فصل خزان رسید و نشاط و طرب نماند
کاری مرا به مشغله روز و شب نماند
باد خزان ربود حرارت ز آفتاب
در شمع بزم اهل جهان تاب و تب نماند
تمکین ز شیخ شد ز مریدان سکوت رفت
در بزرگان حیا و به طفلان ادب نماند
باغ امیدواریی ما را هوا رسید
در عهد ما به نخل تمنا رطب نماند
شد صفحه ها سفید زبان قلم خموش
بر لوح سینه ها رقم منتخب نماند
تا خیرگاه حاتم طی گشت سرنگون
جز خاک توده یی به دیار عرب نماند
مردود کرد خصم تو را دهر سیدا
در هیچ سینه دوستی بولهب نماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تغییر فصل و ناپایداری شادی و نشاط در زندگی اشاره دارد. شاعر به خزان و سردی هوا اشاره میکند که باعث از بین رفتن گرمی آفتاب و نشاط زندگی میشود. همچنین، به سکوت و حیا در بزرگان و بیادبی کودکان اشاره کرده و از امیدواری در باغ زندگی سخن میگوید که دیگر برآورده نمیشود. شعر به ناامیدی و فراموشی در عشق و دوستی میافزاید و به این نکته اشاره میکند که حتی بزرگترین شخصیتها نیز در گذر زمان فرسوده میشوند و چیزی از آنها باقی نمیماند. به طور کلی، شعر به موضوعات ناامیدی، زوال و تغییر میپردازد.
هوش مصنوعی: فصل پاییز فرا رسید و دیگر خبری از شادی و سرور نیست. مشغولیتها و کارها، زمان روز و شب مرا پر کرده و فرصتی برای لذت بردن باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: باد پاییزی گرمای آفتاب را از شمع جشن و سرور مردم ربوده و دیگر نشانی از شادابی و نشاط باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: از رفتار و برخورد شیخ، پیروان او زبانشان بند آمده و بزرگان حیا را از دست دادهاند و دیگر ادب و نزاکت حتی در کودکان باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: باغ امیدواری ما به خوشی و طراوت رسید و در زمان ما دیگر انتظاری برای رسیدن میوههای شیرین نمانده است.
هوش مصنوعی: برگهای کاغذ خالی شده و قلم دیگر نمیتواند چیزی بنویسد؛ بر دلهای مردم، تنها کلمات برگزیده باقی مانده است.
هوش مصنوعی: به جایی که روزگاری حاتم طائی، بزرگترین بخیل عرب، زندگی میکرد، فقط تودهای خاک ویران مانده است و دیگر نشانی از آن خیرخواهی و بزرگی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: روزگار تو را از دوستی رانده است، و در هیچ دل دوستی مانند آن ابن ابی لهب باقی نمانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیدی دلا که عهد شباب و طرب نماند
آن نقشهای مختلف بوالعجب نماند
نخلی بود جوانی و او را رطب طرب
پیری شکست شاخش و بروی رطب نماند
عمرت بود کتان و قصب دور ماهتاب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.