روم از جای با اندک نسیمی گرد را مانم
بنای بیمدارم مهره های نرد را مانم
نشد جز سوختن از کوچه گردی حاصل عمرم
به شهر تیره بختی مشعل شبگرد را مانم
ز رشک رنگ سرخم لعل در کان رنگ گرداند
به چشم کهربا طبعان عقیق زرد را مانم
نمی گردد ز دست ناله شمع کشته ام روشن
ندارم از اجابت بهره آه سرد را مانم
چرا ای گردباد امروز می گردی ز دنبالم
ز خود رم کرده ام مجنون صحراگرد را مانم
ز فرش مخمل اهل کرم پهلو تهی سازم
گریزم از دوای این حکیمان درد را مانم
ندارد سیدا گلزار چون من سرو موزونی
به روی صفحه ایام بیت فرد را مانم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از شاعر، احوالات و احساسات درونی او را بیان میکند. شاعر از تب و تاب زندگی و مشکلاتش میگوید و به ناملایماتی چون سوختن در کوچههای تنگ و تیره اشاره دارد. او از حسرت و حسرت بر روی عشقهای ناکامش ش lament میکند و به ناتوانیاش از خواستن و رسیدن به آمالش اشاره دارد. شاعر در نهایت به این نتیجه میرسد که با وجود همه مشکلات و غمها، او همچنان در جستجوی آرامش و زیبایی است و به نوعی با تقدیر زندگی خود میسازد.
هوش مصنوعی: با نسیمی ملایم از جایی حرکت میکنم و مانند بادی که گرد و غبار را جابهجا میکند، بیهیچ تردیدی مهرههای نرد را تغییر میدهم.
هوش مصنوعی: حاصل زندگیام تنها در سوختن خلاصه شده است. من مانند چراغی در شب در کوچهها سرگردانم و در شهری بدشانس به سر میبرم.
هوش مصنوعی: از غیرت و حسادت رنگ لبان سرخ من، سنگ معدنهای زرد مثل عقیق را به رنگ طلایی درمیآورد و چشمان زردرنگ مانند کهربا را تحت تأثیر قرار میدهد. من مانند این طبعها هستم.
هوش مصنوعی: شمعی که در دل من خاموش شده است، از نالهاش نمیتوانم رهایی یابم. در این وضعیت، هیچ چیز از دعاها و امیدهای من به شرمندی به دست نخواهید آمد و فقط آه سردی را احساس میکنم.
هوش مصنوعی: چرا امروز ای گردباد به دنبال من میگردی؟ من از خودم فرار کردهام و مانند مجنون که در بیابان wandering میکند، شدهام.
هوش مصنوعی: از فرش مخملی که نشان از بزرگی و ثروت دارد دور میشوم و میگریزم، زیرا نمیخواهم درگیر درمانهایی شوم که این حکیمان برای دردها تجویز میکنند. ترجیح میدهم با درد خود تنها بمانم.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند من در گلزار زیبایی و جذابیت وجود ندارد؛ من به مانند سرو خوش قامت، در روزگار خود درخشان و برجسته هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلیل کاروان اشکم آه سرد رامانم
اثر پرداز داغم حرف صاحب درد رامانم
رفیق وحشت من غیر داغ دل نمیباشد
دربن غربتسرا خورشید تنهاگرد رامانم
بهار آبروبم صد خزان خجلت به بر دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.