مو سفیدی حرص دنیا دور نتوانست کرد
طبع ما را سرد این کافور نتوانست کرد
روزگاری کرد خسرو قصرهای زرنگار
خانه ای شیرین تر از زنبور نتوانست کرد
برشکست کاسه دست گدا افسوس نیست
این صدا را چینی فغفور نتوانست کرد
من که باشم از در ارباب دولت برخورم
دانه ای زین خوشه بیرون مور نتوانست کرد
مال منعم می زند در خانه بانگ بی محل
حاصل خود را نهان زنبور نتوانست کرد
نیستند از آرزو خالی سلیمان تا به مور
هیچ کس از خود طمع را دور نتوانست کرد
صبحدم خورشید شب را زیر دست خویش ساخت
میل در چشمش کشید و کور نتوانست کرد
رستم از قتل پسر از بس که بدنامی کشید
مرده خود را نهان در گور نتوانست کرد
خط برآورد دلی از وصل او ممنون نشد
خضر ما ویرانه یی معمور نتوانست کرد
پرتو رخساره او کرد دل را بی قرار
طاقت شمع تجلی طور نتوانست کرد
عمر عنقا گرچه در خلوت نشینی صرف شد
نام خود چون سیدا مشهور نتوانست کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی چون دنیا طلبی، بیثمری زندگی و ناتوانی انسان در فرار از واقعیتها میپردازد. شاعر از سفید شدن موها و فشار دنیا سخن میگوید و بیان میکند که اگرچه خسرو و سلیمان قدرت و ثروت داشتند، اما هیچکس نتوانسته از طمع و آرزوهای خود فرار کند. همچنین اشاره به این دارد که حتی اگر آدمی در خلوت و دور از مردم باشد، نمیتواند نام و شهرت خود را پنهان کند. در نهایت، شعر به ناتوانی انسان در تغییر سرنوشت و حقیقتهای زندگی اشاره میکند و بیانگر هيچكس نیست كه از آرزوهای خود دور شود.
هوش مصنوعی: سفیدی موها نمیتواند اشتیاق ما به دنیا را کم کند؛ حتی این بوی خوش کافور هم نتوانسته تأثیری در آن بگذارد.
هوش مصنوعی: خسرو زمانی کاخهای زیبا و زرق و برقی ساخت، اما هیچگاه نتوانست خانهای خوشمزهتر و شیرینتر از عسل زنبورها بسازد.
هوش مصنوعی: گدا اگرچه کاسهاش شکست، جای نگرانی نیست، زیرا صدای او را هیچکس نمیتواند ساکت کند.
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که از درگاه بزرگواران دولتمند، دانهای از این خوشه نصیبم شود؟ حتی مور هم نمیتواند از این خوشه بهرهای ببرد.
هوش مصنوعی: بخشایشگر در خانهاش سر و صدا میکند و از داراییاش سخن میگوید، اما در واقع، نتیجه تلاشهای او را به صورت پنهانی به دست آورده و مانند زنبور که نمیتواند چیزی را پنهان کند، این اموال و دستاوردهایش برای دیگران روشن نیست.
هوش مصنوعی: سلطان سلیمان همچنان آرزوهایی دارد و هیچکس نمیتواند از آرزوهای خود دست بکشد، حتی اگر به اندازه یک مورچه باشد.
هوش مصنوعی: در سپیدهدم، خورشید توانست شب را تحت کنترل خود درآورد و اشتیاقش را در چشمانش به تصویر کشید، اما نتوانست آن را نادیده بگیرد یا نابود کند.
هوش مصنوعی: رستم به دلیل بدنامی ناشی از کشتن پسر، نتوانست خود را خفته و در گور پنهان کند.
هوش مصنوعی: دل از طریق وصال او خوشحال نشد، هرچند خضر (نگهبان) ما نتوانست ویرانهای را آباد کند.
هوش مصنوعی: نور صورت او باعث شد که دل به شدت بیقراری کند؛ مانند شمعی که در برابر نور تجلی کوه طور نمیتواند تاب بیاورد.
هوش مصنوعی: زندگی را اگرچه در تنهایی و دور از حزن و غم سپری کرد، اما نتوانست نامش را به خوبی و مشهوریت برساند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.