سبب نظم رباعی اینست: عبدالرحمن بکاول برادر جاوم بی اتالیق محرمی داشته که او را خواجه بامیر می گفته اند ملا این رباعی را به او گفته اند.
در کوی تو خویش را عدم فرض کنم
صد جان دگر به پای تو قرض کنم
عمریست به حال من نمی پردازی
از دست تو با میر روم عرض کنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سبب نظم این رباعی این است که عبدالرحمن بکاول، برادر جاوم، رابطهای نزدیک با خواجه بامیر داشته است. این رباعی به او تقدیم شده و موضوع آن بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر میگوید در کوی محبوب خود، خود را بیوجود فرض میکند و حاضر است جانهای زیادی را برای او قربانی کند. او از بیتوجهی محبوبش ناراضی است و تصمیم دارد از طرف خود، به خواجه بامیر این موضوع را عرض کند.
هوش مصنوعی: در محلهٔ تو من خودم را باطل و بیارزش میدانم و آمادهام تا جانهای دیگری را نیز برای تو فدای کنم.
هوش مصنوعی: سالهاست که به وضعیت من توجهی نداری و از تو که دور شوم، میخواهم این موضوع را به دیگران بگویم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.