فرهاد ناله می کند از تیشه ام هنوز
آید صدا ز تربت همپیشه ام هنوز
پیمانه ها به محتسبان آشنا شدند
پنهان درون سنگ بود شیشه ام هنوز
گلها خزان شدند و چمن ماند از نشاط
نشکفته است غنچه اندیشه ام هنوز
لب تشنگان ز سایه من بهره می برند
آبی نخورده است رگ و ریشه ام هنوز
ساغر به کوی باده فروشان نبرده ام
بیرون نرفته است می از شیشه ام هنوز
ای برق پا منه به نیستان خانه ام
آسودگی ندیده ام از بیشه ام هنوز
از خاک کوهکن شب و روز آید این صدا
در آرزوی آب دم تیشه ام هنوز
مانند غنچه سر به گریبان کشیده ام
گلچین رسید و رفت در اندیشه ام هنوز
عمریست سیدا ز می انکار کرده ام
ساقی دهد قسم به سر شیشه ام هنوز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از فرهاد، درباره درد و عواطف عمیق اوست. او از احساس تنهایی و محرومیت سخن میگوید و نالهای از دردهایش میشنود که از تیشهاش ناشی میشود. او به این نکته اشاره میکند که هنوز شیشهای درون سنگ پنهان دارد و در دل پر از اندیشه و ناامیدیاش غنچهایی نشکفته باقی مانده است. فرهاد از تشنگی و نیاز به آب و همچنین عدم دستیابی به خوشیها و لذتهای دنیوی صحبت میکند. او به درختان و طبیعت اشاره میکند که همچنان تحت تأثیر غم و اندیشهاش قرار دارند. در نهایت، او میگوید که به رغم گذر زمان، هنوز از می و شوق زندگی کنارهگیری کرده و در آرزوی سربلندی و آسایش باقی مانده است.
هوش مصنوعی: فرهاد هنوز از درد تیشهاش ناله میکند و صدای او همچنان از خاک همسرش به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: در اینجا به منظور نشان دادن حالتی از راز و پنهانی، اشاره به این دارد که لیوانها به نظارتکنندگان خود آشنا شدهاند و دیگر نمیتوانند از دید آنها پنهان بمانند. در عین حال، درون خود سنگ، شیشهای وجود دارد که هنوز نمیتواند خود را نمایان کند و این موضوع نشاندهنده نوعی درونی بودن و ناپیدایی است. شیشه که نمایانگر زیبایی و روشنی است، هنوز در غباری از سنگ پنهان است و به نوعی نماد جویای حقیقت و وجود نهان درون ما است.
هوش مصنوعی: گلها پژمرده و زرد شدهاند، اما چمن هنوز زنده و شاداب است. با این حال، اندیشه و ایدههای من هنوز به بلوغ نرسیده و درونم خام ماندهاند.
هوش مصنوعی: تشنگان از سایه من بهرهمند میشوند، اما خودم هنوز حتی آبی ننوشیدهام و جان و ریشهام از آن بیبهره است.
هوش مصنوعی: من هنوز از شیشهام می نخوردهام و ساغرم را به کوی بادهفروشان نبردهام.
هوش مصنوعی: ای برق، نیستان من را تحت تأثیر قرار نده. من هیچگاه آرامش را در خانهام تجربه نکردهام و هنوز هم از جنگل و طبیعت دور ماندهام.
هوش مصنوعی: از دل کوه، صدای کار مداوم و تلاش بیپایان به گوش میرسد. همیشه در آرزوی آب و سرسبزی هستم و هنوز هم به وسیله تیشهام مشغول کارم.
هوش مصنوعی: من در حالتی شبیه غنچهای که سرش را به درون پوشانده است، نشستهام. گلچینی آمده و رفته، اما هنوز در افکارم هستم.
هوش مصنوعی: مدت طولانی است که من از شراب روگردان شدهام، اما ای ساقی، هنوز هم به سر شیشهام قسم میخورم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.