چون نداری تابِ ذاتش، چشم بگشا در صفات
چون نبینی بیجهت را نور، او بین در جهات
حوریان بین، نوریان بین، زیر این ازرق تتق
مسلمات مؤمنات قانتات تائبات
هر یکی با ناز باز و هر یکی عاشقنواز
هر یکی شمعِ طراز و هر یکی صبحِ نجات
هر یکی بستهدهان و موشکاف اندر بیان
هر یکی شکرستان و هر یکی کانِ نبات
جان کهنه میفشان و جان تازه میستان
در فقیری میخرام و میستان ز ایشان زکات
شیر جان زین مریمان خور چونک زاده ثانی ای
تا چو عیسی فارغ آیی از بنین و از بنات
روز و شب را چون دو مجنون درکشان در سلسله
ای که هر روزت چو عید و هر شبت قدر و برات
چونک شه بنمود رخ را، اسب شد همراه پیل
عقل مسکین گشت مات و جان میان برد و مات
عاشقان را وقت شورش ابله و شپشپ مبین
کوه جودی عاجز آید پیش ایشان در ثبات
جان جمله پیشهها عشقست اما آنک او
تره زار دل نبیند درفتد در ترهات
من خمش کردم چو دیدم خوشتر از خود ناطقی
پیش او میرم بگویم «اقتلونی یا ثقات»
شمس تبریزی چو بگشاید دهانِ چون شکر
از طرب در جنبش آید هم رمیم و هم رفات
رو خمش کن، قول کم گو، بعد از این فعال باش
چند گویی «فاعلاتن فاعلاتن فاعلات»



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت بصیرت و دانش در شناخت زیباییها و حقیقتهای زندگی اشاره دارد. او به زیباییهای معنوی و صفات نیک حوریان و مؤمنان میپردازد و بر نوعی عشق و ناز در میان آنان تأکید میکند. در این حال، او به دگرگونی روح و جان فراخوانده و میگوید که عشق واقعی باید دیانت و زکات را در پی داشته باشد. بهعلاوه، شاعر از نقش شمس تبریزی بهعنوان منبع عشق و شادی یاد میکند و او را در قالب دوست و معلم حاضر میبیند. در پایان، او به خودآگاهی و عملگرایی دعوت میکند و بر ضرورت رفتن بهسوی عمل تأکید دارد.
هوش مصنوعی: اگر توانایی درک خود ذات او را نداری، به صفاتش توجه کن. چون نمیتوانی نور او را بیدلیل ببینی، از نقاط مختلف او را درک کن.
هوش مصنوعی: حوریان و نوریان را ببین، که زیر این آسمان آبی، مؤمنان مطیع و توبهکار وجود دارند.
هوش مصنوعی: هر یک از آن حوریان با ناز و لطافت خاصی خود را نشان میدهند و به عشق روی آوردند. هر کدام مانند شمعی زیبا هستند و روشنی میبخشند، و همچنین هر یک صبحی نویدبخش و راهگشا به سوی نجات و رهایی میآورند.
هوش مصنوعی: هر یک از آنها در حرف زدن کمحرف و دقیق هستند و در عین حال مانند سرزمینهای شیرین و پر از نعمت، لذتبخش و خوشایندند.
هوش مصنوعی: وقتی که جان قدیمی و بیفایده را رها کنی، جان جدید و باطراوتی به دست میآوری. در این مسیر، از فقیران و نیازمندان کمک بگیر و زکات خود را به آنها بده.
هوش مصنوعی: شیر جان، یعنی نیرومندی و زندگی خود را از این انسانها بگیر، چون زاده دومی (مریم) هستی، تا مانند عیسی از داشتن فرزند و دختر آزاد شوی.
هوش مصنوعی: روز و شب را مانند دو دیوانه تصور کن که در زنجیرهای در حرکتند؛ بهطوریکه هر روز تو مانند عید و هر شب تو همانند شب قدر و با برکت است.
هوش مصنوعی: زمانی که شاه (خدا یا معشوق) چهره خود را نشان داد، عقل به اندازهای تحت تأثیر قرار گرفت که به اسب تبدیل شد و دیوانگی او را، که مانند فیل سنگین و ناتوان است، در بر گرفت و جانش را هم از دست داد.
هوش مصنوعی: عاشقان در زمان شور و هیجان، مانند آدمهای احمق و گیج به نظر نمیرسند. کوه جودی، که نمادی از استقامت و پایدار بودن است، در برابر ثبات و استواری آنها عاجز میشود.
هوش مصنوعی: عشق، اصل همهٔ کارها و فعالیتهاست، اما کسی که دلش به زیباییها و حقیقتها توجه نداشته باشد، در دام سخنان بیاساس و بیمحتوا گرفتار میشود.
هوش مصنوعی: وقتی دیدم شخصی با سخنان شیرین و خوشایند به طرز بهتری از من سخن میگوید، سکوت کردم و به او اجازه دادم حرف بزند. در این لحظه، تمایل دارم بگویم: «شما مرا بکشید، زیرا شما از لحاظ ادب و بلاغت به مراتب بهتر هستید.
هوش مصنوعی: وقتی شمس تبریزی صحبت کند، صحبتش شیرین و دلچسب است و به طور طبیعی همهی موجودات در اطراف او به حرکت درمیآیند و به وجد میآیند. در اینجا «رمیم» و «رفات» به معنای شادی و سرور ناشی از کلام اوست.
هوش مصنوعی: چهرهات را آرام کن و کمتر سخن بگو، از این پس بیشتر عمل کن تا فقط صحبت کردن و شعر گفتن کافی نباشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم
همچو هفت آبا تو دربایی و چون چار امهات
هفت ماه آمد که از بهر تقاضای صلت
کردهام بر درگهت چون دولت و دانش ثبات
بارها در طبعم آمد کان چو گوهر شعرها
[...]
آخر ای خاک خراسان داد یزدانت نجات
از بلای غیرت خاک ره گرگانج و کات
در فراق خدمت گرد همایون موکبی
کاندر نعل از هلالست اسب را میخ از نبات
موکب صدر جهان پشت هدی روی ظفر
[...]
صدر عالی اوحدالدین دام انعامه که هست
چاکر خاک جنابش چشمه آب حیات
بر رخ این رقعه شکل نیلگون یعنی زمین
داده رای او وزیر آسمان را شاه مات
خصمش از رشگ دوات و کلک گوهر بار او
[...]
ای خرد را خاک درگاه تو اکسیر نجات
خوانده حق برخطه عالم تو را اقضی القضات
در دبیرستان عزم و حزم تو تشبیه طبع
باد را تعلیم سیر و کوه را درس ثبات
نیست بی طغرای تو، نافذ قضا را یک مثال
[...]
ای باستحقاق خورشید سپهر معجزات
هم امامت را پناهی هم امامی را نجات
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.