ز اول بامداد سر مستی
ورنه دستار کژ چرا بستی؟!
به خدا دوش تا سحر همه شب
باده بیصرفه، صرف خوردستی
در رخ و رنگ و چشم تو پیداست
که ازان بازی و ازان دستی
نانچ خوردی بده به مخموران
ای ولی نعمت همه هستی
شیر امروز در شکار آمد
لرزه در که فتاد در پستی
بدویدن ازو نخواهی رست
سر بند عاشقانه و رستی
تا که پیوسته در امان باشی
چون بدار الامانش پیوستی
شصت فرسنگ از سخن بگریز
که ز دام سخن درین شستی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف حال و هوای مستی و عشق میپردازد. شاعر از بامداد خمار و شتابی که به خاطر عشق و نوشیدن باده دارد، سخن میگوید و از زیباییهای معشوق خود و تأثیر آن بر احساساتش مینویسد. او به عشق و پایداری در آن اشاره میکند و هشدار میدهد که در این راه ممکن است دچار ناامنی و لرزش شود. همچنین، اهمیت پیوستگی به معشوق را برای رسیدن به آرامش و امان از مشکلات نمایان میکند و از سرزنش گریز سخن میگوید، که انسان باید از دامها و درجا زدن در سخن برحذر باشد.
هوش مصنوعی: از ابتدای صبح باید مست باشی، وگرنه چرا دستار (دستمال گردن) خود را به شکلی نامرتب بستهای؟
هوش مصنوعی: به خدا قسم، دیشب تا سحر همه شب را با بینصیب و بیهوده نوشیدی و صرف کردی.
هوش مصنوعی: در چهره و رنگ و چشم تو مشخص است که به خاطر آن بازی و آن نوازشها آمدهای.
هوش مصنوعی: تو ای ولی نعمت همه وجود، اگر نانی که خوردی به دست آوردی را به مخموران (مستها) بدهی، نشاندهنده بزرگواری و شفقت تو بر آنان است.
هوش مصنوعی: شیر که امروز در شکار آمده است، به گونهای ناگهانی در کمین افتاده و باعث لرزشی شده است. این تصویر نشان میدهد که چه قدرت و هیبت در confronting (مواجه شدن) با دشمن وجود دارد و زندگی به سوی پستی میل میکند.
هوش مصنوعی: از عشق او نمیتوانی فرار کنی و نمیتوانی از این زنجیر عاشقانه رهایی یابی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به کسی که در امانتت است، وابسته باشی و به او پیوند داشته باشی، در امنیت و آرامش خواهی بود.
هوش مصنوعی: از گفتن بسیار دوری کن، چون گرفتار دام گفتار خواهی شد که در این حالت، شصت فرسنگ (یعنی مسافت زیادی) از سخن باید دور شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چون مرا دیدهای بدین سستی
هر چهگفتی صلاح من جستی
با چنین ثروت و چنین هستی
مگر از عقد زلف او جستی
شیرگیری ولیک نز مستی
شیرگیری به اژدها دستی
راحت دوستان عمادالدین
چون که امروز بهترک هستی
در کف محنت خودی امروز؟
یا نه از دست رنج وارستی
همچو ماهی بر آسمان نشاط
[...]
ز اول بامداد سرمستی
ور نه دستار کژ چرا بستی
سخت مستست چشم تو امروز
دوش گویی که صرف خوردستی
جان مایی و شمع مجلس ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.