دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم
نشان تیر آن ابروکمان کردم ندانستم
به صد افتادگی چون مهر بردم راه در کویش
به آن بی مهر خود را مهربان کردم ندانستم
به امیدی که روزی پا نهد در خانه چشمم
سر خود فرش بر هر آستان کردم ندانستم
یقینم شد که با بیگانگان دارد سر الفت
به خود من آشنا او را گمان کردم ندانستم
به یاد متکای ابروی او سیدا عمری
چو جوهر بردم تیغ آشیان کردم ندانستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات احساسات عمیق و ناامیدی خود را به تصویر میکشد. او دل خود را بیخبر از عواقب نشان میدهد و به عشق و علاقهاش به معشوق اشاره میکند. با وجود تمام افتادگی و تلاشهایش برای جلب محبت او، همچنان به سردی و بیمهر بودن معشوق دچار است. شاعر با امید به دیدار معشوق در آینده، خود را در آستان عشقش پایین میآورد، اما در نهایت متوجه میشود که معشوق با دیگران همدل شده و به او توجهی ندارد. در این مسیر، شاعر از یادآوری ابروی معشوق و اثراتی که بر زندگیاش گذاشته، به شدت متاثر است و این احساسات را با هنرمندی منتقل میکند.
هوش مصنوعی: من به دیوانگی قلب خود اعتراف کردم و متوجه نشدم که نشانه تیر آن ابروی زیبا بود.
هوش مصنوعی: به خاطر احترام و تواضع زیادی که دارم، با عشق و محبت به سمت تو میروم و در این مسیر تلاش میکنم تا خودم را به گونهای مهربان و دلنشین نشان دهم، در حالی که اصلاً متوجه این موضوع نیستم.
هوش مصنوعی: با امیدی که روزی محبوبم به خانهام بیاید، برای او فرش را به نشانهی احترام زیر هر درگاه انداختم، اما نمیدانستم که این کار از روی عشق و الطاف او است.
هوش مصنوعی: من مطمئن شدم که او با دیگران صمیمی است و من که فکر میکردم با من نزدیک است، در واقع او را نمیشناختم.
هوش مصنوعی: به یاد آن ابروی معشوق، عمرم را به مانند جواهر گرانبها صرف کردم و در این مسیر، بدون اینکه آگاه باشم، بر روی آن تیغی که در دل داشتم، نشستم و آشیانهام را ساختم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.