آن رسیده است که با لب و چشمان محبوبم، رندان پرهیزگار را به آسایش و لذت وارد کوی خوشگذرانی کنم.
هوش مصنوعی: اگر قد او مانند سرو رست نکرد، و رویش مانند گل نرمی نداشت، تا زمانی که سرو و گل بروید، همچنان باید انتظار کشید که چنین زیباییها ظهور کند.
هوش مصنوعی: ای نسیم، هر کس که به فضل خدا هدایت شود، از وجود خود و دیگران دوری میکند و از آنان بیزار میگردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چیست آنگوهرکه ارکان دست خمّار آورد
گوهری کان گوهر مردم پدیدار آورد
لطف آب و رنگ آتش دارد و تاثیر او
آب سوی جان و آتش سوی رخسار آورد
گر بهدی مه بگذرد بر مجلس آزادگان
[...]
روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد
شاخ گل را شرم بادا گر گلی بار آورد
گر صبا از زلف او بویی به سوی چین برد
مشک را در نافۀ آهو به ز نهار آورد
کار، بوی زلف او دارد که هنگام صبوح
[...]
هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد
تا کدامین باد بویی زان جفا کار آورد
رفت آن شوخ و دل خون گشته را با خود ببرد
عاقبت روزی همان خونش گرفتار آورد
دوستان، من کی هوس دارم به نالیدن، ولی
[...]
عشق بیعلت ترنج دوستی بار آورد
گر به علت عشق ورزی رنج و تیمار آورد
چیست پیش پاکبازان کام دل جستن؟ غرض
وین غرض در دوستی نقصان بسیار آورد
در میان مهربانان مهر دار و گو مباش
[...]
قادری کز قدرت این عالم پدیدار آورد
خلق عالم را به عشق خویش در کار آورد
نافه از آهو و نور از نار و لعل از خاره سنگ
گوهر از بحر و زر از کان و گل از خار آورد
حکم او از رعد غران کوس سلطانی زند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.