و شکی نیست که این صفت، منافی مقتضای توحید و ایمان، و موجب سخط پروردگار منان است و بنده عاجز و ذلیل مهینی را که به اسرار قضا و قدر، جاهل و از موارد حکمتها و مصالح، غافل است چکار به اعتراض و انکار بر افعال خداوند خالق عالم حکیم خبیر؟ و مخلوق ضعیف و بیکاره را چه یارای نارضایتی به رضای پروردگار او.
ما بنده ایم و عاجز، او حاکم است و قادر
گر می کشد به زورم، ور می کشد به زاری
به درد و صاف تو را کار نیست دم درکش
که هر چه ساقی ما ریخت عین الطاف است
در بعضی از اخبار قدسیه وارد شده است که «وای پس وای از برای کسی که گوید: این امر چرا شد؟ و فلان امر چگونه شد؟» و در خبر قدسی دیگر رسیده است که «منم خدایی که بجز من خدایی نیست پس هر که صبر نکند بر بلای من، و راضی نشود به قضای من، و شکر نکند از برای نعمای من برود خدایی بجوید سوای من» موسی بن عمران علیه السلام عرض کرد که «پروردگارا چه کس در نزد تو محبوب تر است؟ فرمود: کسی که هرگاه من محبوب او را از او بگیرم سر تسلیم نهد پس عرض کرد که سخط تو بر کدام کس است؟ فرمود: کسی که طلب خیر از من کند در امری و چون حکمی کنم از برای او به حکم من راضی نباشد» مروی است که «یکی از پیغمبران ده سال شکایت کرد به خدا از فقر و گرسنگی و برهنگی، و دعای او به اجابت نرسید بعد از آن، خدا به او وحی فرستاد که تا چند شکایت خواهی نمود؟ من اهل شکایت نیستم و سزاوار نیست که مرا مذمت کنند و تو به شکایت و مذمت سزاوارتری و از برای تو پیش از خلق آسمان و زمین چنین مقدر شده و چنین حکم فرموده ام از برای تو پیش از آنکه دنیا را خلق کنم آیا تو می خوای که به جهت تو خلق دنیا را از سرگیرم؟ با می خواهی تقدیر را به جهت تو تبدیل کنم و اراده تو بالای اراده من باشد؟ پس به عزت و جلال خودم قسم که اگر یکبار دیگر این به خاطر تو بگذرد اسم تو را از دیوان نبوت محو می کنم».
و مروی است که «به حضرت داود علیه السلام وحی رسید که تو می خواهی و من می خواهم و آنچه خواهش من است به وجود می آید پس اگر سر تسلیم به خواهش من گذاردی آنچه خواهش توست کفایت می کند و اگر قبول نکردی خواهش مرا، در تعب می اندازم تو را در آنچه می خواهی و در آخر هم نخواهد شد مگر آنچه من خواهم» و بالجمله هر که دانست که عالم و جمیع آنچه در آن یافت می شود صادر از حضرت آفریدگار است به مقتضای حکمت و خیریت و موافق صلاح نظام، به نحوی که از آن بالاتر متصور نمی شود و اگر یک جزو آن متغیر شود صلاح و خیریت مختل می گردد و هر که خدا را به خدایی، و خود را به بندگی شناخت می داند که نارضایتی و اعتراض در امری که بر او وارد می شود غایت جهل، و نهایت جرأت است و به این جهت هیچ یک از پیغمبران در هیچ امری هرگز نگفتند: کاش چنین بودی.
یکی از اصحاب سید المرسلین صلی الله علیه و آله و سلم می گوید که «ده سال خدمت آن سرور را کردم و هرگز به من نفرمود که چرا چنین کردی و چرا چنین نکردی؟ و هرگز نگفت: کاش چنین می شد یا کاش چنین نمی شد و چون یکی از اهل بیت در امری از من مواخذه می نمود حضرت می فرمود: بگذارید او را اگر مقدر می بود می شد» مروی است که «فرزندان خرد حضرت آدم بر بدن او بالا می رفتند و پائین می آمدند و پاهای خود را بر دنده های مبارک آن حضرت می گذاشتند مانند نردبان و بالا می رفتند تا سر او و بعد از آن به این نحو پائین می آمدند و او سر به پیش افکنده بود و چشم از زمین برنمی داشت و سخن نمی گفت یکی از اولادی بزرگ او گفت: ای پدر چرا از این حرکت آنها را منع نمی کنی؟ گفت: ای پسر آنچه من دیده ام شما ندیده اید و آنچه من دانسته ام شما ندانسته اید یک حرکت کردم مرا از سرای کرامت و شرف به خانه ذلت و خواری افکندند و از منزل نعمت و راحت به محل رنج و محنت انداختند می ترسم یک حرکت دیگر کنم بلایی دیگر به من نازل شود» و مروی است که «روزی حضرت عیسی علیه السلام را در بیابان، باران شدید گرفت، به هر طرف می دوید پناهی نمی دید تا رسید به مکانی که شخصی در نماز ایستاده بود در حوالی او باران نمی آمد در آنجا قرار گرفت، به هر طرف می دوید پناهی نمی دید تا رسید به مکانی که شخصی در نماز ایستاده بود در حوالی او باران نمی آمد در آنجا قرار گرفت تا آن شخص از نماز فارغ شد عیسی علیه السلام به او گفت: بیا تا دعا کنیم که باران بایستد گفت: ای مرد من چگونه دعا کنم، و حال آنکه گناهی کرده ام که مدت چهل سال است که در این موضع به عبادت مشغولم که شاید خدا توبه مرا قبول کند و هنوز قبول توبه من معلوم نیست، زیرا از خدا خواسته ام که اگر از گناه من بگذرد یکی از پیغمبران را به اینجا فرستد.
عیسی علیه السلام فرمود: توبه تو قبول شد، زیرا که من عیسی پیغمبرم و بعد از آن فرمود: چه گناه کرده ای؟ گفت: روزی از تابستان بیرون آمدم هوا بسیار گرم بود، گفتم: عجب روز گرمی است».
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بررسی مفهوم توحید و تسلیم در برابر اراده خداوند میپردازد و به این نکته تأکید میکند که انسان نباید به افعال خداوند اعتراض کند. نویسنده بیان میکند که انسان در برابر اراده خدا عاجز است و هیچگاه نمیتواند در مورد قضا و قدر اعتراض کند. اشاره به این دارد که سرانجام همه چیز به خواسته خداوند منتهی میشود و انسان باید به تقدیر خدا راضی باشد. در ضمن، به داستانهای پیامبران نیز اشاره میکند که نشاندهنده تسلیم آنها در برابر حکم خداوند است و اینکه هیچیک از آنها هرگز اعتراض نکردند. در نهایت، ایمان و تسلیم در برابر خداوند بهعنوان نشانه کمال انسانیت معرفی شده است.
هوش مصنوعی: این ویژگی قطعاً با توحید و ایمان در تضاد است و باعث خشم خداوند میشود. چه ارتباطی بین بنده ضعیف و ناتوانی که از اسرار قضا و قدر بیخبر است، با اعتراض و انکار نسبت به اعمال خداوند که خالق عالم و دانای مطلق است وجود دارد؟ مخلوقی که ناتوان و بیفایده است، چگونه میتواند در برابر رضایت پروردگارش نارضایتی نشان دهد؟
هوش مصنوعی: ما به عنوان بندگانی ناتوان در برابر او که حاکم و تواناست، هرگاه که بخواهد میتواند به زور ما را مجازات کند و اگر بخواهد میتواند با محبت و مهربانی ما را از سختیها نجات دهد.
هوش مصنوعی: به احساس و درد تو هیچ توجهی نیست؛ تنها کافی است که به خوبی و مهربانیای که ساقی ما به دیگران میدهد، فکر کنی.
هوش مصنوعی: در برخی از احادیث آمده که باید از افرادی که از قضا و قدر خداوند گلایه میکنند، پرهیز کرد. خداوند در یکی از این احادیث میفرماید که هرکس در برابر بلای او صبر نکند و به تقدیرش راضی نباشد، باید خدایی جز او جستجو کند. موسی علیهالسلام از خداوند پرسید که محبوبترین بندگان نزد او چه کسانی هستند و خداوند پاسخ داد: کسانی که در مقابل از دست دادن عزیزانشان تسلیم باشند. همچنین خداوند از کسانی که از او خیر میطلبند و وقتی به حکمش رضا ندارند، ناخشنود است. در داستانی از یکی از پیامبران آمده که او سالها از فقر و گرسنگی شکایت کرد، اما هیچ پاسخی از خدا دریافت نکرد. خداوند به او وحی کرد که چرا اینقدر شکایت میکند و او را به صبر دعوت فرمود. خداوند به او یادآوری کرد که سرنوشتش از قبل تعیین شده و او نمیتواند تقدیر را تغییر دهد. در نهایت، خداوند به او هشدار داد که اگر دوباره این رفتار را تکرار کند، نامش را از بین خواهد برد.
هوش مصنوعی: حضرت داود علیه السلام وحی دریافت که خواستههای او و خواستههای خداوند ممکن است متفاوت باشند. اگر او به خواست خدا تسلیم شود، خواستههای او نیز برآورده خواهد شد، اما اگر از پذیرش خواست خداوند امتناع کند، در نهایت به خواستههایش نخواهد رسید. کسانی که میدانند که کل عالم و هرآنچه در آن است از سوی خداوند و بر اساس حکمت و خیریت آفریده شده، میدانند که تغییر در هر جزء این عالم میتواند نظم و صلاح آن را به هم بریزد. همچنین، افرادی که خدا را به عنوان خالق و خود را به عنوان بنده میشناسند، میفهمند که نارضایتی و اعتراض نسبت به آنچه برایشان پیش میآید حاکی از جهل و Boldness است و به همین دلیل هیچ یک از پیامبران هرگز نگفتند: "ای کاش چنین بودی".
هوش مصنوعی: یکی از یاران پیامبر اسلام میگوید که او به مدت ده سال در خدمت آن بزرگوار بوده و هیچگاه او را مورد سرزنش قرار نداده و از او نخواسته که چرا یک کار را انجام داده یا چرا کار دیگری را نکرده است. همچنین، او هرگز نگفته که ای کاش چیزی بهصورت دیگری رخ میداد. وقتی یکی از اعضای خانواده پیامبر او را به خاطر مسئلهای مواخذه میکرد، پیامبر میفرمود: بگذارید او را، اگر قرار باشد که چنین چیزی بیفتد، خواهد افتاد. در روایتی آمده که فرزندان حضرت آدم بر روی او میرفتند و پایین میآمدند، انگار که از نردبان بالا میروند، اما او سرش را پایین نگه میداشت و چیزی نمیگفت. یکی از فرزندانش از او خواست که این کار را متوقف کند، اما او پاسخ داد که آنچه او دیده و فهمیده است، دیگران نمیدانند و از ترس عواقب یک حرکت ناشایست به آن کار ادامه نمیدهد. همچنین، در داستانی درباره حضرت عیسی آمده است که در بیابان به باران شدیدی برمیخورد و در جستجوی پناه میگردد تا به مکانی میرسد که شخصی در حال نماز است و باران به آنجا نمیریزد. پس از اتمام نماز، عیسی از او میخواهد که دعا کند تا باران قطع شود، اما آن شخص میگوید چگونه میتواند دعا کند در حالی که سالها در عبادت بوده و هنوز احساس میکند که باید برای گناهانش توبه کند و امیدوار است که خدا توبهاش را بپذیرد.
هوش مصنوعی: عیسی علیه السلام فرمود: توبهات پذیرفته شده است، چون من عیسی پیامبر هستم. سپس از او پرسید: چه گناهی کردهای؟ او در پاسخ گفت: یک روز از تابستان بیرون آمدم و هوا خیلی گرم بود، و گفتم: امروز چه روز گرمی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.