و آن عبارت است از نشناختن نعمت کسی و شاد نبودن به آن و صرف نکردن آن در مصرفی که منعم به آن راضی است و کفران نعمت الهی از صفات مهلکه ای است که آدمی را در آخرت به شقاوت سرمدی می رساند و در دنیا باعث عقوبت و حرمان سلب نعمت می گردد چنان که خدای تعالی می فرماید: «فکفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف» خلاصه مضمون آنکه «کفران کردند نعمتهای خدا را، پس خدا ایشان را به گرسنگی و بیم و تشویش مبتلا ساخت» و نیز می فرماید: «إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» خلاصه معنی آنکه «خدا تغییر نمی دهد و باز نمی گیرد نعمتی را که به قومی عطا فرموده است تا ایشان نفوس خود را تغییر ندهند و نیتهای خود را برنگردانند» و ضد کفران، شکر است و آن عبارت است از شناختن نعمت از منعم و آن را از او دانستن و به آن شاد و خرم بودن و به مقتضای آن شاد و خرم بودن و به مقتضای عمل کردن به این معنی که خیر منعم را در دل گرفتن و حمد او را کردن و نعمت را به مصرفی که او راضی باشد رسانیدن.
پس شکر منعم حقیقی، که حضرت آفریدگار و مقصود از بیان است آن است که همه نعمتها را از او دانی و او را منعم و ولی خود شناسی و همه وسائط را مسخر و مقهور او یقین داشته باشی و اگر کسی دیگر با تو نیکی کند چنین کند چنین دانی که خدای دل او را مسخر فرموده که به آن نیکی اقدام نموده و او را خواهی نخواهی بر این داشته و کسی که این را فهمید و اعتقاد کرد، یک رکن شکر را به جا آورده بلکه بسا باشد که همین را شکر گویند و این «شکر قلبی» است.
همچنان که مروی است که «موسی علیه السلام در مناجات گفت: الهی آدم را به ید قدرت خود آفریدی و او را در بهشت خود جای دادی و حوا را به او تزویج نمودی چگونه شکر تو را کرد؟ خدای تعالی فرمود که دانست اینها از من است» و رکن دیگر شکر خدا آن است که به نعمتهای الهی که به او عطا کرده شاد و خرم باشد، اما نه از این راه که باعث لذت و کامرانی او در دنیاست، بلکه از این راه که به واسطه آنها می تواند تحصیل رضای منعم را کند و خود را به قرب و جوار و لقای او برساند و علامت این، آنست که از نعمتهای دنیویه شاد نشود مگر به چیزی که اعانت بر تحصیل آخرت نماید و از هر نعمتی که او را از یاد خدا باز دارد و از راه حق مانع، محزون و غمناک گردد و چون این صفت را نیز تحصیل کرد رکن دوم شکر را به جا آورده.
و رکن سیم آن است که در دل و زبان، حمد و ثنای او را به جا آورد و حمد دل آن است که خیرخواه کافه مخلوقات الهی بوده، نیکویی ایشان را جوید و حمد زبان، آن است که اظهار شکرگزاری او را کند.
و رکن چهارم آن است که نعمتهای الهیه را صرف رضا و مقصود او نماید مثلا: اعضا و جوارح، که از نعمتهای الهی است در طاعات و عبادات او به کار برد و از استعمال آنها در عصیان او، احتراز واجب شمارد حتی اینکه از جمله شکر چشمها آن است که هر عیبی از مسلمی بید ندیده پندارد و از جمله شکر گوشها آنکه هر نقصی که از مسلمی بشنود نشنیده انگارد، و امثال آنها.
و بعضی گفته اند که هر که چشم او را در معصیت استعمال کند کفران نعمت دیگر را که خورشید باشد نیز کرده، زیرا بدون آن، دیدن میسر نیست بلکه چون همه آنچه در دنیا موجود است بعضی به بعضی دیگر بسته و همه به یکدیگر موقوف و مربوط است.
پس هر که یک چیز را در معصیت الهی استعمال نماید همه چیزها و نعمتهایی که در دنیا خلق شده کفران کرده است.
و از آنچه مذکور شد معلوم شد که حقیقت شکر، مرکب از چهار امر است و لیکن بسا باشد که هر یک را نیز شکر گویند.
همچنان که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمود که «شکر هر نعمتی اگر چه بزرگ باشد آن است که حمد خدای را کند» و فرمود که «شکر نعمتها، اجتناب از محرمات است و تمام شکر، گفتن الحمد الله است» و فرمود که «چون صبح و شام کنی ده مرتبه بگو: «اللهم ما اصبحت بی من نعمه او عافیه فی دین او دنیا فمنک وحدک لا شریک لک، لک الحمد و لک الشکر بها علی علی یا رب حتی ترضی و بعد الرضا» و در شام به جای «اصبحت»، «امسیت» بگوید پس چون این را بگویی شکر نعمتهای آن روز و آن شب را کرده خواهی بود» و در روایتی وارد شده است که «حضرت نوح علیه السلام در هر صبحی این ذکر را می کرد به این جهت او را خدای تعالی بنده شکور نامیده» و نیز از آن حضرت مروی است که «هرگاه یکی از شما متذکر نعمت خدا گردد پس رخسار خود را بر خاک گذارد، شکر خدا را کرده است و اگر سوار باشد فرود آید و رخسار خود را بر خاک گذارد و اگر نتواند فرود آید از آنجا که ترسد مردم ببینند و باعث خودنمایی شود، رخسار خود را بر قرپوس زین گذارد و اگر نتواند، کف دست خود را بلند کند رخسار بر آن نهد، پس حمد خدا را کند بر نعمتی که بر او عطا فرموده است» و مخفی نماند که فایده شکر بر زبان، اظهار رضامندی از منعم خود است و از این جهت به آن امر شده است و نیکان سلف چون به هم ملاقات می کردند احوال یکدیگر را می پرسیدند و غرض ایشان این بود که اظهار شکر خدا بشود تا هر دو به اجر برسند.
روزی حضرت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم به مردی فرمود: «چگونه صبح کردی؟ عرض کرد: به خیر دوباره سوال کرد باز چنین گفت مرتبه سیم همان سوال فرمود، گفت: به خیر، و حمد می کنم خدا را و شکر او را به جا می آورم حضرت فرمود: این را از تو می خواستم».
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خلاصه متن درباره شکرگزاری و کفران نعمتهای الهی است. شکر واقعی به معنای شناختن نعمت و منعم (خداوند) است و شامل چهار رکن اصلی میباشد:
1. **شناخت نعمت و شادی**: باید نعمتهای خدا را بشناسیم و به خاطر آنها شاد باشیم، نه به خاطر لذتهای دنیوی، بلکه به این منظور که رضای الهی را جلب کنیم و به آخرت نزدیک شویم.
2. **حمد و ثنا**: باید در دل و زبان حمد و شکر خدا را به جا آوریم و خیرخواهی نسبت به مخلوقات الهی داشته باشیم.
3. **صرف نعمت در راه رضای خدا**: باید از نعمتها در عبادت و اطاعت استفاده کنیم و از گناه و معصیت دوری کنیم.
4. **اجتناب از محرمات**: شکر واقعی به معنای اجتناب از کاری است که موجب نارضایتی خدا میشود.
در نهایت، متن به اهمیت شکرگزاری و نمایش رضایت از نعمتهای الهی اشاره دارد و به روایاتی از پیامبران درباره شکرگزاری و حمد خدا اشاره میکند.
هوش مصنوعی: کفران نعمت به معنای عدم شناخت و قدردانی از نعمتهای الهی، نیافتن شادی از آنها و عدم صرف این نعمتها در راهی است که بخشنده آن را میپسندد. این صفت میتواند به عذاب در دنیا و عذاب دائمی در آخرت بیانجامد. خداوند میفرماید که کسانی که نعمتهایش را انکار کردند، به گرسنگی و ترس مبتلا شدند. همچنین، خداوند هیچ نعمتی را از قومی نمیگیرد مگر اینکه آنها خودشان تغییر کنند. در مقابل کفران، شکر قرار دارد که شامل شناخت نعمت از بخشنده، شاد بودن نسبت به آن و عمل به مقتضای شکرگزاری است. این بدین معناست که باید خیر بخشنده را در دل داشته باشیم، او را ستایش کنیم و نعمتها را در راهی مصرف کنیم که مورد رضایت اوست.
هوش مصنوعی: شکرگزاری حقیقی به معنی شناخت و درک این است که همه نعمتها از خداوند است و او را به عنوان بخشنده و ولی خود بشناسی. باید مطمئن باشی که همه واسطهها تحت فرمان او هستند. اگر کسی به تو نیکی میکند، باید بدانی که خداوند دل او را به این کار هدایت کرده و او را مجبور کرده است که چنین نیکی کند. کسی که این مفاهیم را درک کرده و به آن باور داشته باشد، بخشی از شکرگزاری را بهجا آورده و این نوع شکر را میتوان "شکر قلبی" نامید.
هوش مصنوعی: موسی علیه السلام در مناجات خود گفت: «ای پروردگار، تو آدم را با قدرت خود آفریده و او را در بهشت جای دادهای و حوا را به او دادهای. او چگونه شکر تو را به جا آورد؟» خداوند فرمود که او دانسته است این نعمتها از سوی من است. یکی از جنبههای مهم شکرگزاری به خدا این است که از نعمتهای الهی که به او داده شده شاد و خوشحال باشد، اما نه به گونهای که این لذت و خوشی او را در دنیا غرق کند، بلکه به این سبب که بتواند رضایت عطاکننده را جلب کند و به نزدیکی و محضر او برسد. نشانه این شکرگزاری آن است که از نعمتهای دنیوی تنها در صورتی خوشحال شود که بتواند به سعادت آخرتم کمک کند و از هر نعمتی که او را از یاد خدا دور کرده یا مانع راه راستش شود، غمگین و ناراحت گردد. وقتی این ویژگیها را کسب کند، در واقع یکی از ارکان شکرگزاری را به خوبی انجام داده است.
هوش مصنوعی: رکن اصلی این است که در دل و زبان، به ستایش و قدردانی از او پرداخته شود. ستایش دل بدین معناست که برای تمام مخلوقات خداوند خیرخواهی کنیم و به دنبال خوبیهای آنها باشیم. همچنین، ستایش زبان به معنای ابراز شکرگزاری از او است.
هوش مصنوعی: این بخش اشاره دارد به این که باید نعمتهای الهی را در مسیر خشنودی و هدفهای خداوند استفاده کنیم. به عنوان مثال، اعضای بدن که از نعمتهای خداوند هستند باید در فعالیتهای عبادتی و طاعات به کار گرفته شوند و باید از استفاده آنها در اعمال ناپسند دوری کرد. به طور مشخص، شکرگزاری برای نعمت بینایی این است که از دیدن عیوب و نقصهای دیگران خودداری کنیم و همچنین شکرگزاری برای نعمت شنوایی به این معناست که نشنیدن عیبها و نکات منفی دیگران را مد نظر قرار دهیم و در مجموع سعی کنیم نگرش مثبتی نسبت به دیگران داشته باشیم.
هوش مصنوعی: برخی گفتهاند که اگر کسی از چشم خود برای گناه استفاده کند، در واقع نعمت دیگری که خورشید است را نیز نادیده گرفته است، زیرا بدون نور خورشید، دیدن ممکن نیست. همچنین، تمامی چیزهایی که در دنیا وجود دارند به یکدیگر مرتبط هستند و همه آنها به یکدیگر وابستهاند.
هوش مصنوعی: هر کسی که چیزی را در راه نافرمانی از خداوند استفاده کند، به نوعی تمامی نعمتها و موهبتهایی که در دنیا وجود دارد را نادیده گرفته و ناسپاسی کرده است.
هوش مصنوعی: از آنچه گفته شد، مشخص میشود که حقیقت شکر شامل چهار عنصر اصلی است و ممکن است هر یک از این عناصر به تنهایی نیز شکر نامیده شوند.
هوش مصنوعی: حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بیان داشتهاند که شکرگزاری از هر نعمتی، حتی اگر بزرگ باشد، به معنای حمد و ستایش خداوند است. ایشان همچنین فرمودند که شکر نعمتها به معنای دوری از کارهای حرام است و حقیقت شکر، گفتن «الحمد لله» میباشد. توصیه کردند که هر صبح و شام ده بار بگوییم: «خدایا! هر نعمتی که این صبح یا این شب به من عطا کردی، فقط از تو است و هیچ شریکی نداری. پس حمد و شکر تو برای این نعمتهاست تا وقتی که راضی شوی و بعد از رضایت.» در روایتی آمده که حضرت نوح علیه السلام این ذکر را هر صبح میگفت و به همین دلیل خداوند او را بنده شاکر نامیده است. همچنین، اگر کسی یاد نعمت خدا کند، باید پیشانیاش را بر زمین بگذارد تا شکر خدا را به جا آورد و حتی اگر نشسته باشد، باید سعی کند این کار را انجام دهد. در نهایت، شکر بر زبان نمایانگر رضایت از خداوند است و این عمل باعث پاداش برای هر دو طرف میشود. بزرگان اهل ایمان زمانی که یکدیگر را ملاقات میکردند، به دنبال فرصتی بودند تا شکر خدا را به جا آورند و از این طریق اجر بگیرند.
هوش مصنوعی: روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از مردی پرسید که چگونه صبح کردی؟ او پاسخ داد که حالش خوب است. پیامبر دوباره همین سوال را پرسید و او مجدداً پاسخ داد که حالش خوب است و خدا را شکر میکند. پیامبر گفت: من همین را از تو میخواستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.