آمد بهار و شعله به سنگی نمانده است
در هیچ سینه یی دل تنگی نمانده است
از میکشان به گوش صدایی نمی رسد
بزم رباب و ناله چنگی نمانده است
نام و نشان ز ناله پیر و جوان مجوی
تأثیر در کمان و خدنگی نمانده است
مینای خسرو است پر از باده وصال
ای بیستون به دست تو سنگی نمانده است
دایم چو آفتاب به خود تیغ می کشم
ما را به دیگری سر جنگی نمانده است
کشتی فگنده اند به دریا حبابها
در بحر روزگار نهنگی نمانده است
گلهای نوبهار و جوانی خزان شدند
در باغ و هر بویی و رنگی نمانده است
صحرا و شهر خانه روباه گشته است
در کوه و بیشه شیر و پلنگی نمانده است
بر پا شکستگان نظری کس نمی کند
در هیچ شهر کوری و لنگی نمانده است
ای سیدا ز اهل جهان در زمان ما
ناموس و نام رفته و ننگی نمانده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر درباره آمدن بهار و پایان شادی و زیباییها صحبت میکند. شاعر به وضعیت دلسردکنندهای اشاره میکند که دیگر هیچکس رنگ و بویی از خوشی و عشق را تجربه نمیکند. بزمهای شاداب و صداهای خوش از میکشان دیگر وجود ندارد و دلها پر از تنگی و غم است. او به آسیبهای اجتماعی و از دست رفتن ارزشها اشاره میکند و بیان میکند که در این دوران، نام و نشانی از جوانی و شادابی باقی نمانده است. در نهایت، شاعر با ناامیدی از شرایط زمانه و از بین رفتن اصول اخلاقی روشنگری میکند و به زوال شخصیتهای انسانی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بهار آمده و دیگر هیچ چیز ناراحتی و دلتنگی در دلها باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: از دست رفتن شادابی و سرزندگی به گوش نمیرسد، چرا که محفل خوش فرح و نالهی ساز نیز دیگر باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: در جستجوی نام و نشانی از درد و فریاد پیران و جوانان نباشید، زیرا دیگر تأثیری در وسایل نبرد و کمان و تیر باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: کاسهای از شراب عشق خسرو در دست داری و ای بیستون، دیگر هیچ سنگی از تو باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: من همیشه مانند آفتاب با خودم در جدال و مبارزه هستم و دیگر علاقهای به درگیری با دیگران ندارم.
هوش مصنوعی: کشتیهایی که به دریا رها شدهاند، حبابها در اقیانوس میچرخند و در این دنیای پر از تحول، دیگر نهنگی باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: گلهای تازه و جوانی که در بهار شکفته بودند، اکنون در پاییز پژمرده شدهاند و دیگر هیچ بویی و رنگی در باغ باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: صحرا و شهر به محل زندگی روباه تبدیل شده و در کوهها و جنگلها دیگر نشانی از شیر و پلنگ نیست.
هوش مصنوعی: کسی به کسانی که افتادهاند توجهی نمیکند و در هیچ کجای دنیا، کسی وجود ندارد که دچار مشکلاتی مانند کوری و لنگی باشد.
هوش مصنوعی: ای آقای من، در این زمان که ما زندگی میکنیم، حرمتها و اعتبارها از میان رفته و هیچ چیز از عیب و ننگ باقی نمانده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.