می روم در باغ و سر در پای سنبل می کنم
عمر را چون شانه صرف زلف و کاکل می کنم
می نویسم از چمن با آن گل رو نامه یی
خامه تحریر از منقار بلبل می کنم
نیست حاجت زاد راه از خویش بیرون رفته را
گردبادم پا به دامان توکل می کنم
غنچه خسبم سیدا عمریست در باغ جهان
عندلیبی گر به سر وقتم رسد گل می کنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در باغی قدم میزند و از زیباییهای آن لذت میبرد. او عمر خود را به مانند شانهای هزینهٔ عشق و زیبایی میکند و با احساساتی عاطفی از گلها و بلبلها مینویسد. شاعر میگوید نیازی به جستجوی دور از خود ندارد و به توکل بر خداوند اعتماد میکند. او همچنان که غنچهای از خواب بیدار میشود، به زیباییهای دنیا توجه دارد و امیدوار است در زمان مناسب، به شکوفایی و باروری برسد.
هوش مصنوعی: به باغ میروم و در پای گل سنبل مینشینم و زمان خود را مثل شانهای که بر روی موها و زیورهای زیبایی میگذارد، صرف زیبایی و لذت میکنم.
هوش مصنوعی: من از چمن و گلهای زیبا نامهای مینویسم و این نامه را مانند بلبل با عشق و احساس به تصویر میکشم.
هوش مصنوعی: نیازی به فراق و جدایی از خود ندارم، چون مانند گردبادی به سوی تو میافتم و به اعتماد به تو میکوشم.
هوش مصنوعی: من به مدت طولانی در باغ زندگی خوابیدهام و اگر زمانش برسد، مانند گلی شکوفا میشوم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر زمانت پیش چشم خود تخیل میکنم
یک به یک اسرار حسنت را تامل میکنم
چون بدین خوبی که هستی نقش میبندم تو را
میشوم حیران که بیتو چون تحمل میکنم
نام تو گفتن نیارم فاش مقصودم تویی
[...]
از تغافل یا تو را با خویش مایل میکنم
یا برون مهر تو را یک باره از دل میکنم
گر به جا خوی برآرد خون ز چشمم دور نیست
زر تیغ از بس که شرم از روی قاتل میکنم
هر زمان بر سینه از ناخن گشایم رخنهها
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.