ای رفته و باز آمده از ارض مقدس
در حفظ خداوند تعالی و تقدس
ای خواچهٔ دریا دل و خورشید عطائی
کز رأی تو شد عرصهٔ آفاق مشمس
نام تو خلیل است و شود آتش نمرود
از خلُق تو ریحان و گل و لاله و نرگس
روی زمی از فرط سخای تو محدب
پشت فلک از بار عطای تو مقوس
با سرعت عزم تو برابر نشود خصم
با باد صبا لاف دلیری نزند خس
در شرح ثنای تو بود عاقله الکن
در وصف کمال تو شود ناطقه اخرس
ای کنگرهٔ قدر تو چرخی که حضیضش
از علو دهد اوج به نُه طاق مقرنس
هر چند که ابرام بود باز نمایم
جز پیش کسان درد دل خود نبرد کس
گر کس به تأمل نگرد هست هنر عیب
آری چه عجب آفت سر شد پر کرکس
از نور چو اجرام بود زینت ناصر
آن به که نباشد به لباسات ملبس
آئینه که از آب و هوا زنگ بر آرد
او را نمد جام به از جامهٔ اطلس
ارکان مربع چو صلیب است جهان را
زنهار مکن تکیه برین دیر مسدس
انفاس تو آن داد که از قوت ترکیب
یکران سخن شد به زمان تو مجنس
احسان تو باید که بدین قطعه توان یافت
تحسین من از جملهٔ ارواح مقدس
فریاد رهی گر چه رسیدهست به هر جای
لطفی کن و اینجا تو به فریاد رهی رس
امروز که از ساده دلی بر ورق سبز
روی چمن آورد خط از چتر مطوس
باغ طرب و عیش تو با برگ و نوا باد
الطایر ما صوت و الصبح تنفس
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن یک اشعار شعری و توصیفی است که به ستایش یک شخصیت بزرگ و روحانی پرداخته است. شاعر از ویژگیهای این شخصیت، مانند فضیلت، سخاوت و تواناییهای او در پرورش و هدایت دیگران سخن گفته و او را به عنوان نور و منبع الهام برای جامعه توصیف میکند. همچنین به مظاهر زیبایی طبیعی و هنری اشاره دارد که از وجود این شخصیت سرچشمه میگیرد. در پایان، شاعر از این شخصیت میخواهد که به نجات و یاری او بشتابد و دردی را که در دل دارد، با او در میان بگذارد. به طور کلی، شعر نگاهی مثبت و ادبی به ویژگیهای انسانی و روحانی میاندازد و اهمیت شخصیتهای بزرگ در زندگی انسانها را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ای کسی که از سرزمین مقدس رفتهای و دوباره بازگشتهای، در پناه و حفاظت خدای بزرگ و مقدس هستی.
هوش مصنوعی: ای دل دریایی و ای خورشید بخشنده، که به خاطر نظر و رأی تو، همه جا روشن و نورانی شده است.
هوش مصنوعی: نام تو خلیل است و آتش نمرود به خاطر صفات تو به ریحان و گل و لاله و نرگس تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: از بزرگی و سخاوت تو، زمین پر از نعمت است و آسمان به خاطر عطای تو، به شکل قوس در آمده است.
هوش مصنوعی: با سرعتی که تو در حرکت داری، هیچ دشمنی نمیتواند برابرت بیاید. حتی باد صبا هم جرأت نمیکند به ناز و لاف دلیری از خود نشان دهد.
هوش مصنوعی: در توصیف زیباییها و کمالات تو، افراد دانا و فرهیخته نیز زبانشان بند میآید و نمیتوانند به درستی بیان کنند.
هوش مصنوعی: ای کنگرهٔ تو، ویژگیات چنان است که پایینترین نقطهات به بالاترین قسمتها اوج میدهد و به زیبایی در نه طاق و مقرنس خودنمایی میکند.
هوش مصنوعی: هر چند که خودم سختیها و مشکلات زیادی دارم، اما فقط به خاطر دیگران نمیتوانم از احساسات واقعیام صحبت کنم و دردهایم را بیان کنم.
هوش مصنوعی: اگر کسی بدون دقت و تأمل به چیزی نگاه کند، جای تعجب نیست که هنر را به عیب تعبیر کند. چه اینکه بلای سر انسان به مانند حملهٔ کفتارها است.
هوش مصنوعی: نور و زیبایی اجرام آسمانی به مانند زینتی برای ناصر است و این زیبایی بهتر از آن است که به لباسهای معمولی و ظاهری دنیایی متصف شود.
هوش مصنوعی: آئینهای که به خاطر رطوبت و تغییرات جوی دچار زنگزدگی میشود، بهتر است به چرخی که از پارچهٔ نازک ساخته شده است، فکر کرد.
هوش مصنوعی: جهان را مثل یک مربع بدان که ارکان آن مانند صلیب است. پس مراقب باش که به این بنیاد نامطمئن تکیه نکنی.
هوش مصنوعی: نفسهای تو، آنقدر قوت داشت که به واسطه ترکیب و پیوندشان، در زمان تو کلامی تازه و قابل توجه به وجود آمد.
هوش مصنوعی: نیکوکاری تو باید به گونهای باشد که من بتوانم از جمله روحهای مقدس تو را ستایش کنم.
هوش مصنوعی: اگر صدای فریاد من به هر جایی رسیده، لطفی کن و به من کمک کن.
هوش مصنوعی: امروز به خاطر سادگی و بیخبری، بر روی چمن سبز، خطی کشیده شده که نشاندهنده باز شدن چتر است.
هوش مصنوعی: باغ خوشی و شادی تو با زیباییهای طبیعی پر شده است و پرندهها آواز میخوانند و صبح نیز هوای تازهای میوزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رادی بر تو پوید چون یار بر یار
بخل از تو نهان گردد چون دیو زیس
ای خالق هر جانور و رازق هرکس
لبیک و سعدیک تعالی و تقدس
مردان ترا آه چه در روز و چه در شب
میدان ترا راه، چه از پیش و چه از پس
توحید تو پاکست نکوبد در هر دل
[...]
خواهی که بهین کار جهان کار تو باشد
زین هردو یکی کار کن از هر چه کنی بس
یا فایده ده آنچ بدانی دگری را
یا فایده گیر آنچ ندانی ز دگر کس
کوی ظفر اقبال تو بر بود ز هرکس
المنته لله تعالی و تقدس
اثبات کرامات تو را حجت ظاهر
آنرا که دل و دیده بیناست همین بس
کز، یک اثر عزم تو مردود بماندند
[...]
بیندیش و آنگه بر آور نفس
و زآن پیش بس کن که گویند بس
سعدی افتادهایست آزاده
کس نیاید به جنگ افتاده
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.