کرده ام بالین آسایش ز دست خویشتن
خفته ام در سایه دیوار بست خویشتن
تا به کی ای پسته مغزم را پریشان می کنی
رفته ام من هم به سودای شکست خویشتن
ساقی ایام مهیا کرده جام انتقام
تکیه ای نرگس مکن بر چشم مست خویشتن
پنجه بر رو می زدم زین پیش طفل توبه را
می گزم چون غنچه اکنون پشت دست خویشتن
می روم زین بحر آخر سیدا با دست خشک
غیر مأیوسی نمی بینم به پشت خویشتن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زمانه و حال خود سخن میگوید و احساس تنهایی و پریشانی ذهن را به تصویر میکشد. او از آزارهایی که به خود وارد کرده و ناامیدیاش از زندگی میگوید. به مرور به نوازشهای خود و توجه بیش از حد به مشکلاتش اشاره میکند و میبیند که هیچ راهی جز پذیرش ناامیدی برایش باقی نمانده است. شاعر به نوعی به شکست و ناکامی در زندگی خود اعتراف میکند و به عواقب آن مینگرد.
هوش مصنوعی: من به خاطر خودم آرامش را از دست دادهام و در زیر سایه دیوار زندانی خودم خوابیدهام.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی سرم را به هم بریزی؟ من نیز به دنبال رسیدن به هدفی هستم که میدانم به شکست من میانجامد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، زمان را برای انتقام آماده کردهام. مبادا بر چشمهای مست خود تکیه کنی و غافل شوی.
هوش مصنوعی: در گذشته، به خودم آسیب میزدم و توبه میکردم مانند یک کودک، اما اکنون مانند غنچهای که میشکفد، نمیگذارم که به خود آسیب بزنم و دست خود را نسبت به گذشته میگیرم.
هوش مصنوعی: من از این دریا به سوی مقصد خود میروم و با دستانی خشک و بیتوجه به ناامیدی، پشت سرم را نمینگرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.