خیر بادش می کنم دود از دماغم می رود
آتشم گل می کند مرهم ز داغم می رود
می کند اسباب عیش از خانه ام عزم سفر
روشنی از شمع و روغن از چراغم می رود
در برم دل می تپد از چهره رنگم می پرد
بلبل و گل خانه خیز از صحن باغم می رود
شیشه من از وداعش سنگ بر سر می زند
خون به جای باده از چشم ایاغم می رود
سیدا از بس که خود را در غمش گم کرده ام
هر که را می بینم از بهر سراغم می رود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دردناک شاعر درباره جدایی و غم میپردازد. شاعر از حالتی میگوید که آتش درونش شعلهور است و از هر سو دلتنگی و ناراحتی او را احاطه کرده است. او به سفر و دوری از محبوب اشاره میکند و میگوید که وجودش به خاطر این جدایی تحت فشار است. او احساس بیتابی و درد را به تصویر میکشد، به طوری که شیشه وجودش به خاطر وداعی که انجام شده، در حال ترک خوردن است و به جای شادی، اشک و خون جایگزین آن شده است. شاعر در نهایت بیان میکند که در غم محبوبش گم شده و هر کسی را میبیند، به یاد او میافتد.
هوش مصنوعی: من این را برای او خوب میخواهم، اما ناراحتی من باعث میشود که دود از دماغم بلند شود و آتشم به شدت شعلهور شود، در حالی که آرامشی که به دنبال آن هستم، از دلم دور میشود.
هوش مصنوعی: فکر و دل خوشیهای من از خانهام میرود، سفر روشنی و زندگی خوش را با خود میبرد، مثل شمع و روغنی که از چراغم میرود.
هوش مصنوعی: در آغوشم قلبم به شدت میتپد و رنگم از چهرهام میپرد. بلبل و گل از خانهام میفرارند و به سمت باغ میروند.
هوش مصنوعی: شیشهی قلب من از جدایی او شکسته و به شدت درد میکند، همچنان که خون به جای اشک از چشمانم سرازیر میشود.
هوش مصنوعی: من آنقدر در غم و اندوه خود غرق شدهام که هر کسی را که میبینم به دنبال من میآید و از حال و وضع من میپرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.