گنجور

 
نسیمی

قاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد

یا هوایی کز نسیم طره یار آورد

آن کس از دنیا و عقبی باشد آزادی چو ما

دردمندی را که عشق یار در کار آورد

گر اناالحق‌های ما را بشنود منصور مست

هم به خون ما دهد فتوی و هم دار آورد

گر برد بویی به چین از طره زلفت نسیم

مشک را در ناف آهویان به زنهار آورد

از خطا آید سیه رو گر برد باد صبا

بوی گیسویش به چین و مشک تاتار آورد

گر به جان بتوان خریدن وصل آن محبوب را

نیم جانی هرکه را باشد به بازار آورد

زلف و رخسات عیان شد منکر رویت کجاست

تا به ایمان سر زلف تو اقرار آورد

نور و ظلمت را یکی بیند ز روی اتحاد

عارفی کو در خیال آن زلف و رخسار آورد

با لب و چشم نگارم وقت آن آمد که رند

اهل تقوی را به دوش از کوی خمار آورد

چون قدش سروی نخواهد رست چون رویش گلی

تا ابد چندان که روید سرو و گل بار آورد

ای نسیمی هر که را رهبر شود فضل اله

از وجود خویش و غیرش جمله بیزار آورد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

چیست آن‌گوهرکه ارکان دست خمّار آورد

گوهری کان گوهر مردم پدیدار آورد

لطف آب و رنگ آتش دارد و تا‌ثیر او

آب سوی جان و آتش سوی رخسار آورد

گر به‌دی مه بگذرد بر مجلس آزادگان

[...]

همام تبریزی

روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد

شاخ گل را شرم بادا گر گلی بار آورد

گر صبا از زلف او بویی به سوی چین برد

مشک را در نافۀ آهو به ز نهار آورد

کار، بوی زلف او دارد که هنگام صبوح

[...]

امیرخسرو دهلوی

هر شبم جان بر لب آید، ناله زار آورد

تا کدامین باد بویی زان جفا کار آورد

رفت آن شوخ و دل خون گشته را با خود ببرد

عاقبت روزی همان خونش گرفتار آورد

دوستان، من کی هوس دارم به نالیدن، ولی

[...]

اوحدی

عشق بی‌علت ترنج دوستی بار آورد

گر به علت عشق ورزی رنج و تیمار آورد

چیست پیش پاکبازان کام دل جستن؟ غرض

وین غرض در دوستی نقصان بسیار آورد

در میان مهربانان مهر دار و گو مباش

[...]

حیدر شیرازی

قادری کز قدرت این عالم پدیدار آورد

خلق عالم را به عشق خویش در کار آورد

نافه از آهو و نور از نار و لعل از خاره سنگ

گوهر از بحر و زر از کان و گل از خار آورد

حکم او از رعد غران کوس سلطانی زند

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه