لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
ناصر بخارایی

حلقه حلقه زلف تو بسته است بر کارم گره

یا بپوشیدی ز سهم تیر آه ما زره

گر شناسی قدر خود ای ماه روز افزون من

کی دهد ماه رخت خورشید تابان را فره

یا به نوک تیر مژگان خون جان ما بریز

یا به بوسی از لب خود خون‌بهای ما بده

جان بیمار مرا از نار هجران کن خلاص

کاو نخواهد گشت بی سیب زنخدان تو به

دی تأمل کرد ناصر در کمان ابرویش

هیچ چیزی در نباید از نکوئی غیر زه

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

نوبهار و آفتابی ای مبارک پادشاه

نوبهار ملک و دین و آفتاب تخت و گاه

جز تو در عالم ندیدم نوبهاری با قبا

جز تو در گیتی ندیدم آفتابی با کلاه

دادْ دادن رسم توست و دادْدِه بِه شهریار

[...]

سوزنی سمرقندی

ای سپاه آرای سلطان جهان آرام شاه

کامرانی بر عدو فرمانروائی بر سپاه

تا سپاه است و جهانرا این و آنرا جز تو نیست

نی سپاه آرای سلطان نی جهان آرام شاه

آفتاب و سایه ای در ملک و گیتی ملک تست

[...]

امامی هروی

مژده دولت را که باز آمد سوی اقلیم جاه

صاحب صاحبقران، در سایه ظل اله

بر سپهر افکنده سایه، در جهان گسترده عدل

هم جهانش زیر دست و هم سپهرش زیر گاه

آصف جمشید دین، جمشید شادروان فضل

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امامی هروی
ابن یمین

باد میمون نهضت رایات شاه دین پناه

آنکه بر خلقش بحق کردست ایزد پادشاه

شاه دین پرور نظام دولت و ملت کز اوست

سربلند و پای برجا در جهان دیهیم و گاه

و آنکه شاه اختران دربندگی او کمر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
خواجوی کرمانی

ای ز خاک درگهت خضر آب حیوان یافته

عمر خضر و ملک اسکندر ز یزدان یافته

اختران از نعل شبرنگ تو افسر ساخته

و آسمان از دامن قدرت گریبان یافته

طوق فرمان ترا سلطان این پیروزه طاق

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه