مذکور شد که از حضرت ثمرات محبت به خدا، شوق به لقای او و انس به اوست، اما شوق، پس بدان که اصل شوق، عبارت است از میل به چیزی و رغبت به آن در حال غیاب آن پس شوق به چیزی که حاصل و حاضر است معنی ندارد بلکه شوق به چیزی می باشد که از وجهی ادراک آن شده باشد و از وجهی دیگر ادراک آن نشده باشد پس شوق داشته باشد به ادراک وجهی و عدم ادراک وجهی دیگر، به خفا و وضوح باشد یا به اجمال و تفصیل.
و فی الحقیقه مرجع هر دو یکی است، زیرا اجمال و تفصیل نیز همان خفا و وضوح است و افضل مراتب شوق، شوق به خدا و به لقای اوست و تفصیل شوق به او این است که آنچه از امور الهیه که از برای اهل معرفت حاصل می شود هر قدر که واضح باشد باز به جهت امتزاج آن به خیالات طبیعیه و موهومات معتاده، انسان گویا در پس پرده ای است که مانع از غایت وضوح آنها است، خصوصا هرگاه مشاغل دنیویه نیز مخلوط به آنها گردد.
پس کمال وضوح آنها نیست مگر در عالم آخرت پس این سبب شوق آدمی می گردد به خدا و نیز امور الهیه غیر متناهیه است و هر قدر که از برای صاحب معرفت حاصل شود باز امور غیر متناهیه غیر معلومه باقی می ماند که او وجود آنها را اجمالا می داند پس پیوسته شایق دانستن آنهاست و شوق به کمال وضوح بعضی از معلومات، ممکن است که به واسطه رسیدن به آن در آخرت منتهی گردد و اما شوق به رسیدن به آنچه اجمالا وجود آن را دانسته و تفصیل آن مجهول است هرگز منتهی نمی شود، نه در دنیا و نه در آخرت به جهت آنکه نهایت آن وقتی است که از برای بنده کشف شود از عظمت و کبریا و جلال و جمال و صفات و افعال و احکام الهی آنچه را که از برای خدا معلوم است و این محال است.
پس همیشه بنده عالم به این هست که از معارف الهیه امور غیرمعلومه به جهت او مانده است پس هرگز آتش شوق او فرو نمی نشیند و هیچ بنده ای نیست مگر اینکه درجات غیر متناهیه را بالاتر از درجه خود می بیند و مشتاق وصول به آنهاست، و لیکن آن شوق، موجب بهجت و لذت است نه الم و محنت، و چون این شوق، باعث ترقی بنده است پس آناف آنا درجات او در ترقی است و مرتبه او بالا می رود و ابد الآبد نعیم و لذت و بهجت او در تزاید است و هرگز انقطاعی از برای او نیست و از اشتغال او به لذت، درجات متعدده الم آتش شوق را احساس نمی کند «نورهم یسعی بین ایدیهم و بایمانهم یقولون ربنا اتمم لنا نورنا» یعنی «نور ایشان اطراف و جوانبشان را فرو گرفته و می گویند: خدایا نور ما را زیاد کن» بلی ترقی درجات و زیادتی ابتهاجات، موقوف به آن است که تخم آن را در دنیا کاشته باشد و اصل آن را کسب کرده باشد و بنابراین، ترقی و زیادتی از برای کسانی است که اصل آن را تحصیل کرده باشد و بسا باشد کسانی باشند که در یک درجه بایستند و دیگر ترقی و رفعت از برای ایشان نباشد به جهت اینکه اصل همان قدر را خود تحصیل نموده اند و بس و تعیین اصل و فرع انوار و ابتهاجات و مراتب آخرت به عنوان قطع از برای امثال ما میسر نیست.
بلی همچنان که والد ماجد حقیر قدس سره در جامع السعادات فرموده مظنون آن است که اصل هر نور و سعادات و بهجتی، یقین قطعی اجمالی هست به اینکه واجب الوجود در غایت عظمت و جلال و قدرت و کمال، و تام فوق تمام است و جمیع ماسوای او به اشرف انحاء صدور از او صادرند و موجودی بجز او و صفات و افعال او در سرای هستی وجود ندارد و ذات مقدس او ذاتی است که هیچ عقلی ادراک آن را نمی تواند کرد.
و هیچ مدرک و ذهنی به کنه آن نمی تواند رسید بلکه هر چه تصور کنند از آن بالاتر است همچنین صفات کمالیه آن و صفات کمالات او از عظمت و جلال و قدرت و کمال و علم و حکمت و غیر اینها غیر متنهای است و از برای آنها حدی و نهایتی نیست و آنچه علم او به آن تعلق گرفته از مخلوقات، نهایتی ندارد.
پس هر که این را یقین کند و بداند که این عالم را اصلا در پیش عالم آخرت قدر و نسبتی نیست و اینکه الطاف و کرامات الهیه مخصوص بندگانی است که نسبت خود را به پروردگار شناخته اند و دانسته اند که شرافت و کمالی نیست مگر معرفت او و با وجود این، اخلاق ذمیمه را از خود سلب نماید و به اوصاف فاضله متصف گردد و مواظبت بر طاعات و عبادات لازمه کند و از گناهان کبیره اجتناب لازم شمارد پس هر که چنین کرد به اصل هر سعادت و نور و بهجتی رسیده است.
و چون بیان شوق به لقای الهی را دانستی بدان که آن افضل مراتب شوق، و کلید ابواب سعادات، و سرمایه وصول به مرادات است در بعضی از کتب سماویه است که «خدای تعالی می فرماید: شوق خوبان به لقای من به طول انجامید و من به ملاقات ایشان شایق ترم».
و در اخبار داود علیه السلام وارد است که «من دلهای مشتاقین را از نور خود آفریدم و به داود وحی شد که ای داود تا چند بهشت را یاد می کنی و شوق به من را مسئلت نمی نمایی؟ داود عرض کرد که پروردگارا مشتاقان به تو چه کسان اند؟ فرمود: کسانی هستند که ایشان را از هر کدورت و غباری صاف نموده ام و روزنه ها در دل ایشان گشوده ام، که از آنها به من نظر می کنند و من دلهای ایشان را به دست خود برمی دارم و در آسمان می گذارم و ملائکه را می طلبم چون جمع شدند سجده مرا می کنند من می گویم شما را جمع نکردم که سجده مرا کنید خواستم که دلهای مشتاقان خود را به شما نمایم و به آنها بر شما مباهات کنم و دلهای ایشان در آسمان من از برای ملائکه من می درخشد چنانچه خورشید از برای اهل زمین می درخشد ای داود: من دل مشتاقان خود را از رضوان خود خلق کرده ام و به نور جمال پروریده ام و آنها را از برای حدیث خود فراگرفته ام و بدنهای ایشان را در زمین، محل نظر خود قرار داده ام و راهی از دلهای ایشان به خود بریده ام که نگاه به من می کنند و هر روز، شوق ایشان زیاد می شود ای داود کسانی که رو از من گردانیده اند اگر بدانند چگونه است انتظار من از برای آنها و مهربانی من به ایشان و شوق من به ترک کردن ایشان معاصی را هر آینه از شوق خواهند مرد و بند بند ایشان از دوستی من از هم جدای خواهد شد» و در بعضی از اخبار قدسیه رسیده است که «مرا بندگانی هست که ایشان مرا دوست دارند و من ایشان را دوست دارم و ایشان مشتاق من اند، من مشتاق ایشان ایشان مرا یاد می کنند و من ایشان را و اول عطای من به ایشان آن است که نور خود را به دل ایشان می افکنم، پس ایشان از من خبر می دهند همچنان که من از ایشان خبر می دهم و اگر آسمان ها و زمینها را در ترازوی ایشان نهم در حق ایشان کم می شمارم و رو به ایشان می آورم و کسی که من رو به او آورم احدی نمی داند که چه می خواهم به او عطا کنم» حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید که «مشتاق، طعام نمی خواهد و از شرابی لذت نمی یابد و او را خواب راحت نمی برد و به خویش و پیوندی، أنس نمی گیرد و در خانه ای مأوی نمی کند و در آبادانی ساکن نمی شود و جامه های نرم نمی پوشد و شب و روز، خدا را عبادت می کند و به زبان شوق به او راز می گوید و در دل خود را به او عرض می کند همچنان که موسی بن عمران در وقتی که به میعاد پروردگار می رفت از شوق، چهل شبانه روز چیزی نخورد و نیاشامید و نخوابید و خواهش به هیچ یک از اینها نداشت.
پس چون به میدان شوق قدم گذاری نفس خود را چهار تکبیر بگو و آرزوها و مرادهای دنیا را وداع کن عادت و رسوم را بگذار و احرام از غیر شوق خدا ببند و همه چیز دیگر را بر خود حرام کن و در میان حیات و ممات خود زبان تسلیم بگشا و بگو: «لبیک اللهم لبیک».
سرکویش هوس داری هوا را پشت پایی زن
در این اندیشه یک رو شو دو عالم را قفایی زن
بساط قرب می جویی خرد را الوداعی گو
وصال دوست می خواهی بلا را مرحبایی زن
قدم به راه طلب چون نهی ز جان بگریز
که شرط راه بود جان من شکیبایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن به بررسی شوق و محبت به خداوند پرداخته شده است. شوق به خدا به معنای میل و رغبت به دیدار اوست، که این شوق زمانی معنا دارد که در حال غیاب او احساس شود. شوق به خدا و شناخت او برتر از سایر اشیاء است و نوعی الهام و فهم عمیق از امور الهی را در پی دارد.
شوق به خداوند به سبب عدم شناخت کامل اوست و انسان پیوسته در جستجوی درک بیشتر از صفات و ویژگیهای الهی است. این شوق باعث پیشرفت و ترقی روحانی انسان میشود و او را به سمت شناخت بیشتر و نزدیکی به خداوند سوق میدهد.
در نهایت، کسانی که شوق به خدا دارند، خود را از گناهان دور کرده و تلاش میکنند تا صفات خوب را در خود تقویت کنند. در این مسیر، شناخت و آگاهی از عظمت و جلال خداوند منجر به سعادت و بهجت در زندگی انسان خواهد شد.
هوش مصنوعی: در مورد محبت به خدا گفته شد که یکی از ثمرات آن، شوق به دیدار او و ارتباط با اوست. شوق به معنای تمایل و علاقه به چیزی است که در حال حاضر در دسترس نیست. بنابراین، شوق برای چیزی که در دسترس باشد، معنایی ندارد. شوق به چیزی به وجود میآید که از یک جنبه قابل درک است و از جنبهای دیگر قابل درک نیست. به عبارت دیگر، این شوق به خاطر درک یک جنبه و ناتوانی در درک جنبه دیگر به وجود میآید، چه این درک به صورت مبهم باشد و چه روشن.
هوش مصنوعی: در واقع، مرجع هر دو موضوع به یک نقطه میرسد، زیرا اجمال و تفصیل برابر با خفا و وضوح است. بهترین نوع شوق، شوق به خدا و لقای اوست. توضیح شوق به او این است که هرچند برای اهل معرفت، امور الهی ممکن است به روشنی قابل درک باشد، ولی به دلیل ترکیب آنها با خیالهای طبیعی و تصورات عادی، انسان همچنان احساس میکند که مانند پسپردهای وجود دارد که اجازه نمیدهد به وضوح کامل برسد. این مسئله به خصوص زمانی شدیدتر میشود که مشغلههای دنیوی نیز به آن اضافه گردد.
هوش مصنوعی: کمال آشکاری امور فقط در عالم آخرت تحقق مییابد و این موضوع سبب ایجاد تمایل در انسان به سمت خداوند میشود. همچنین، مسائل الهی بینهایت هستند و هرچه انسان عالم به آنها باشد، باز هم مواردی وجود دارند که برای او ناشناخته باقی میمانند. بنابراین، همواره تمایل به دانستن این امور وجود دارد. تمایل به شناخت کمال و وضوح برخی از اطلاعات ممکن است در آخرت و با رسیدن به آن، تحقق یابد. اما میل به دانستن جزئیات آنچه که فقط بهصورت اجمالی مورد شناخت قرار گرفته است، هیچگاه به پایان نمیرسد، نه در دنیا و نه در آخرت. زیرا نهایت این میباشد که بندگان به عظمت و جلال و صفات و افعال خداوند پی ببرند، که این موضوع غیرممکن است.
هوش مصنوعی: انسان همواره آگاه است که در معارف الهی، موارد نامعلومی وجود دارد. بنابراین، هیچگاه شوق او کاهش نمییابد و هر فردی درجاتی بالاتر از وضعیت کنونی خود میبیند و به رسیدن به آنها مشتاق است. این شوق، منجر به شادی و لذت میشود نه درد و رنج. این شوق، موجب پیشرفت شخص میشود و به تدریج درجات او بالا میروند. نعمتها و لذتهای او هرگز متوقف نمیشوند و با اشتغال به لذت، درجههای مختلفی از شوق را احساس نمیکند. در قرآن آمده است: «نور آنها در پیش و در کنارشان میدرخشد و میگویند: خدایا نور ما را بیشتر کن.» بنابراین، پیشرفت در درجات و افزایش شادیها به این بستگی دارد که انسان بذر آنها را در این دنیا بکارد و اصل آنها را کسب کند. کسانی که به این اصل نرسیدهاند، ممکن است در یک درجه باقی بمانند و پیشرفتی نداشته باشند. تعیین اصل و فرع نورها و شادیها و مراتب آخرت برای ما قابل درک نیست.
هوش مصنوعی: بله، بر اساس آنچه والد ماجد قدس سره در کتاب جامع السعادات بیان کردهاند، به نظر میرسد که اصل هر نور، سعادت و سروری، درک قطعی و کلی از وجود واجب الوجود است که در بالاترین درجه عظمت، جلال، قدرت و کمال قرار دارد. همه موجودات دیگر به بهترین نحو از او صادر میشوند و هیچ موجودی به جز او و صفات و افعال او در این عالم وجود ندارد. ذات مقدس او به گونهای است که هیچ عقلی نمیتواند آن را درک کند.
هوش مصنوعی: هیچ مدرک و فهمی نمیتواند به عمق این موضوع دست یابد و هر تصوری که از آن میشود، فراتر از واقعیت آن است. همچنین صفات کمال او، مانند عظمت، جلال، قدرت، کمال، علم و حکمت، محدود و قابل تعریف نیستند و برای آنها هیچ حد و مرزی وجود ندارد. هر چیزی که علم او به آن مربوط میشود، از خلق و خوها، نیز بینهایت است.
هوش مصنوعی: هر کس که به این حقیقت ایمان بیاورد که این جهان هیچ نسبتی با عالم آخرت ندارد و بداند که لطفها و کرامتهای الهی مخصوص بندگانی است که رابطه خود را با پروردگار شناخته و فهمیدهاند که شرافت و کمال فقط در شناخت اوست، و در عین حال، اخلاق ناپسند را از خود دور کرده و به صفات پسندیده آراسته شود و مراقبت لازم را بر انجام عبادات و طاعات داشته باشد و از گناهان بزرگ پرهیز کند، به اصل هر سعادت، روشنایی و خوشبختی دست یافته است.
هوش مصنوعی: زمانی که شوق و علاقه به ملاقات با خداوند را درک کردی، بدان که این بالاترین درجه شوق و دروازهای به سوی سعادت و موفقیت در زندگی است. در برخی از کتابهای آسمانی آمده است که خداوند میفرماید: «شوق و محبت خوبان به دیدار من طولانی است و من به ملاقات آنها بیشتر شایق هستم».
هوش مصنوعی: در روایات آمده است که خداوند به داود گفت تا کی بهشت را یاد میکنی اما شوق به من را طلب نمیکنی؟ داود از خداوند پرسید که مشتاقان به تو چه کسانی هستند. خداوند فرمود کسانی که از هر گونه آلودگی پاک کردهام و دلهایشان را به خود نزدیک کردهام. او ادامه داد که این دلها را به آسمان میبرد و ملائکه را جمع میکند تا برای آن دلها سجده کنند؛ ولی هدف این کار، نشان دادن دلهای مشتاقان به ملائکه است. خداوند همچنین به داود گفت که دلهای مشتاقان را از رحمت خود آفریده و آنها را به نور جمال خویش پرورانده است. این دلها به سوی او مینگرند و هر روز شوق آنها بیشتر میشود. خداوند تصریح کرد کسانی که از او رو گردان میشوند، اگر بدانند که انتظار و محبت او برای آنها چگونه است، به شدت مشتاق او خواهند شد و دلهایشان از دوستی او جدا خواهد شد. همچنین در دیگر روایات آمده که خداوند بندگانی دارد که او آنها را دوست دارد و آنها نیز او را دوست دارند؛ آنها از یاد خدا غافل نمیشوند و اولین عطای خدا به آنها نور ایمان است. امام صادق (ع) نیز بیان کردند که مشتاقان، نیازی به خوراک و خواب و آسایش ندارند و تنها در شوق به خداوند هستند، مانند موسی که در انتظار پروردگار به مدت چهل شبانهروز هیچ غذایی نخورده و نمیخوابید.
هوش مصنوعی: وقتی به میدان شوق قدم میگذاری، چهار بار تکبیر بگو و به آرزوها و خواستههای دنیوی خداحافظی کن. عادتها و رسوم را کنار بگذار و احرامی که به جز شوق خدا به خود بستهای را ترک کن و تمام چیزهای دیگر را بر خود حرام کن. در زندگی و مرگ خود، زبان تسلیم را باز کن و بگو: «لبیک، خدایا لبیک».
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی اشاره میکند که اگر در جستجوی عشق و زیبایی هستی، بهتر است که دلبسته به ظواهر گذرا نشوی. به جای اینکه درپی فریبهای دنیوی باشی، باید به درون و عمق محبت واقعی توجه کنی. با دل از تمام تعلقات و زرق و برق دنیا جدا شو و به سوی عشق حقیقی حرکت کن که میتواند دو دنیای متفاوت را به هم پیوند دهد.
هوش مصنوعی: برای نزدیک شدن به دوست، باید از قید و بندهای کوچک رهایی یابی و گرانی بلا را با آغوش باز بپذیری.
هوش مصنوعی: در مسیر طلب، اگر قدم برمیداری، از جانت فرار کن؛ زیرا صبر و استقامت از شرطهای این راه است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.