شکر، افضل منازل اهل سعادت، و عمده توشه مسافرین به عالم نور و بهجت است سبب دفع بلا، و باعث زیادتی نعماء است و به این جهت امر و ترغیب به آن شده است.
خدای تعالی در کتاب کریم خود فرموده: «ما یعفل الله بعذابکم ان شکرتم و آمنتم» یعنی «چه می کند خدا به عذاب شما اگر شکر او را کنید و ایمان به او آورید» و می فرماید: «لئن شکرتم لأزیدنکم» یعنی «اگر شکر کنید نعمت شما را زیاد می کنم» و از آنجا که عمده مطالب نفسانیه و نخبه مقامات راهروان سعادت است هر کسی را وصول به آن میسر نه.
و از این جهت پادشاه عالم می فرماید: «و قلیل من عبادی الشکور» یعنی «و کم از بندگان من شکر گزارند» و در شرف و فضیلت آن همین کافی است که یکی از صفات خداوند است چنان که فرموده: «والله شکور حلیم» و آن اول کلام اهل بهشت و آخر سخن ایشان حمد و ثنای خداست و از حضرت پیغمبر مروی است که «کسی که چیزی خورد و شکر کند، اجر او مثل اجر کسی است که از برای خدا روزه گیرد و کسی که بدن او صحیح باشد و شکر نماید اجر او مثل اجر مریضی است که صبر کند و اجر غنی شاکر مثل اجر فقیر قانع است» و فرمود که «در روز قیامت منادی ندا می کند که حمد کنندگان برخیزند پس طایفه ای برخیزند و لوایی از برای ایشان نصب می کنند و ایشان داخل بهشت شوند عرض کردند که کیستند حمد کنندگان؟ فرمود: کسانی که خدا را در هر حال شکر می کنند» و از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروی است که «پیغمبر در حجره عایشه بود، در شبی که نوبت او بود پس عایشه گفت: یا رسول الله چرا این قدر خود را در عبادت تعب می دهی و رنج می سازی و حال آنکه خدا همه گناهان تو را آمرزیده؟ فرمود: ای عایشه آیا من بنده شاکر خدا نباشم؟» و آن حضرت شبها را به پای می داشت و بر انگشتان پاهای خود می ایستاد و عبادت خدا می کرد پس خدا این آیه را فرستاد:«طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی» یعنی «ما قرآن را نفرستادیم بر تو که خود را هلاک کنی» و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مروی است که «هیچ نعمتی خدا به بندگان عطا نمی فرماید که آن بنده آن نعمت را در دل بشناسد و در ظاهر به زبان حمد خدا را کند مگر اینکه خدای تعالی به جهت آن به زیادتی امر می فرماید» و آن حضرت فرمود: «سه چیز است که با وجود آنها هیچ چیز ضرر نمی رساند: دعا، در وقت اندوه و بلا و استغفار، در نزد گناه و شکر، در هنگام نعمت» و نیز از آن حضرت حدیثی مروی است که ملخص آن این است که «در هر نفسی از نفسهای تو شکری بر تو لازم است، بلکه هزار شکر یا بیشتر و اقل شکر آن است که نعمت خدا را از خدا ببنی و راضی به داده او باشی و به واسطه نعمت او معصیت او را نکنی و در هر حال بنده شاکر خدا باشی تا خدا را رب کریم یابی در همه حال و اگر نزد خدا عبادتی که بندگان مخلص او آن عبادت را می کنند افضل از شکر درهر حال بودی، لفظ آن را بر ایشان اطلاق کردی و چون افضل از آن نبودی آن را در میان عبادات تخصیص داد و فرمود: «و قلیل من عبادی الشکور» و تمام شکر، اعتراف به زبان دل است به عجز رسیدن به ادنی مرتبه شکر او، زیرا توفیق شکر هم، نعمت تازه ای است که شکری از برای آن واجب است و قدر آن بالاتر از نعمتی است که به سبب آن توفیق شکر یافته پس بر هر شکری بالاتر از شکر اول بر تو لازم است، الهی غیر النهایه» و کجا شکر بنده به نعمت خدا می رسد و عمل او مقابل عمل الهی می شود و حال اینکه بنده ضعیفی است که هرگز او را هیچ توانایی نیست مگر به واسطه خداوند و خدا از اطاعت بنده بی نیاز است و بر زیاد کردن نعمت توانا و قادر است تا ابد.
پس به این طریق، بنده شاکر خدا باش تا امور عجیبه بر تو ظاهر گردد و آنچه آن جناب فرموده: «بر هر شکری، شکری لازم إلی غیر النهایه»، امری است ظاهر و مبین، زیرا مذکور شد که شکر هر نعمتی آن است که بشناسی که آن از خداست و آن را در راه اطاعت او صرف کنی.
و شکی نیست که این شناختن و صرف کردن نیز نعمتی است از خدا، زیرا که آنچه را ما به اختیار خود می کنیم آن نیز از نعمتهای الهیه است چون جمیع اعضا و جوارح ما و قدرت و اراده ما و توفیق معرفت و سایر اموری که واسطه حرکات ماست، بلکه خود حرکات ما از جانب خداوند سبحانه است.
پس شکر بر هر نعمتی، نعمتی دیگر است از خدا که محتاج به شکری دیگر است که بداند این شکر نیز نعمت الهیه است و به آن شاد شود و این دانستن و شادی، نعمتی دیگر است و شکری دیگر می خواهد و همچنین إلی غیر النهایه.
و ممکن نیست که سلسله شکر در حالی به جایی رسد که دیگر شکری نخواد پس غایت شکر بنده، آن است که بداند از ادای حق شکر الهی عاجز است.
از دست و زبان که برآید
کز عهده شکرش به درآید
مروی است که «خداوند سبحان به موسی علیه السلام وحی فرستاد که ای موسی حق شکر مرا به جای آور عرض کرد: پروردگار چگونه شکر کنم تو را حق شکر تو و حال آنکه هیچ شکری نیست که به آن تو را شکر کنم مگر آنکه آن نیز نعمت توست؟ خطاب رسید که ای موسی حال مرا شکر کردی که دانستی این هم از من است».
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خلاصه متن این است که شکرگزاری از خداوند، یکی از مهمترین ویژگیها و ضروریات زندگی مؤمنین است. شکر، موجب افزایش نعمتها و دفع بلاها میشود و خداوند به آن ترغیب کرده است. آیات قرآن نیز بر اهمیت شکر تأکید دارند، بهطوریکه شکرگزاری از نشانههای ایمان است. پیامبر اسلام نیز به اهمیت شکر در زندگی اشاره کرده و فرمودهاند که شکر خداوند، پیشنیاز دریافت نعمتهای بیشتر است. همچنین، در روایات اسلامی تأکید شده که شکر هر نعمتی، به معنای شناختن آن نعمت به عنوان لطف خداوند و صرف آن در مسیر اطاعت الهی است. در نهایت، شکرگزاری یک فرآیند بیانتهاست که هر شکر، نیاز به شکر دیگر دارد و این چرخه هیچوقت به پایان نمیرسد، چرا که انسان همواره در مقام نقص و نیاز به رحمت الهی قرار دارد.
هوش مصنوعی: شکر گزاری، بهترین حالت برای افرادی است که به دنبال سعادت و خوشبختی هستند و مهمترین وسیله سفر به دنیای نور و شادی به حساب میآید. شکر، مسبب دور شدن مشکلات و افزایش نعمتهاست و به همین دلیل به آن سفارش و تشویق شده است.
هوش مصنوعی: خداوند در کتاب آسمانی خود فرموده است: «اگر شما شکرگزاری کنید و به من ایمان بیاورید، عذابی نخواهم کرد.» و همچنین فرمود: «اگر شکر کنید، نعمتهایتان را افزایش میدهم.» از این رو، نکات مهمی در مورد روح و مقامهای عالی وجود دارد که دسترسی به آنها برای هر کسی ممکن نیست.
هوش مصنوعی: پادشاه عالم میفرماید: «و کم از بندگان من شکر گزارند» که نشاندهنده کمی افرادی است که نعمتهای خدا را شکرگزاری میکنند. این کمشمار بودن به خودی خود فضیلتی است، چرا که شکرگزاری یکی از صفات خداوند به شمار میآید. اهل بهشت در ابتدا و انتهای صحبتهای خود، خدا را حمد میکنند. همچنین روایت شده است که کسی که از نعمتهای خدا استفاده میکند و شکر آن را بهجا میآورد، اجرش برابر با اجر روزهدارانی است که برای خدا روزه میگیرند. هر کس که در شرایط مختلف شکر خدا را بهجا آورد، اجر مشابهی خواهد داشت. در روز قیامت منادی ندا میدهد که شکرگزاران برخیزند و برایشان نشانی مشخص کرده و وارد بهشت میشوند. در روایتی آمده است که پیامبر اکرم در عبادت خود بسیار جدی بود و شبها به عبادت میپرداخت، بهگونهای که عایشه از او پرسید چرا اینقدر خود را خسته میکند در حالی که خدا تمامی گناهانش را بخشیده است. پیامبر در پاسخ گفت: «آیا من بنده شاکر خدا نباشم؟» همچنین امام جعفر صادق فرمودند که هیچ نعمتی از سوی خدا عطا نمیشود مگر اینکه اگر بنده آن را بشناسد و شکر کند، خداوند نعمتهای بیشتری به او عطا خواهد کرد. ایشان نیز به سه چیز اشاره کردند که در هر حال مانع ضرر هستند: دعا در زمان اندوه، استغفار در زمان گناه، و شکر در زمان نعمت. در نهایت، شکرگزاری به معنای شناخت نعمت الهی و رضایت به آن است و باید در هر شرایطی شکرگزار خدا باشیم. اگر انسانی در شکرگزاری به مرتبهای برسد، به یاد داشته باشد که هر لحظه شکری دیگر بر او واجب است. از آنجایی که خداوند به بندگانش نیازی ندارد و به بخشش نعمتها توانمند است، شکرگزاری در برابر نعمتهای او اهمیت زیادی دارد.
هوش مصنوعی: بنابراین، باید همیشه شکرگزار خدا باشی تا نعمتها و امور شگفتانگیزی برایت آشکار شود. آنچه گفته شده است که «برای هر شکر، شکر دیگری واجب است تا بینهایت»، کاملاً واضح و روشن است. زیرا گفته شده که شکر هر نعمتی در این است که آن را بشناسی که از جانب خداست و آن را در مسیر اطاعت از او به کار بری.
هوش مصنوعی: بیتردید، شناخت و صرف کردن وقت برای آن نیز از نعمتهای خداوند است. زیرا هر آنچه که ما به انتخاب خود انجام میدهیم، باز هم از نعمتهای الهی به شمار میآید. تمامی اعضا و جوارح ما، قدرت و ارادهامان، توفیق برای شناخت و سایر عواملی که منجر به حرکات ما میشوند، همه از جانب خداوند است. حتی خود حرکات ما نیز از خداوند سرچشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: پس شکرگزاری به خاطر هر نعمتی، خود نعمتی دیگر از سوی خداست که نیازمند شکرگزاری دیگری است تا بداند این شکرگزاری نیز نعمت الهی است و نسبت به آن احساس شادی کند. این آگاهی و شادی نیز نعمتی دیگر به شمار میآید و به شکرگزاری دیگری نیاز دارد، و این روند تا بینهایت ادامه دارد.
هوش مصنوعی: شکرگزاری انسان به جایی نمیرسد که دیگر نیازی به شکرگزاری نداشته باشد. بنابراین، نهایت شکرگذاری انسان این است که متوجه شود در ادا کردن حق شکر الهی ناتوان است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که از توانایی دست و زبان انسان برمیآید که شکرگزاری کند و از عهده ابراز سپاسگزاری برآید. به عبارت دیگر، هر کس باید تلاش کند تا در بیان gratitude و قدردانی از نعمتها و خوبیها، فعال باشد و از فرصتها استفاده کند.
هوش مصنوعی: خداوند به موسی وحی فرستاد و به او گفت که حق شکرگزاری من را ادا کند. موسی پاسخ داد: «پروردگار، چگونه میتوانم شکر تو را به جا آورم، در حالی که هر شکرگزاری که انجام میدهم، خود نعمتی از سوی توست؟» خداوند به او گفت: «ای موسی، این که دانستی شکرگزاری نیز نعمت من است، خود نشانهای از شکرگزاری توست.»
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.