گنجور

 
سیدای نسفی

سبب نظم رباعی اینست: زر چه بی دیوان بیگی محرمی داشته که او را خواجه المان می گفته اند؛ ملا این رباعی را به او گفته اند

کارم به یکی بلای جان افتاده

سودا به سرم جهان جهان افتاده

فرزند عزیز من که دل نامش بود

عمریست به دست الامان افتاده

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
جهان ملک خاتون

مسکین دل من دور ز جان افتاده

سرگشته ز عشق در جهان افتاده

از غصّه روزگار و از درد فراق

بیچاره به کام دشمنان افتاده

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه